00:20 - 2025/04/27

4 الگوی ناخودآگاه قلدرهای بزرگسالان

[ad_1] براساس بررسی نظرسنجی هریس ، سی و یک درصد از آمریکایی ها قلدری بزرگسالان را تجربه کرده اند. زورگویی تلاشی برای احساس قدرت و به دست آوردن شناخت/وضعیت با هزینه دیگری است. هر نوع قلدری ناشی از نیاز به تأیید/توجه و/یا ناامنی است (به عنو...

4 الگوی ناخودآگاه قلدرهای بزرگسالان

[ad_1]

براساس بررسی نظرسنجی هریس ، سی و یک درصد از آمریکایی ها قلدری بزرگسالان را تجربه کرده اند.

زورگویی تلاشی برای احساس قدرت و به دست آوردن شناخت/وضعیت با هزینه دیگری است. هر نوع قلدری ناشی از نیاز به تأیید/توجه و/یا ناامنی است (به عنوان مثال ، ذهنیت خرچنگ در بشکه).

این امر بدون توجه به اینكه این قلدری كودكانی را كه همسالان را در قفل ها در می آورند و چرخش های خود را در غرفه های دستشویی می كنند ، یا بزرگسالان در زمینه های بیشماری (به عنوان مثال ، خانوادگی ، حرفه ای ، مذهبی ، سیاسی ، سیاسی ، ورزشکار یا اجتماعی) مرفه می كنند ، صادق است.

چارلز سوفی ، DO ، یک روانپزشک و مدیر پزشکی مستقر در لس آنجلس ، می گوید: “یک قلدر با کاهش دیگران قدرت در یک رابطه به دست می آورد و توجه چندانی به پیامدهای سلامت روانی یک قربانی یا بهزیستی نشان نمی دهد.” “قلدری یک استراتژی مقابله ای است که برای ادعای کنترل در هنگام مواجهه با محدودیت های شخصی استفاده می شود.”

در زیر این درایو برای قدرت و کنترل معمولاً تجربیات آسیب زا است که باعث شده قلدری ها احساس ناکافی ، ناامن ، نادیده گرفته ، غفلت یا متروکه داشته باشند.

بررسی ریشه های عاطفی زورگویی به روشن شدن چندین الگوی ناخودآگاه از قلدرهای بزرگسال کمک می کند.

1. بی قدرت ناخودآگاه

بی پروایی ناخودآگاه (به عنوان مثال ، ذهنیت قربانی) می تواند توضیح دهد که چرا قلدری های بزرگسالان اغلب نمی توانند فراتر از قربانی خود باشند. همانطور که در یک پست قبلی توضیح می دهم ، قلدری های بزرگسالان می توانند ژیمناستیک ذهنی را برای توجیه و منطقی کردن آنتاگونیسم بی پروا خود انجام دهند.

به طور ناخودآگاه ، قربانی شدن گذشته آنها می تواند آنها را از تصور خود به عنوان متضاد ، تحریک کننده ، تحریک کنندگان یا افرادی که مکانیسم های مقابله ای دستکاری کننده و سوء استفاده از نظر عاطفی دارند ، جلوگیری کند. با این حال ، در حالی که بازیگری/سرزنش قربانی آنها غالباً به دستکاری آگاهانه تبدیل می شود ، شاید بسیاری واقعاً متقاعد شده باشند که در مبارزات قدرت یک طرفه قربانی شده و تحریک شده و تشدید شده اند.

2. ناامنی ناخودآگاه

ناامنی ناخودآگاه می تواند توضیح دهد که چرا بسیاری از قلدرهای بالغ نمی توانند بین شخصیت واقعی اهداف خود ، که غالباً موفق و صالح هستند ، تمایز قائل شوند و شخصیت های شخصیت استکبار ، نخبه گرایی یا خودآموزی را که انجام می دهند ، تمایز قائل شوند.

همانطور که در یک پست قبلی یادآوری می کنم ، قلدری بزرگسالان اغلب با طرح “آنها فکر می کنند همه اینها هستند” آغاز می شود ، “آنها فقط برای توجه نشان می دهند و ناامید می شوند” یا “بیش از حد تحسین نمی کنند ، یا سر بزرگی می گیرند.”

از قضا ، قلدری های بزرگسالان غالباً هدف را انتخاب می کنند که هم اعتماد به نفس و هم فروتنانه باشد تا به خود خندیده شود ، خود را خیلی جدی نگیرید و انتقاد سازنده ای را بدون دفاع و یا تغییر مقصر دریافت کنید.

ممکن است قلدرهای بزرگسالان نتوانند این خصوصیات را حس کنند ، از آنجا که احتمالاً آسیب دیدگی آنها به آنها آموخته است که همه افراد خودمحور ، خودآزمایی و رقابتی هستند. بنابراین ، در بهترین حالت ، آنها اهداف را به عنوان چاق و گیر و گیر اشتباه می دانند ، و در بدترین حالت ، آنها اهداف را “ارعاب کننده” می دانند زیرا نمی توانند احساس عدم کفایت خود را از نقص شخصیت های پیش بینی شده ترسیم کنند.

علاوه بر این ، بسیاری به سادگی نمی توانند ببینند که اهداف آنها بی پروا و لاف زدن نیست – آنها فقط شادی و دستاوردهای هدف خود را از طریق یک لنز حسادت بررسی می کنند.

