منبع: Oxana Melis / Unsplash
آیا تا به حال کابوس های مکرر دیده اید و فکر کرده اید که از کجا می آیند؟
در حالی که ممکن است مضطرب به رختخواب نرفتید، مطمئناً به همین شکل از خواب بیدار شدید.
با وجود این سناریوهای بسیار ناخواسته، شما بدون شک تنها نیستید. در دوران رشد، همه ما اختلالات عاطفی را تجربه کردیم که برای ما نگران کننده بود. حتی آن موقعیتهای دلخراشی که در اوایل رشد ما رخ دادهاند (اکنون کاملاً فراموش شده یا سرکوب شدهاند) ممکن است مستعد ظهور دوباره، بهطور مخفیانه، در رویایی باشند که مشخصه آن ترس، درماندگی یا ناامیدی است.
در اینجا چند توضیح وجود دارد که چرا کابوسها به بهترین وجه به عنوان رویاهایی شناخته میشوند که با مشکل مواجه میشوند، اما قادر به انجام آن نیستند، بستهای درمانی برای آسیب شما ارائه میدهند. اگرچه واضح است که هدف آنها این است، اما اجرای آن فراتر از ظرفیت آنهاست.
1. تشخیص اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) به طور مستقیم کابوس ها را به ترومای ناکافی پردازش شده مرتبط می کند.
مکرراً ثابت شده است که رویاهای شدیداً ناراحت کننده با شکست فرد در ادغام موفقیت آمیز خاطرات شوکه کننده اولیه در حافظه بلند مدت سروکار دارند.
تثبیت حافظه هنوز اتفاق نیفتاده است، بنابراین کابوس ها، به جای حل و فصل آنچه که در ابتدا برای فرد اتفاق افتاده است، تنها به یادآوری آن عمل می کنند.
در نتیجه، جوهر رویای بد شامل یا تجربه مجدد تروما (اگرچه عموماً به شکلی مبدل است) یا تجربه مجدد همان احساسات نفرت انگیز موجود در تروما است.
2. از قضا، کابوس ها به عنوان مکانیسم های مقابله ای در نظر گرفته می شوند.
اما در این موارد، آنها بهتر درک می شوند دفاع مکانیسم هایی که برای دستیابی به بسته شدن عاطفی و القای خواب آرام محاسبه نشده اند.
ترسهای ریشهای همان چیزی است که کابوسها برای توقف هدف قرار میدهند، با این حال این کابوسها بر آنها چیره میشوند. در حالت ایده آل، محتوای ترسناک رویای تکراری، از طریق عادت کردن، حل و فصل را تسهیل می کند، اما در نهایت توسط آن تضعیف می شود.
به یک معنا، کابوس ها نشان دهنده یک فرصت از دست رفته است. تصاویر نگرانکننده روایت دائماً ناامیدکننده آن، عملاً تضمین میکند که اضطرابی که به طور مزمن با خاطره آسیبزا گره خورده است، پایدار خواهد ماند.
علاوه بر این، در بدترین حالت، فرد ممکن است تلاش کند تا به طور کامل از خواب اجتناب کند، زیرا وحشت مرتبط با این رویاهای مو برانگیز می تواند به اندازه رویداد هشدار دهنده قبلی نگران کننده باشد.
راهحلهای بالینی که – با درجات مختلف موفقیت – در دهههای گذشته امتحان شدهاند کدامند؟
1. تمرین درمانی تصویرسازی
اساساً یک رویکرد شناختی-رفتاری شامل بازنویسی روایت کابوس است به طوری که نتیجه بسیار مطلوب تری حاصل شود. این اصلاح مثبت و مرتباً تکرار شده باید قبل از به خواب رفتن انجام شود.
بنابراین، به جای قرار گرفتن در رحمت رویای ترسناک، آرزوی آن را دارد – از نظر استراتژیک – کنترل آن را در دست بگیرد. و هرچه این نسخه اصلاحی بیشتر تمرین شود، احتمال بیشتری وجود دارد که احساس می شود قابل اجرا و واقعی است.
2. مواجهه درمانی
این تکنیک به معنای واقعی کلمه استفاده نمی شود، بلکه به صورت تخیلی استفاده می شود. در چارچوب مشاوره یا درمان انجام می شود، به تدریج افکار غیرمنطقی یا اغراق آمیز خود را در مورد تروما برای بیمار آشکار می کند تا واکنش های عاطفی وخیم او نسبت به آن کاهش یابد.
با توجه به تقویت احساس ایمنی ذاتی در این زمینه، این احتمال وجود دارد که در طول زمان – صرفاً با تمرکز توجه آنها روی آن – آنها کمتر و کمتر از آن ناراحت یا “سیل” شوند.
3. تکنیک های آرامش
بر اساس این تصور که فرد نمی تواند همزمان تنش و آرامش داشته باشد، به بیمار آموزش داده می شود تا قبل از به خواب رفتن تمرینات آرامش بخشی را انجام دهد. چنین تکنیکهای آرامبخشی میتوانند اضطراب قبل از خواب را که در بروز کابوسها نقش داشته است، کاهش دهند.
اگر اتفاقی افتاد که دچار کابوس های تکراری شده اید، ناامید نشوید. چه با یا بدون کمک حرفه ای، در نهایت باید بتوانید آنها را آرام کنید. . . و خودت بیشتر استراحت کن
© 2024 Leon F. Seltzer, Ph.D. تمامی حقوق محفوظ است.