طبق روانشناسی 8 چیزی که هرگز نباید در یک رابطه تحمل کنید. روابط کمی شبیه ترن هوایی هستند، درست است؟ آنها فراز و نشیب ها، پیچ ها و چرخش های خود را دارند.
اما گاهی اوقات، در میان این همه سرگرمی و هیجان، ممکن است چیزهای نه چندان عالی وجود داشته باشد.
اکنون، ما در مورد چیزهای کوچکی که همه دارند (مثل گذاشتن جوراب روی زمین) صحبت نمی کنیم. ما در حال غواصی در پرچمهای قرمز جدی هستیم که واقعاً نباید در یک رابطه نادیده بگیرید.
روانشناسی به ما می گوید که رفتارها یا الگوهای خاصی می توانند مضر باشند، نه فقط آزاردهنده. و بسیار مهم است که اینها را بشناسید تا رابطه خود را سالم و شاد نگه دارید.
در این مقاله، 8 موردی را که شما مطلقاً هرگز نباید در یک رابطه تحمل کنید، با پشتوانه حکمت روانشناسی مرور می کنم.

8 چیزی که هرگز نباید در یک رابطه زناشویی تحمل کنید / روانشناسی رابطه زوجین
8 چیزی که هرگز نباید در یک رابطه زناشویی تحمل کنید
1. عدم ارتباط
افرادی که با ارتباطات دست و پنجه نرم می کنند اغلب صحبت کردن در مورد مسائل یا بیان احساسات خود برایشان سخت است.
در لحظات مهمی که به صراحت و صداقت نیاز است، ممکن است از نظر عاطفی از خود فاصله بگیرند و شریک خود را به تنهایی با موقعیتها کنار بگذارند.
این فقدان ارتباط موثر اغلب به صورت بدخلقی یا “درمان خاموش” وحشتناک ظاهر می شود.
در روابط، ارتباط باز و شفاف ضروری است. این پایهای است که اعتماد، درک و ارتباط عاطفی بر آن بنا میشود.
هنگامی که ارتباط قطع می شود، می تواند منجر به سوء تفاهم، رنجش و احساس انزوا در رابطه شود.
بنابراین، شناخت و پرداختن به مسائل مربوط به ارتباطات در مراحل اولیه برای سلامت و طول عمر هر رابطه بسیار مهم است.
2. بی احترامی
بی احترامی می تواند به اشکال مختلفی مانند نظرات تحقیر آمیز، نگرش های تحقیر آمیز یا حتی توهین آشکار ظاهر شود.
اساس عشق و احترام متقابل را که در هر رابطه سالم بسیار مهم است، از بین می برد.
برای برجسته کردن اهمیت احترام در روابط، این نقل قول قدرتمند از مهاتما گاندی را در نظر بگیرید: “من اجازه نمیدهم کسی با پاهای کثیفش در ذهن من قدم بزند.”
این نقل قول به زیبایی ماهیت عدم تحمل بی احترامی را نشان می دهد. این یک یادآوری است که اجازه دادن به کسی که با شما بد رفتار کند شبیه به این است که به او اجازه دهید فضاهای مقدس ذهن و قلب شما را کثیف کند.
در روابط، تعیین حد و مرز در برابر بی احترامی بسیار مهم است، و اطمینان حاصل شود که هر دو شریک با هم با وقار و احترامی که سزاوار آن هستند رفتار می کنند.
3. مسائل مربوط به اعتماد
اعتماد چسبی است که یک رابطه را به هم متصل می کند، و بدون آن، همه چیز می تواند به سرعت از هم بپاشد.
در حالی که برخی از افراد ممکن است دلایل خوبی برای بی اعتمادی خود داشته باشند، عدم اعتماد مداوم می تواند منجر به عواقب شدید در روابط شود.
این می تواند احساس تنهایی، افسردگی یا حتی رفتار ضد اجتماعی را تشدید کند.
به خوبی ثابت شده است که اعتماد به نفس نقشی اساسی در رضایت از رابطه ایفا می کند.
اعتماد مستقیماً بر درک اعمال شریک زندگی تأثیر می گذارد و بر نحوه تفسیر و پاسخ ما به آنها تأثیر می گذارد.
هنگامی که اعتماد وجود ندارد، افراد بیشتر رفتار شریک خود را منفی تفسیر می کنند که منجر به چرخه ای از سوء تفاهم و تعارض می شود.
واضح است که حفظ و تقویت اعتماد در هر رابطه ای بسیار مهم است.
در صورت بروز مشکلات اعتماد، پرداختن به آنها از طریق ارتباط باز، درک متقابل و احتمالاً کمک حرفه ای برای طول عمر و سلامت رابطه ضروری است.
4. دستکاری عاطفی
دستکاری عاطفی شامل تلاش برای کنترل یا تغییر یک موقعیت یا رفتار کسی است که اغلب برای نفع شخصی یا اجتناب از چیزی منفی است.
این دستکاری می تواند ظریف باشد، مانند احساس گناه، یا مستقیم تر، مانند تهدید یا باج گیری احساسی.
دستکاری می تواند اشکال مختلفی داشته باشد، از احساسی و کلامی گرفته تا فیزیکی و مالی.
اغلب مستلزم بیرونیسازی مسئولیت است، جایی که دستکاریکننده شخص دیگری را مسئول رفتار یا رفاه خود میکند.
برای مثال، ممکن است کسی بگوید: «نمیتوانی این را به من بگویی چون میدانی که من فردی مضطرب هستم» یا «اگر بروی، خودم را خواهم کشت».
اینها نمونه هایی از دستکاری عاطفی هستند، که در آن مسئولیت احساسات یا اعمال فرد به طور ناعادلانه بر عهده شریک زندگی قرار می گیرد.
از دیدگاه شخصی، من دیده ام که دستکاری عاطفی چقدر می تواند در روابط آسیب زا باشد.
میتواند محیطی سمی ایجاد کند که در آن یکی از شریکها دائماً احساس خطر کند و سعی میکند طرف مقابل را برای جلوگیری از درگیری یا ناراحتی آرام کند.
این عدم تعادل می تواند منجر به چرخه ای از دستکاری شود که شکستن آن دشوار است، به خصوص اگر شخصی که دستکاری می شود شروع به این باور کند که مسئول احساسات یا اعمال شریک زندگی خود است.
5. انتقاد مداوم
انتقاد مداوم، به خصوص زمانی که منفی باشد و سازنده نباشد، می تواند عزت نفس شما را از بین ببرد و باعث شود در رابطه احساس بی ارزشی و بی مهری کنید.
برای درک این موضوع، این نقل قول روشنگر نویسنده و شاعر مایا آنجلو را در نظر بگیرید: «کلمات چیزهایی هستند. شما باید مواظب باشید، مراقب باشید که مردم را از نام آنها خارج کنید، از توهینهای نژادی و جنسی و این همه نادانی استفاده کنید. این کار را نکن روزی میتوانیم قدرت کلمات را بسنجیم. من فکر می کنم آنها چیزهایی هستند. فکر می کنم آنها به دیوارها می رسند. آنها در کاغذ دیواری شما قرار می گیرند. آنها در فرشهای شما، روکشهای داخلی و لباسهایتان و در نهایت وارد شما میشوند.»
نقل قول آنجلو به زیبایی تأثیر عمیقی را که کلمات می توانند داشته باشند به تصویر می کشد.
در زمینه یک رابطه، انتقاد دائمی می تواند به روح شما نفوذ کند و بر تصویر خود و رفاه کلی شما تأثیر بگذارد.
ایجاد محیطی که در آن هر دو طرف احساس امنیت و نشاط کنند، به جای تحقیر و انتقاد دائم، ضروری است.
6. کنترل مالی
کنترل مالی در یک رابطه می تواند به طرق مختلف آشکار شود، از یک شریک که تمام تصمیمات مربوط به پول را بدون مشورت با دیگری می گیرد تا محدود کردن دسترسی به وجوه.
این شکل از کنترل می تواند یک پرچم قرمز قابل توجه باشد که نشان دهنده عدم تعادل قدرت در رابطه است.
مطالعه ای توسط کرکمن، لی، لون و آلگود در سال 2000، رفتارهای مدیریت مالی و ادراکات مالی را در میان 310 شرکت کننده از مسکن خانواده دانشجویی در دانشگاه ایالتی یوتا مورد بررسی قرار داد.
این مطالعه رابطه قوی بین نحوه مدیریت مالی و رضایت زناشویی پیدا کرد.
محققان خاطرنشان کردند که توانایی کنترل جنبههای زندگی زناشویی، مانند مدیریت امور مالی و احساس مؤثر بودن در آن، برای میزان رضایت مدیران ارشد مالی خانواده از ازدواجشان بسیار مهم است.
علاوه بر این، مطالعه دیگری توسط Francis-Tan & Mialon در سال 2014 نشان داد که یک رابطه معکوس بین هزینه های عروسی و مدت ازدواج وجود دارد و نشان می دهد که استرس مالی و تصمیمات می تواند به طور قابل توجهی بر طول عمر یک رابطه تأثیر بگذارد.
به طور خاص، آنها دریافتند که مردانی که بیشتر برای حلقه های نامزدی خرج می کنند و زنانی که مراسم عروسی آنها گران تر است، بیشتر در معرض طلاق هستند.
این مطالعات اهمیت برابری مالی و ارتباطات باز در مورد پول در یک رابطه را برجسته می کند.
هر دو شریک باید در تصمیم گیری های مالی حرفی برای گفتن داشته باشند و باید شفافیت و احترام متقابل در مورد مسائل مالی وجود داشته باشد تا یک شراکت سالم و متعادل ایجاد شود.
7. غفلت عاطفی
غفلت عاطفی زمانی اتفاق می افتد که نیازهای عاطفی شما به طور مداوم توسط شریک زندگی تان نادیده گرفته یا نادیده گرفته شود.
این در مورد نظارت گاه به گاه نیست، بلکه یک الگوی مداوم است که در آن به احساسات و رفاه عاطفی شما توجه و مراقبتی که شایسته آن است داده نمی شود.
از منظر شخصی، غفلت عاطفی میتواند فوقالعاده ظریف باشد و گاهی تشخیص آن را سخت میکند.
آن لحظاتی است که حتی زمانی که با هم هستید احساس تنهایی می کنید یا به نظر می رسد که دستاوردها و مبارزات شما مورد توجه قرار نمی گیرند.
این عدم حمایت عاطفی می تواند تأثیر عمیقی بر عزت نفس و شادی فرد بگذارد.
کارل یونگ روانشناس مشهور یک بار گفت: “تنهایی از این نیست که اطرافیان خود را نداشته باشید، بلکه از عدم توانایی در برقراری ارتباط با چیزهایی که به نظر شما مهم هستند، ناشی می شود.”
این نقل قول عمیقاً با مفهوم غفلت عاطفی طنین انداز است. این در مورد حضور فیزیکی یک شریک نیست بلکه ارتباط عاطفی و درک است.
در یک رابطه، بسیار مهم است که احساس کنید شنیده می شود، درک می شود و ارزش دارد.
وقتی این عناصر از دست رفته باشند، صرف نظر از اینکه چقدر با هم وقت می گذرانید، می تواند منجر به احساس تنهایی و قطع ارتباط شود.
8. خیانت
خیانت می تواند عمیقاً به اعتماد و پیوند در یک رابطه آسیب برساند و منجر به طیف وسیعی از پیامدهای منفی شود.
مطالعهای که در Frontiers in Psychology منتشر شد، چگونگی تأثیر تجارب خیانت بر روابط آینده را بررسی کرد.
این نشان داد که هم خیانت به شریک زندگی و هم خیانت به او با کیفیت پایینتر رابطه در روابط فعلی مرتبط است.
این نشان می دهد که تأثیرات خیانت فراتر از عواقب فوری است و می تواند بر روابط آینده نیز تأثیر بگذارد.
این مطالعه همچنین نشان داد که 26 درصد از پاسخ دهندگان در مقطعی به یک شریک عاشقانه خیانت کرده اند.
کسانی که در گذشته به شریک زندگی خود خیانت کرده بودند، روابط فعلی خود را در مقایسه با کسانی که خیانت نکرده بودند، کیفیت پایین تری داشتند.
این با شواهد قبلی مطابقت دارد که نشان میدهد افرادی که خیانت میکنند تمایل جنسی بیشتری دارند.
علاوه بر این، 44 درصد از پاسخ دهندگان گزارش کردند که قربانی تقلب شده اند.
مانند کسانی که تقلب کرده بودند، این افراد نیز کیفیت روابط فعلی پایین تری را گزارش کردند.
این یافته ممکن است منعکس کننده تحقیقات قبلی باشد که نشان می دهد کسانی که مورد خیانت قرار گرفته اند در آینده بیشتر احتمال دارد خیانت کنند.
این یافتهها بر تأثیر عمیقی که خیانت میتواند داشته باشد، نه تنها بر رابطهای که در آن رخ میدهد، بلکه بر روابط آینده افراد نیز تأکید میکند.
نقض اعتماد و آسیب های عاطفی ناشی از خیانت می تواند منجر به چرخه ای از بی اعتمادی و نارضایتی در روابط شود که بر اهمیت وفاداری و اعتماد در حفظ روابط سالم و رضایت بخش تأکید می کند.
در نتیجه
در پایان، بسیار مهم است که به یاد داشته باشید که روابط سالم بر اساس احترام، اعتماد و ارتباطات باز ساخته می شوند.
درک و اجتناب از رفتارهایی مانند ارتباط ضعیف، بی احترامی، مسائل مربوط به اعتماد، دستکاری عاطفی، انتقاد مداوم، کنترل مالی، بی توجهی عاطفی و خیانت برای یک رابطه متعادل و پرورشی ضروری است.
برای تکرار سخنان کارل راجرز، روانشناس مشهور که به خاطر کارش در زمینه روانشناسی انسان گرا شناخته شده است، «زندگی خوب یک فرآیند است، نه یک وضعیت وجودی. این یک جهت است، نه یک مقصد.»
این به زیبایی در مورد روابط نیز صدق می کند. یک رابطه خوب یک سفر مستمر رشد، درک و احترام متقابل است.
این در مورد سفر به سمتی است که هر دو طرف احساس ارزشمندی، درک و عشق می کنند.
جوهر واقعی یک رابطه نه تنها در لحظات شاد، بلکه در تعهد به رشد و گذر از چالش ها با هم نهفته است.