17:08 - 2024/08/28

استعاره: ReFantazio بسیار فراتر از شخصیت فانتزی است

[ad_1] از بین تمام بازی های بزرگی که در پاییز امسال برگزار می شود، استعاره: ReFantazio جذاب ترین است این پروژه RPG بعدی Atlus Studio Zero است، توسعه دهندگان سری Persona و Shin Megami Tensei. وقتی برای اولین بار رونمایی شد، دیدیم که آن تیم...

استعاره: ReFantazio بسیار فراتر از شخصیت فانتزی است

[ad_1]

از بین تمام بازی های بزرگی که در پاییز امسال برگزار می شود، استعاره: ReFantazio جذاب ترین است این پروژه RPG بعدی Atlus Studio Zero است، توسعه دهندگان سری Persona و Shin Megami Tensei. وقتی برای اولین بار رونمایی شد، دیدیم که آن تیم فضای مدرن توکیو را برای دنیایی با مضمون فانتزی تر کنار گذاشته است.

کوتاه‌نویسی آسان «پرسونای فانتزی» است، اما پس از چند ساعت بازی، ایده‌های آن بسیار عمیق‌تر از یک لایه رنگ جدید است. استعاره احساس می شود اوج آرزوهای تیم با هر دو فرنچایز Persona و Shin Megami Tensei است. ساخت جهان، مبارزات، شخصیت‌ها و مضامین آن عناوین را بهبود می‌بخشد که همگی در پادشاهی متحده Euchronia، جهانی که استعاره بعد از چند ساعت بازی، نمی توانم صبر کنم تا برگردم.

شروع کردن

حتی قبل از اینکه پا به دنیا بگذاری، نامت را می پرسند. نه نام شخصیت شما، بلکه نام بازیکن. این یک سوال ساده است، اما سرم با افکاری در مورد اینکه چگونه بازی سعی خواهد کرد از این برای پر کردن شکاف بین فانتزی و واقعیت استفاده کند، چرخید. گاهی اوقات چنین سوال ساده ای می تواند بسیار قدرتمند باشد، و راه استعارهنوشته تند و تیزبینانه کلماتش را عاقلانه به کار می برد، من باید بیشتر بدانم. خوشبختانه در طول پیش نمایش، اجمالی از راه را دیدم استعاره تصمیم می گیرد از این ترفند کوچک و منظم برای ایجاد زمینه برای سؤالات بزرگتر استفاده کند.

ساعات کار Metaphor کمی آهسته است، همانطور که اکثر بازی های RPG تمایل دارند. قهرمان داستان و دستیارشان گالیکا، پری که با شما و تلاش شما پیوند خورده است، به امید یافتن یک خبرچین در داخل ارتش به درخواست دوست دوران کودکی ما که به دلیل نامعلومی در خارهای نفرین شده فرو رفته است و به آرامی درگیر شده است، به راه افتادند. در حال مرگ با ترور پدر دوست دوران کودکی ما، پادشاه، جهان به سرعت به هرج و مرج تبدیل می شود و اوضاع تاریک به نظر می رسد. ما به این امید به راه افتادیم که خلاء قدرت جدید دنیای بدون پادشاه را راحت کنیم.

پس از پیاده روی در یک بیابان خطرناک پر از کرم های شنی، راهی پایتخت شدیم. به ما سلطنت رایگان داده شده است تا شهر را کاوش کنیم و با شهروندانش صحبت کنیم. در همین لحظه است که شروع کردم به یادگیری در مورد نژادهای این سرزمین و مهمتر از آن، اختلاف طبقاتی که وجود دارد. قهرمان داستان ما یکی از اعضای قبیله الدا است که به شدت به آنها تحقیر می شود و اساساً به عنوان یک زباله تنزل یافته است. قبایل دیگری مانند قبیله پاریپوس اغلب به عنوان لذت گرا در نظر گرفته می شوند و اغلب با هم از سیاست دوری می شوند.

قهرمان داستان کتابی درباره او نگه می دارد، کتابی که جامعه مدرن تری مانند جامعه ما را توصیف می کند: اتوپیایی که در آن همه نژادها برابر و موفق هستند. استعاره از مضامین آن ابایی ندارد. آنها را در آغوش می گیرد. در حالی که من فقط می‌توانم ببینم که شروع این ایده‌ها شروع به نفوذ می‌کنند، اما تا زمان انتشار کامل نمی‌توانیم ببینیم که آیا آنها چیز معناداری برای گفتن دارند یا خیر.

پس از پیوستن به ارتش به امید یافتن خبرچین، به برج نزدیکی که مورد حمله قرار گرفته بود فرستاده شدم (این مکان در دمو Summer Game Fest نمایش داده شد). بالای برج ادغام ناخالصی از اندام های بدن و سیب بود که دشمن قدرتمندی به نام هومو گورلئو را تشکیل می داد. اینجاست که متوجه می شویم خطرناک ترین شیاطین بازی Humans نام دارند. که پیامدهای بالقوه زیادی را برای آینده روی میز باقی می گذارد.

Atlus

یک بار استعاره دنده ها را بالا می برد، خیلی متوقف نمی شود. در نیمه دوم دموی خود، سلطنت آزادانه شهر مارتیرا را به دست آوردم: شهری کوچک با تعداد زیادی از شهروندان که به کمک نیاز دارند، و تعداد کمی مایل به انجام معاملات پنهانی برای کمک به خود هستند. My Gauntlet Runner یک وسیله نقلیه مکانیکی حجیم است که به من امکان می دهد مسافت های طولانی را با خیال راحت طی کنم، زیرا بسیاری از زمین های بین شهرها خطرناک و بدون سفر هستند. تا زمانی که من در جاده هستم، این یک پایگاه خانگی است و به عنوان یک فروشگاه یک‌جا برای آشپزی، استراحت و گذراندن وقت با اعضای حزبم عمل می‌کند.

طرفداران پرسونا اضطراب ناشی از برنامه ریزی هر روز را درک خواهند کرد، با چه کسی معاشرت کنند، چه ماموریت هایی را به عهده بگیرند، و چگونه منابع رو به کاهش زمان را صرف کنند. در استعاره، که اضطراب جلو و مرکز آورده می شود. این عمدتاً به این دلیل است که شما در یک مکان قفل نشده اید و به وسیله نقلیه ای دسترسی دارید که بتواند شما را به هر جایی برساند. من 10 روز برای گذراندن در مارتیرا داشتم هر طور که می خواستم، اما برخی از ماموریت ها چندین روز طول می کشد تا به آنها سفر کنم.

در حالی که سفر سه روزه خارج از شهر ممکن است ارزشش را نداشته باشد، زمانی که من مجموعه‌ای از ماموریت‌ها، جوایز و لطف‌ها را جمع‌آوری می‌کنم که همه در آن مکان انجام می‌شوند، شروع به کلیک کردن می‌کند. من می توانم ببینم که کاوش و مکالمه چگونه با ایجاد سرمایه گذاری در خارج از دیوارهای شهر ارزش بیشتری برای سرمایه گذاری وقت من دارد. با این حال، بازیکنان برای همه چیز وقت نخواهند داشت، و این اشکالی ندارد. آنها باید انتخاب‌های سختی را انجام دهند و آن‌ها را پشت سر بگذارند.

تصمیم گرفتم ماجراجویی را انجام دهم که مرا به یک مقبره باستانی سوق داد و سه روز از 10 روزم را برای رفتن به سیاه چال اختیاری برای مردی سایه گذراند که اطلاعاتی را که می خواستم داشت. این سیاه چال مخصوصاً جایی است که من شروع به درخشش دیدگاه جدید توسعه دهندگان در مورد سیستم رزمی می کنم.

دویدن از آن تپه

قبل از اینکه به مقبره برسم، در مسیرم به آنجا متوقف شدم. در حالی که دونده Gauntlet راه خود را به مقصد می رساند، یک دونده دشمن سوار من شد. نبردی روی عرشه کشتی من درگرفت. در حالی که معاملات بر روی دونده Gauntlet من ضربه می زد، دشمن من در مورد سیاست صحبت می کرد – به ویژه اینکه چگونه باید از جوان مالیات بگیریم تا به پیرها بدهیم و چقدر افراد مسن سزاوار احترام بیشتری نسبت به آنها هستند. همانطور که به کتک زدن همدیگر ادامه دادیم، من به مراتب بیشتر در مورد چگونگی شکل گیری ایده های این مرد و اینکه چگونه پادشاهی متحده Euchronia از کنار او گذشت، یاد گرفتم که باعث فراموشی او و همچنین جامعه قدیمی اش شد. این ترکیبی از مکانیک سفر و داستان سرایی است استعاره تمام درس های آموخته شده از عناوین قبلی Atlus را نشان می دهد.

Atlus

پس از پرداختن به آن مبارزه، سرانجام به مقبره رسیدیم و من درک بهتری از عمق نبرد پیدا کردم. سیستم Archetype به بازیکنان این امکان را می‌دهد تا هر یک از اعضای حزب خود را به کلاس‌های شغلی متفاوتی تبدیل کنند، که به آنها تنوع بسیار بیشتری نسبت به بازیگران در یک بازی مانند Persona می‌دهد. من می‌توانم شخصیتی که غوغا متمرکزتر است را به یک تانک یا کبود تبدیل کنم یا جادوگرانم را رها کنم تا کاستور و شفادهنده باشند. بازیکنان می توانند به طور مداوم هر یک از اعضای حزب را با کهن الگوهای جدید تغییر دهند زیرا آنها را از طریق ماموریت ها و سطوح کشف می کنند. این سیستم به نظر می رسد که اگر بخواهید زمان بگذارید، برای شما مفید خواهد بود.

به عنوان مثال، تبدیل یکی از اعضای حزب من به کهن الگوی شوالیه به آن‌ها امکان دسترسی به توانایی‌هایی را داد که حملات دشمن را انجام می‌داد و ضربه‌های بزرگی می‌خورد، که باعث شد بقیه اعضای تیم من بدون ترس از ضربه آسیب ببینند و بهبود پیدا کنند. این یک مثال کوچک است، اما نشان‌دهنده این است که چگونه آرکتایپ‌ها بیشتر شبیه به کارهای RPG سنتی عمل می‌کنند تا گزینه شما برای ایجاد جادو در یک مبارزه.

این سیستم بر پایه پرسونا و شین مگامی تنسی ساخته شده است. نقاط ضعف و قوت اصلی آن بازی ها هنوز وجود دارد، اما اکنون با سفارشی سازی و گزینه های بیشتر از همیشه. به نظر می‌رسد که تکامل واقعی فرمول‌هایی که طرفداران این مجموعه‌ها بیش از یک دهه با آن آشنا شده‌اند، به نظر می‌رسد.

در زمان من با استعاره، من فقط مجموعه کوچکی از Archetypes را دیدم، اما منوی باز کردن قفل آنها گسترده بود. هر کدام گزینه‌های متعددی در آنچه بازی «نسب خود» می‌خواند، داشت. The Warrior دو آرکتایپ دیگر را در پشت خود قفل کرده است که هر کدام دارای شرایط متفاوتی برای باز کردن قفل هستند. سرمایه گذاری زمان بر روی کهن الگوهای خاص نه تنها از پتانسیل مهارت موجود بهره می برد، بلکه به سمت دستیابی به کهن الگوهای قوی تر نیز می رود. در حالی که کهن الگوها را نمی توان در میانه مبارزه یا در سیاه چال ها تغییر داد، بازیکنان می توانند آنها را در نقاط استراحت و مکان هایی مانند اتاق های امن به نام آکادمیا تعویض کنند. استعارهنسخه اتاق مخملی.

Atlus

در نهایت مقبره باستانی من را به یک باس فایت با یک قفسه سینه تقلیدی عظیم هدایت کرد. طراحی دشمن در استعاره دارای موجودات و شیاطین جدید است. این از فهرستی مشابه Persona و SMT خارج نمی شود، بنابراین هر مبارزه با مجموعه ای از طرح های موجودات جدید پر می شود.

به نظر می رسید یک مبارزه ساده باشد، اما بعد از دمو بود که در مورد یک ترفند منظم یاد گرفتم. با صحبت با سایر بازیکنان در رویداد پیش نمایش، متوجه شدم که اگر من Archetype Merchant را مجهز می کردم، می توانستم پولی را روی سینه پرتاب کنم تا حواس آن را پرت کنم و نوبتش را تلف کنم. این ایده‌های کوچک به سیستم کهن الگو اجازه می‌دهند به روش‌های غیرمنتظره‌ای بدرخشند. من امیدوارم استعاره پر از تعاملات کوچکی از این دست است تا این ایده را تقویت کند که آنها یک سیستم کار RPG واقعی با استعداد هستند.

وقت آزاد

پس از پایان مبارزه و بازیابی اشیاء از مقبره، با چند روز فرصت به مارتیرا بازگشتم. در اینجا کمی بیشتر در شهر قدم زدم و وارد چند کوهستان شدم. از آنجایی که داستان حول محور دویدن برای کینگ می‌چرخد، بازیکنان اغلب رقبای دیگر در مسابقه را به یاد می‌آورند و اینکه چگونه گاهی اوقات مردم به سادگی پلتفرم خوبی برای تغییر و اصلاح ندارند، بلکه می‌خواهند روی یک نقطه بدویند.

وقتی تصمیم گرفتم وارد یک بحث عمومی شوم، این موضوع مورد توجه قرار گرفت. قهرمان داستان من روی یک سکوی چوبی نازک بلند شد تا سعی کند قلب و ذهن مردم را در برابر حریفی که نوید دوندگان Gauntlet رایگان برای همه می‌داد تغییر دهد. وقتی سعی کردم توضیح دهم که چقدر خطرناک و غیرمسئولانه است، و همچنین اینکه چگونه این حریف فقط این وعده را می دهد تا شرکت آنها بتواند دونده های Gauntlet را تولید کند و سود ببرد، جمعیت مرا هو کردند و من در بحث باختم.

Atlus

این یک یادآوری واضح بود که گاهی اوقات مردم فقط می خواهند اشیاء گران قیمت و کمی آزادی به آنها داده شود. سخت است که مخالف آن استدلال کنید، حتی اگر منطق شما درست باشد. استعاره پر از این لحظات کوچک است. این فقط در مورد انجام کار درست یا نجیب نیست، بلکه یادآوری واکنش مردم و درک عمومی از اعمال شما برای افراد مختلف است.

همانطور که زمان من با استعاره به پایان رسید، تصمیم گرفتم آخرین سیاهچال را انجام دهم و با آخرین cliffhanger روبرو شدم. همانطور که از میان دیوارهای قلعه پیش می رفتم، با شیطان سایه ای روبرو شدم که مرا تعقیب کرد و مهمانی ام را شکار کرد. این یک بخش مخفیانه بود که در آن باید از دیدن چشمان درخشان دیو در حالی که از روی جلد به آن جلد می‌دویدم جلوگیری می‌کردم. من نمی‌توانستم صورت دیو را ببینم، اما شکل عجیبی شبیه یک نوزاد غول‌پیکر داشت، و گریه‌هایش شبیه زاری یک نوزاد بود – نشانه دیگری از این که انسان‌ها نوعی نقش فریبنده در این دنیا بازی می‌کنند.

استعاره: ReFantazio در حال شکل گیری به عنوان موردانتظارترین بازی من در سال 2024 است. بهینه سازی های سیستم مبارزه و ساخت جهان مانند یک نقطه اوج واقعی از همه چیزهایی است که Studio Zero و Atlus روی آن کار کرده اند. در حالی که در حال حاضر مشخص نیست که آیا می تواند مضامین روایی بالایی را که برای آن تعیین کرده است حفظ کند، من هیجان زده هستم که این بازی را در تاریخ 10 اکتبر 2024 برای پلی استیشن 5، ایکس باکس سری X/S و رایانه شخصی ببینم.






[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان