19:50 - 2024/09/28

Sounds of Silence: چرا صدا در خاطرات اولیه نادر است؟

[ad_1] نمای جلو-کوزه شیر ارگانیک منبع: طراحی شده توسط Freepik یکی از جنبه های جذاب خاطرات اولیه این است که به نظر می رسد خاطرات در سکوت در آگاهی ظاهر می شوند. یادآوری یک خاطره اولیه می تواند مانند تماشای یک فیلم صامت قدیمی باشد. اگرچه ممک...

Sounds of Silence: چرا صدا در خاطرات اولیه نادر است؟

[ad_1]

طراحی شده توسط Freepik

نمای جلو-کوزه شیر ارگانیک

منبع: طراحی شده توسط Freepik

یکی از جنبه های جذاب خاطرات اولیه این است که به نظر می رسد خاطرات در سکوت در آگاهی ظاهر می شوند. یادآوری یک خاطره اولیه می تواند مانند تماشای یک فیلم صامت قدیمی باشد. اگرچه ممکن است این مورد باشد، اما نشان نمی‌دهد که حس شنوایی برای کسانی که صدا را در خاطرات خود ندارند، ارزش زیادی قائل نیست. درعوض، افرادی که دارای اولین حافظه شنیداری هستند، جهت گیری «منطقی» در زندگی دارند.

یک خاطره اولیه مربوط به صدا توسط جودی، یک پیرمرد 90 ساله ساکن یک محیط روستایی با من به اشتراک گذاشته شد. او اولین خاطره ای را از اواخر دهه 1930 نقل می کند: “به یاد دارم که در ایوان جلوی پدر و مادرم بودم و صدای کوبیدن سطل های شیر را می شنیدم. پدربزرگم در انبار بود و من می خواستم بلند شوم و نگاه کنم. مطمئن نبودم که می توانم یا نه. قرار بود چون صبح خیلی زود بود.” من در مورد جزئیات اضافی مربوط به خاطره پرسیدم و جودی گفت: “به نظر می رسید پدربزرگم از انبار به سمت ایوان می رفت.” او اضافه کرد که مهمترین بخش حافظه اش صدای به هم خوردن سطل ها در حین راه رفتن او بود. در آن لحظه، جودی اظهار داشت که “خوشحال است و ای کاش با او بودم.”

کیفیت شاد و خوش بینانه خاطره مشهود است. نکته مهم این است که حالت حسی صدا به غنا و سرزندگی آن کمک می کند. جودی وقتی توانست از مکان خود در جنگل بازدید کند، به اشتراک گذاشت که “بیرون می نشیند و به هیچ چیز دیگری جز حیواناتی که در اطراف می چرخند یا به جغدها و قورباغه ها گوش نمی دهد. این بسیار لذت بخش است.” جودی همچنین از جذابیت شنیدن یک آتش سوزی، صدای بادی، باران روی سقف حلبی، ساعت بادگیر، و صدای جیر جیر پرندگان صحبت کرد. جودی منشی بازنشسته است. زمانی که جودی در دفتر کار می کرد، همیشه “رادیو روشن داشت و به دلیل صدای کم رادیو نمی توانست صدای هیچکس دیگری را بشنود. این به من کمک کرد تا با صداهای دیگر در اتاق منحرف نشم.”

برای جودی، روش حسی شنوایی از نحوه وجود او جدایی ناپذیر است. در عین حال، برای ما که ممکن است صدا را در اولین خاطرات خود تجربه نکنیم، خاطره او یادآوری است که وقف شنیداری خود را بدیهی نگیریم. زیبایی و عمق احساسی در ظرفیت شنوایی برای غنی سازی شخصی وجود دارد. گوش دادن به خنده های شادی آور دوست عزیز، شنیدن آهنگ مورد علاقه، هماهنگی با صداهای ملایم طبیعت و خیلی چیزهای دیگر باعث رضایت در زندگی می شود. در عین حال، صداهای تند و تهاجمی در محیط فرد بسیار شایع است. در حالی که این در مورد جودی نیز صادق است، او همچنان در صداهای در دست (یا در گوش) که تجربه او را در یک خاطره اولیه از مدت ها قبل منعکس می کند، آرامش و راحتی پیدا می کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان