14:46 - 2024/08/27

این وسترن پیکسلی ممکن است بهترین موفقیت سال باشد

[ad_1] بسیاری از بازی‌های ویدیویی سعی کرده‌اند چرخش خود را بر روی وسترن آمریکایی ایجاد کنند. Red Dead Redemption معروف ترین مثال است، اما می توانید به بازی هایی مانند ندای خوارز، تفنگ، یا دسپرادوها. حتی اگر همه آن بازی ها را بازی کرده باش...

این وسترن پیکسلی ممکن است بهترین موفقیت سال باشد

[ad_1]

بسیاری از بازی‌های ویدیویی سعی کرده‌اند چرخش خود را بر روی وسترن آمریکایی ایجاد کنند. Red Dead Redemption معروف ترین مثال است، اما می توانید به بازی هایی مانند ندای خوارز، تفنگ، یا دسپرادوها. حتی اگر همه آن بازی ها را بازی کرده باشید، من حاضرم شرط ببندم که هنوز یک وسترن مانند بازی نکرده اید. آرکو.

منتشر شده توسط پانیک، آرکو یک ماجراجویی پیکسلی است که ژانر را به چندین روش بر سر خود می چرخاند. بازیکنان کنترل یک گاوچران گریزلی را که در حال انفجار در مرزهای آمریکا است، ندارند. در عوض، داستان گروهی از شخصیت‌های بومی در اوایل میان‌آمریکایی را دنبال می‌کند که برای محافظت از سرزمین و عزیزانشان در برابر استعمارگران مبارزه می‌کنند. این معکوس کردن کامل نقش است که ژانر به آن نیاز دارد و تا حد امکان خلاقانه به کار گرفته می شود.

چیزی که بلافاصله در مورد آن قابل توجه است آرکو ساختار ویرانگر آن است. این مانند یک گلچین بازی می کند، زیرا بازیکنان در جنگ با شرکت حریص قرمز بین سه شخصیت مختلف می پرند. پنج فصل آن نه تنها درگیری را از دیدگاه های مختلف بررسی می کند، بلکه تصویری کامل از فرهنگ و آداب و رسوم مردم بومی آن را ترسیم می کند. این فقط انتقام گرفتن از راهزنان نیست. استفاده از منابع با دقت، احترام به زمین و تکریم مردگان به همان اندازه است.

شخصیت‌ها در اطراف روستایی در آرکو آسیاب می‌شوند.
وحشت

همه این ایده ها در قلاب های گیم پلی هوشمندانه نشان داده شده اند. به عنوان مثال، یک سیستم انتخاب وجود دارد که در داستان هر شخصیت اجرا می شود. گرفتن تصمیمات نادرست می تواند باعث گناه آن قهرمان شود که در نبردها ظاهر می شود. به عنوان مثال، در یک داستان من خودم را در یک قبرستان محلی یافتم که در آن یک گردن بند روی یک قبر پیدا کردم. با عجله آن را برداشتم، مثل هر بازی دیگری، بدون اینکه متوجه مزاحم یادگاری شوم. تا چند ساعت بعد، مجبور بودم با ارواحی که در طول نبردهایم ظاهر می شدند، مقابله کنم تا اینکه راهی برای پاکسازی روحم پیدا کردم. این یکی از بسیاری از سیستم های مبتکرانه است که هر انتخابی را معنادار می کند. شما قرار نیست در ماجراجویی عجله کنید، بلکه آن را آهسته پیش ببرید و از سرزمین و مردم آن بیاموزید.

بخش عمده ای از سیستم های آن به رویکرد منحصر به فرد خود برای مبارزه بازمی گردد. نبردها مانند یک بازی استراتژی نوبتی است که در آن هر دو طرف به طور همزمان حرکت می کنند. وقتی وارد یک دعوا می شوم، همه چیز را از زاویه بالا به پایین می بینم. من در زمان منجمد هستم تا زمانی که تصمیم بگیرم حرکت کنم یا به دشمنانم حمله کنم. وقتی این کار را می کنم، آنها هم حرکت می کنند. نمادی در بالای سرشان نشان می‌دهد که وقتی یخ زدند چه کاری انجام می‌دهند، چه در حال آماده شدن برای شلیک به سمت من باشند یا تغییر موقعیت. هر نوبت تبدیل به یک پازل می‌شود، زیرا من بهترین راه را برای گذراندن هر نوبت پیدا می‌کنم تا مطمئن شوم که از آسیب‌های وارده طفره می‌روم و هنگامی که یک دهانه امن وجود دارد، به دشمنان ضربه می‌زنم.

هر شخصیت به طور بسیار متفاوتی نبرد را مدیریت می کند، زیرا آنها درختان مهارت خاص خود را دارند. یکی بیشتر یک تکاور فراری است که می تواند از دور تیرها را شلیک کند، در حالی که دیگری یک ضربه گیر از فاصله نزدیک است که می تواند به روی دشمنان بپرد و آنها را به هم بزند تا حملات آنها را قطع کند. من فقط می‌توانم مهارت‌های زیادی را در یک زمان تجهیز کنم، و هر کدام یک هزینه مانا به آن وابسته است، بنابراین باید در مورد نحوه تعادل ابزارهای تهاجمی و دفاعی خود استراتژیک باشم. این یک سیستم هوشمندانه است، هر چند مسلماً مشکلی است که می توانید از آن استفاده کنید. رفتن به جنگ با مهارت‌های نادرست مجهز یا با سلامت ضعیف می‌تواند منجر به مرگ‌های ناامیدکننده زیادی شود. آزمون و خطا کلید پیروزی است.

شخصیت ها در نبرد در Arco با هم روبرو می شوند.
وحشت

چیزی که من در مورد آن سیستم دوست دارم این است که چگونه به طرز شگفت انگیزی احساس کنش غرب را به تصویر می کشد. وقتی در یک پیچ تیرهای زیادی پرتاب می‌کنم و از تیرهای بعدی برای فرار از گلوله‌های وارده استفاده می‌کنم، احساس می‌کنم کلینت ایستوود هفت تیر خود را بیرون می‌زند. یک مشت دلار. ممکن است در شروع و توقف اتفاق بیفتد، اما من می‌توانم تصور کنم که این سکانس در زمان واقعی چگونه جریان می‌یابد. این یک رویکرد مشابه به آن است جان ویک هگز، که به بازیکنان اجازه می دهد تا تصمیم گیری تاکتیکی و در کسری از ثانیه فیلم ها را احساس کنند.

چیزهای زیادی وجود دارد که می‌توانم از سطح سیستم‌ها سر در بیاورم، اما هیچ‌یک از آن‌ها بدون تمرکز بومی که همه آن‌ها را پایه‌گذاری می‌کند، چندان جالب نخواهد بود. آرکو وارونگی ضروری غرب است، چیزی که در مورد زندگی در هماهنگی با سرزمین به جای تلقی آن به عنوان زمینه خطرناکی است که باید فتح شود. این «وحشی» را از «غرب وحشی» بیرون می‌کشد. این فقط برای کسانی است که فکر می کنند فراتر از قوانین طبیعت هستند.

آرکو اکنون برای رایانه های شخصی و نینتندو سوییچ منتشر شده است.

(توجه: اگر قصد خرید دارید آرکو، از نسخه نینتندو سوییچ فاصله بگیرید. این پورت به‌طور تکان‌دهنده‌ای ضعیف است که در آن نبردها به طور منظم به زیر 10 فریم در ثانیه می‌رسند و اغلب با این وزن تصادف می‌کنند. من امیدوارم که آن نسخه به زودی تیز شود، زیرا هرگز نباید منتشر می شد. با گرفتن آن در آنجا به خودتان آسیب می رسانید.)






[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان