[ad_1]

گفتمان پیرامون روابط خانوادگی به همه یا هیچ تبدیل شده است. یا باید اعضای خانواده را دقیقاً همانطور که هستند بپذیریم، یا باید آنها را به طور کامل قطع کنیم. یا باید با قدردانی با آنها برخورد کرد یا باید پاسخگو باشند. این باورهای سفت و سخت منجر به افکاری مانند:
- من آنها را دوست دارم، بنابراین باید همیشه آنها را ببینم.
- من این عضو خانواده را دوست دارم، بنابراین باید چیزی مشترک با آنها داشته باشم.
- من به خرد خانواده ام احترام می گذارم، بنابراین باید نظر آنها را در مورد همه تصمیماتم بخواهم.
اما، البته، روابط نیاز به انعطاف دارند، و این اظهارات سفت و سخت هستند. آنها نشان می دهند که دوست داشتن کسی شما را مجبور به انجام رفتارهای خاصی می کند. حال به جای سفت و سخت یا/یا و اگر/آنوقت، کلمه «و» را وارد کنید. در اینجا برخی از حقایق وجود دارد که میتوان و اغلب باید بهطور همزمان رعایت کرد:
- شما می توانید از کار والدین خود در تربیت خود سپاسگزار باشید و از چیزهایی که در دوران کودکی شما رخ داده است احساس ناراحتی کنید.
- می توانید با والدین و سایر اعضای خانواده خود احساس نزدیکی کنید و همچنان در برخی از زمینه های زندگی خود حریم خصوصی را حفظ کنید.
- شما می توانید اعضای خانواده را دوست داشته باشید و به یکدیگر بازخورد ارائه دهید
- می توانید دوستی را از والدین بخواهید و می خواهید بین دوستان و نقش والدین تمایز قائل شوید.
- شما می توانید والدین خود را همانطور که هستند بپذیرید و در صورت نیاز مرزها را تعیین کنید
- شما می توانید برای دوران کودکی خود ارزش قائل شوید و آن را گرامی بدارید و می خواهند بچه ها را متفاوت تربیت کنند
- شما می توانید یکی از اعضای خانواده را دوست داشته باشید و هیچ وجه اشتراکی با آنها ندارند
- شما می توانید اعضای خانواده را بی نهایت دوست داشته باشید و برای بودن در کنار آنها تلاش می کنند
- شما می توانید به نظرات و خرد اعضای خانواده خود احترام بگذارید و نمی خواهم همیشه آن را بشنوی
- شما می توانید به پدر و مادر خود احترام بگذارید و با آنچه انجام آن به نظر می رسد مخالف است.
- شما می توانید اعضای خانواده را دوست داشته باشید و متفاوت زندگی کردن را انتخاب کنید
- می توانید با اعضای خانواده احساس نزدیکی کنید و فقط گاهی با آنها صحبت کنید
توجه کنید که چقدر این عبارات سخت تر از سه عبارت اصلی هستند. این جملات «و» تصدیق میکند که اعضای خانواده میتوانند یکدیگر را دوست داشته باشند، احترام بگذارند و به یکدیگر احترام بگذارند و نیاز به چیزهای مختلف آنها می توانند به روش های مختلف زندگی کنند. آنها می توانند بخواهند به روابط خود با یکدیگر به گونه ای متفاوت برخورد کنند. دفعه بعد که چیزی در خانواده شما سفت و سخت به نظر می رسد (“پدر من واقعا باهوش است، بنابراین باید از او مشاوره بگیرم”)، سعی کنید کلمه “و” را اضافه کنید و ببینید چگونه است. اکنون به نظر می رسد “پدر من واقعاً باهوش است و من توصیه او را در مورد این سوال نمی خواهم.” این احتمال را باز می کند که نقش فرد به عنوان یک عضو قابل اعتماد خانواده به طور خودکار به معنای الزام برای انجام یک عمل خاص نیست.
با “و” خانواده ها می توانند به این فکر کنند که چگونه می خواهند روابط داشته باشند، نه اینکه چگونه احساس می کنند موظف هستند رفتار کنند. و از آنجا ارتباط واقعی حاصل می شود.
[ad_2]