دو شکل شادی وجود دارد، اما تنها یکی به شادی پایدار منجر می شود. بسیاری از ما به اولی گره خوردهایم و دومی را فراموش میکنیم و سطح رفاه را برای ما به ارمغان میآورد. خبر خوب؟ شما می توانید کاری در مورد آن انجام دهید.
جذابیت لذت لذت بخش
منبع: تصویر توسط StockSnap از Pixabay
شادی لذت بخش– به رابطه جنسی، مواد مخدر و راک اند رول فکر کنید – تمام لذت های حواس را به تصویر می کشد: غذا، پول، حتی شهرت و محبوبیت. این تجربیات یک اوج مختصر را به همراه دارد و به دنبال آن افت می کند که باعث می شود بیشتر هوس کنید.
ما اغلب شادی را مستقیماً به لذت مرتبط میکنیم و آن را مجموعهای از لحظات هیجانانگیز، سرگرمکننده یا حسی تصور میکنیم. در حالی که شادی لذتبخش فورانهای لذتبخشی از شادی را ارائه میدهد، بیایید صادق باشیم: این لحظات کوتاهمدت هستند. هنگامی که هیجان اولیه محو شد، ما در جستجوی اوج بعدی هستیم، خواه از یک فیلم مورد علاقه باشد یا یک غذای عجیب – «تردمیل لذتبخش» برای تعقیب لذتهای زودگذر.
علاوه بر این، اغلب این ایده به ما فروخته میشود که میتوان خوشبختی را خرید – این که یک ابزار جدید یا یک تعطیلات مجلل جای خالی را پر میکند. با این حال، مردم در جوامع مادیگرا اغلب احساس میکنند که کمتر احساس رضایت میکنند، گاهی اوقات حتی بیشتر افسرده میشوند. این تله شادی لذتبخش را برجسته میکند: در حالی که میتواند فریبنده باشد، اغلب هنگامی که لذتها محو میشوند به احساس پوچی منجر میشود. بنابراین، چگونه می توانیم شادی پایدارتری را وارد زندگی خود کنیم؟
ژرفای شادی اودیمونیک
شادی اودائمونی تمرکز را از لذت شخصی به چیزی بزرگتر تغییر می دهد – ارتباط، خدمات و احساس هدف. این نوع شادی ما را تغذیه می کند و به احساس رضایت پایدار کمک می کند.
بخشیدن به دیگران حتی می تواند رفاه را فراتر از آن چیزی که هنگام خرج کردن پول برای خود تجربه می کنیم، افزایش دهد. یک آزمایش آشکار در مجله منتشر شده است علم پروفسور الیزابت دان در دانشگاه بریتیش کلمبیا نشان داد که شرکتکنندگانی که مبلغی پول دریافت کردند و به آنها دستور داده شد آن را برای دیگران خرج کنند، نسبت به کسانی که آن را برای خود خرج میکردند، احساس خوشبختی بیشتری داشتند. مطالعات علوم اعصاب توسط جردن گرافمن و دیگران نیز نشان می دهد که عمل دادن می تواند لذت بخش تر از دریافت باشد.
این یافته حتی برای نوزادان نیز صادق است! یک مطالعه اخیر توسط لارا آکنین و همکارانش در دانشگاه بریتیش کلمبیا نشان داد که حتی کودکان دوساله در دادن غذا به دیگران نسبت به دریافت خوراکیها، شادی بیشتری پیدا میکنند. قابل توجه است که این روند بدون توجه به ثروت یک کشور در سراسر جهان مشاهده می شود. یک مطالعه متفاوت نشان داد که بین مقدار پولی که برای دیگران خرج می شود و رفاه شخصی – صرف نظر از درآمد، حمایت اجتماعی، آزادی درک شده و فساد ملی، همبستگی قوی وجود دارد.
قدرت شفقت
Eudaimonia به این معنی نیست که باید برای دیگران پول خرج کنید. هر شکلی از حمایت یا کمک می تواند به این شادی کمک کند. یکی از دلایلی که شفقت ممکن است رفاه ما را افزایش دهد این است که دیدگاه ما را فراتر از خودمان گسترش می دهد. تحقیقات نشان میدهد که افسردگی و اضطراب با یک حالت تمرکز بر خود مرتبط است – مشغلهای با «من، خودم و من». وقتی کاری را برای شخص دیگری انجام میدهید، این تمرکز روی خود به حالت تمرکز بر دیگری تغییر میکند. به آخرین باری فکر کنید که به کسی کمک کردید. به احتمال زیاد، مهم نیست که قبل از آن چه احساسی داشتید، به شما احساس عالی می کرد.
علاوه بر این، پرورش شفقت میتواند حس ارتباط ما با دیگران را تقویت کند. یک مطالعه نشان داد که فقدان ارتباط اجتماعی بیشتر از چاقی، سیگار کشیدن یا فشار خون بالا برای سلامتی مضر است. افرادی که احساس ارتباط بیشتری با دیگران دارند، میزان اضطراب و افسردگی کمتری دارند و از عزت نفس بالاتری برخوردارند. آنها تمایل دارند بیشتر همدل، اعتماد و همکاری کنند و یک حلقه بازخورد مثبت از رفاه اجتماعی، عاطفی و فیزیکی ایجاد کنند.
مطالعهای که توسط باربارا فردریکسون و استیو کول انجام شد، حقیقت جالبی را نشان میدهد: افرادی که شادی را عمدتاً از فعالیتهای لذتگرایانه به دست میآورند، سطوح التهابی مشابه افرادی دارند که استرس مزمن را تجربه میکنند. در مقابل، افرادی که از طریق ارتباطات معنادار و احساس هدف – آنچه ما شادی eudaimonic می نامیم – به شادی می رسند، سطح التهاب به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. این نشان میدهد که تحقق عمیقتر تأثیر محافظتی بر رفاه ما دارد.
پیدا کردن تعادل
شادی را مانند یک وعده غذایی در نظر بگیرید: یک دسر ضعیف ممکن است لذت فوری را به ارمغان بیاورد، اما یک وعده غذایی سالم به شما احساس انرژی و رضایت می دهد. اگر فقط به دنبال لذتهای کوتاهمدت باشیم، ممکن است برای لحظهای احساس هیجان کنیم، اما در نهایت خسته میشویم. از سوی دیگر، شادی Eudaimonic، شادی عمیقتری را ایجاد میکند که ماندگار است.
تحقیقات ریف و سینگر (2008) نشان میدهد که ادغام هر دو عنصر لذتگرا و هدونیک در زندگی ما منجر به سلامت روانشناختی و رضایت از زندگی میشود. آنها پیشنهاد می کنند که ایجاد تعادل بین این دو شکل شادی، رفاه کلی ما را افزایش می دهد و تجربه غنی تری از زندگی ایجاد می کند. هر دو تعقیب لذتگرایانه و ادیمونیک جایگاه خود را دارند. آنها زندگی ما را به طرق مختلف غنی می کنند و یافتن تعادل مناسب کلیدی است.
گام های ساده برای پرورش معنا
- با عزیزان ارتباط برقرار کنید: برای خانواده و دوستان وقت بگذارید. گفتگوها و تجربیات معناداری را به اشتراک بگذارید که پیوندهای شما را تقویت می کند.
- پس بده: به دنبال فرصت هایی برای خدمت به جامعه خود باشید. داوطلب شدن می تواند حس عمیقی از هدف و تحقق را ایجاد کند.
- معنویت را کاوش کنید: چه از طریق مذهب سازمان یافته، تامل شخصی، یا قدردانی از طبیعت و هنر، پرورش جنبه معنوی شما می تواند به زندگی شما عمق دهد.
- قدردانی را تمرین کنید: به طور منظم در مورد آنچه سپاسگزار هستید فکر کنید. این تغییر در تمرکز می تواند به شما کمک کند تا آنچه را واقعاً مهم است درک کنید.
- به دنبال رشد باشید: روی خودشناسی و پیشرفت شخصی سرمایه گذاری کنید. فعالیت هایی را دنبال کنید که شما را به چالش می کشد و حس موفقیت را به همراه دارد.
پذیرش دیدگاه کل نگر از شادی
هم از هیجان لذت و هم از غنای معنا لذت ببرید. با در نظر گرفتن این تعادل، می توانید در منظره زیبای شادی حرکت کنید و زندگی ای را ایجاد کنید که نه تنها سرگرم کننده است، بلکه عمیقاً رضایت بخش است.