3. ترس ناخودآگاه از طرد متفاوت بودن

ترس ناخودآگاه از طرد متفاوت بودن ممکن است توضیح دهد که چرا قلدری های بزرگسالان تمایل به انتخاب اهداف دارند که غیر متعارف و غیر متعارف هستند. همانطور که در یک پست قبلی توضیح می دهم ، قلدری های بزرگسالان اغلب سعی می کنند همسالان متمایز یا عجیب و غریب را که در خلاقیت ، صدا و طرز فکر مستقل خود ایمن هستند ، “پایین بیاورند”.

در حالی که دیگران ممکن است این صفات شجاعانه را تحسین کنند ، قلدری های بزرگسالان می توانند فرصتی برای مجدداً دینامیک را ببینند که دیگران اختلافات خود را از بین برده اند. از این رو ، قلدرهای بالغ می توانند منحصر به فرد بودن را به یک انحراف پاتولوژیک (مثلاً “آنها دیوانه”) از “حس مشترک” انطباق ، یکنواختی ، گروهی فکر و مردم لذت بخشند. بسیاری حتی ممکن است خود را در برابر اهداف مخلوط کنند تا “عادی” تر به نظر برسند.

4. ناامیدی ناخودآگاه برای محبوبیت

سرانجام ، یک ناامیدی ناخودآگاه برای محبوبیت بسیاری از قلدرهای بزرگسال را وادار می کند تا آسیب های خود را با شخصیت “پسر خوب” یا “خوب گال” بپوشانند. به نظر می رسد بسیاری از ناهماهنگی های شناختی را که از نام/شبکه ​​خود محافظت می کنند ، تجربه نمی کنند ، در حالی که از طرف دیگر ، به شهرت و جایگاه یک هدف از طریق شایعات ، کمپین های اسمیر و جلسات “تهویه” با همکاران و بالاتر ها آسیب می رساند.

پرخاشگری رابطه ای به کجا وارد می شود؟

پرخاشگری رابطه همان چیزی است که بسیاری از روانشناسان اجتماعی این رفتار دو چهره ای از خودآزمایی را از طریق/در حالی که در شبکه ها و روابط اجتماعی اهداف را خراب می کنند ، می نامند.

به گفته دانشمندان مختلف ، پرخاشگری رابطه ای به این صورت تعریف شده است:

  1. “آسیب رساندن به روابط همسالان از طریق محرومیت ، شایعات یا دستکاری.”
  2. “یک شکل پنهانی از پرخاشگری ، که به عنوان مجموعه ای از رفتارهای دستکاری شده برای تحمیل آسیب به دیگری از طریق آسیب به روابط ، تهدید به آسیب یا هر دو تعریف شده است.”
  3. “قصد آسیب رساندن به شخص دیگری از طریق آسیب غیر جسمی به یا دستکاری در روابط-به طور خلاصه (یعنی گسترش شایعات ، شایعات ، نادیده گرفتن ، استثناء) یا صریح (به عنوان مثال ، مستقیماً به همسالان می گویید ،” اگر شما آنچه را که می گویم انجام نمی دهید ، من دوست شما نخواهم بود. ”

نکته قابل توجه ، پرخاشگری رابطه ای می تواند تروما را به زورگویی جسمی وارد کند. با این حال ، متأسفانه ، پرخاشگری رابطه ای نسبت به پرخاشگری جسمی توجه و منابع کمتری را به خود جلب می کند ، مشابه اینکه سوء استفاده عاطفی ، خودشیفتگی و معنوی در مقایسه با سوء استفاده جسمی به حداقل می رسد.

علاوه بر این ، جنبه اصلی زورگویی بزرگسالان ناسازگاری آن است. در نظرسنجی هریس که در بالا ذکر شد ، به عنوان مثال ، یک چهارم از پاسخ دهندگان به طور مکرر درمان خاموش را از یک فرد یا گروه تجربه کرده بودند ، و 20 درصد گزارش دادند که دروغ در مورد آنها گسترش یافته است که هیچ کس رد نشده است.

با این حال ، برخی از بینندگان ممکن است چیزی را تشخیص نداده اند. همانطور که راشل سیمونز در کتاب خود نوشت دختر عجیب و غریب: فرهنگ پنهان پرخاشگری در دختران، “پرخاشگری پنهانی فقط به معنای گرفتار شدن نیست ؛ نیمی از آن به نظر می رسد که شما هرگز در وهله اول کسی را بدرفتاری نمی کنید.”

کمبود محاسبه شده ، ظرافت و موذی بودن قلدری بزرگسالان اغلب به این معنی است که اهداف نه تنها از نظر کسی که از آنها دفاع می کند ، بلکه به میزان چه کسی حتی آنها را به صورت خصوصی اعتقاد دارد ، منزوی می شوند.

از آنجا که جمع آوری شواهد مربوط به پرخاشگری پنهانی معمولاً دشوار است ، در صورت غیرممکن بودن ، چراغ گاز و دستکاری اغلب روی متفقین کار می کند. قلدرهای بزرگسالان می توانند در تضعیف باورپذیری اهداف بسیار موفق باشند ، و این باعث می شود که اهداف به طور مضاعف آسیب دیده باشند – در اثر زورگویی به خودی خود ، و دوم ، با علی رغم توضیحات جامع یا شواهد ، کفر.

بنابراین ، چگونه می توانید آگاهی خود را از پرخاشگری رابطه ای در درک خود از پویایی بین فردی/اجتماعی بگنجانید؟

احتمالاً مهمترین راه حل های مربوط به پرخاشگری رابطه ای است ، اولاً فرض بر این است که هر کسی که مایل به قلدری شخص دیگری باشد نیز قادر به قلدری شما است و ثانیاً ، احساس سردرگمی در مورد اینکه آیا یک قلدر “زیبا” در واقع یک قلدر نیست یا نیست ، و نه با هدف کنترل آسیب.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان