به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، درد مزمن | کمردرد می تواند از یک آسیب، حساسیت یا هر دو ناشی شود / تاثیر ناراحتی عصبی بر کمردردهای مزمن. درد مزمن چیزی است که تحمل آن از طاقت خارج است. از این رو برای درمان آن باید زودتر اقدام کرد. کمردرد می تواند از یک آسیب، حساسیت یا هر دو ناشی شود.با منابع مختلف کمردرد در اندیشه معاصر آشنا شوید.
کمردرد می تواند از چندین مولد درد ناشی شود. منابع کمردرد شامل آسیب، حساسیت یا هر دو است. علائم بارز درد نوسی پلاستیک علائم طولانی مدت، حساسیت بیش از حد درد و گسترش درد است.
اندیشه معاصر نوشت: دو زن در اورژانس روبروی هم نشسته اند، چشمانشان قرمز و پر از اشک است. با تماشای عقربه دقیقه ساعت که به آرامی می گذرد، مشتاقانه منتظر نوبت خود هستند تا دیده شوند.
آن روز صبح، لیندا جعبه سنگینی را بلند کرده بود و در حالی که چرخید تا آن را زمین بگذارد، احساس کرد درد شدیدی در کمرش شعله ور شد. درد به پایش فرو ریخت که انگار آتش زده شده بود. شعلهها میسوخت و هر کدام شدیدتر از قبل میسوختند. درد غیر قابل تحمل بود.
در همین حال، نیکول با اسپاسم کمر و احساس آتشینی که پایش را فراگرفته بود از خواب بیدار شد. ماهیچه های ستون فقرات او با خشونتی فشرده شد که نفس کشیدن کامل را سخت می کرد. او بیش از یک سال بود که با درد کمر و پا دست و پنجه نرم می کرد، اما امروز بدترین درد بود. او دیگر نمی توانست تحمل کند.

3 علت عمده کمردردهای مزمن بر اساس جدیدترین یافته های پزشکی
درد یکسان، مشکلات مختلف
لیندا و نیکول هر دو کمردرد با علائمی شبیه سیاتیک دارند، اما منبع درد آنها متفاوت است. کمردرد لیندا ناشی از فتق دیسک است، در حالی که درد نیکول ناشی از حساسیت است که به آن «درد نوسی پلاستیک» نیز میگویند.
درد نوسی پلاستیک از پردازش غیر طبیعی درد در مغز و اعصاب ناشی می شود. اعصاب نسبت به محرکهایی که سیگنالهای درد اغراقآمیز به مغز میدهند، حساستر و واکنشپذیرتر میشوند. بلند کردن یک کیسه مواد غذایی مانند حرکت یک بلوک سیمانی است.
فتق دیسک. لیندا دچار فتق دیسک شد که به نوبه خود باعث تحریک عصب شد. آسیب او به خوبی به درمان استاندارد فیزیوتراپی و تزریق استروئید پاسخ داد. او حدود شش ماه از داروهای ضد درد عصبی (گاباپنتین) استفاده کرد. در نه ماهگی، دیسک بهبود یافت و چون اعصاب دیگر سیگنال درد را دریافت نمیکردند، علائم لیندا برطرف شد.
حساس شدن اعصاب کمردرد نیکول از حساسیت عصبی ناشی شد. علائم او در سال گذشته به آرامی بدتر شده بود. او در جایی که حرکات ساده و روزمره – مانند بلند شدن از روی کاناپه و راه رفتن به سمت آشپزخانه – به طور فزاینده ای ناراحت کننده شده بود، دچار حساسیت به درد شد.
علائم او نیز گسترش یافت. او به جای درد در ناحیه کوچکی از کمر، آن را در پشت، پایین ران ها و در امتداد تمام پای چپ خود احساس کرد. نیکول علائم دیگری مانند مشکل در خواب شبانه، خستگی و مه مغزی را نیز تجربه کرد. او به دلیل درد کارهای زیادی را از دست داد. چند روز، نیکول نمی توانست کار کند.
او به درمان های استاندارد پاسخ نداد. نیکول هیچ سودی از فیزیوتراپی یا تزریق استروئید نداشت.
در اینجا دو نفر با علائم مشابه، با پاسخ های متفاوت به درمان، زیرا منبع درد آنها متفاوت است، آورده شده است. لیندا یک علت ساختاری داشت، فتق دیسک. باعث تورم شد. فیبرهای درد سیگنال دادند. استروئید تورم را کاهش داد، که باعث کاهش شلیک سیگنال درد شد. اعصاب به مرور آرام شد. بدن این مشکل ساختاری را طی نه ماه آینده بهبود بخشید.
نیکول، با این حال، پردازش درد نابسامان ناشی از حساسیت عصبی داشت. هیچ تورمی که باعث تحریک عصب شود وجود نداشت. در عوض، پردازش درد نابسامان نیکول مدام به مغزش میگفت که آسیب دیده است. اگرچه ممکن است یک آسیب باعث ایجاد درد شده باشد، اما دیگر عامل تداوم آن نبود. در طول سال گذشته، منبع درد تغییر کرده بود – از آسیب به سیستم عصبی. حساس شدن درد پس از بهبودی آسیب را حفظ کرد.
از آنجایی که منبع درد لیندا و نیکول متفاوت بود، درمان آنها نیز متفاوت بود. لیندا با درمان های استاندارد متمرکز بر التهاب ناشی از آسیب به خوبی عمل کرد، زیرا او یک جراحت، فتق دیسک داشت. نیکول به درمانهای استاندارد پاسخ نداد، زیرا درد دیگر از دیسک یا عصب نبود، بلکه درد ناشی از پردازش غیرطبیعی درد در مغز بود. هدف صحیح درمان او سیستم عصبی بود.
روی بازوی فلج شده از سکته گچ نمیزنید زیرا علت آسیب در بازو نیست. در مغز است مشکل عمیق تر، در سیستم عصبی است. در درمان حساسیت نیز همین امر صادق است. من در کتابم با عنوان Sunbreak: Healing the Pain که هیچ کس نمی تواند توضیح دهد این موضوع را بیشتر توضیح می دهم.
شما می توانید هر دو را داشته باشید
درد نوسی پلاستیک می تواند به خودی خود یا به صورت یک حالت درد مختلط که در آن درد آسیب دیدگی و درد حساس وجود دارد رخ دهد. به عنوان مثال، با کمردرد مزمن، ناراحتی می تواند از ناحیه آسیب دیده (فتق دیسک کمر) و ایجاد حساسیت ایجاد شود. حساسیت سیگنال درد را که از قبل وجود دارد تقویت می کند. مشکل این است که دو منبع درد در یک مجموعه از علائم همپوشانی دارند.
سه سناریو احتمالی درد عبارتند از:
1. کمردرد ناشی از آسیب بدون حساسیت، یعنی اعصاب حساس نشده اند. این وضعیت به خوبی به درمان های استاندارد پاسخ می دهد. این مورد در مورد لیندا بود.
2. کمردرد ناشی از آسیب و حساسیت. در این صورت، پاسخ نسبی به درمان های استاندارد وجود خواهد داشت. این یک “وضعیت درد مختلط” است.
3. کمردرد با حساسیت غالب، که در آن بیشتر علائم ناشی از حساسیت است. حداقل پاسخ به درمان های استاندارد وجود دارد. این مورد در مورد نیکول بود.
درمانهای استاندارد زمانی که درد عمدتاً از حساسیت ناشی میشود، کار نمیکند، زیرا این اختلال به سیستم عصبی منتقل شده است. هرچه حساسیت بیشتر علائم را تحریک کند، کمتر به درمانهای استاندارد، از جمله روشهای ستون فقرات، پاسخ میدهند.
روشها نه تنها به حساسیت عصبی کمک نمیکنند، بلکه ممکن است درد را بدتر کنند. اگر اعصاب بیش از حد حساس هستند، آخرین کاری که می خواهید انجام دهید این است که یک چاقوی جراحی را به آن ناحیه ببرید و ورودی های درد بیشتری ایجاد کنید که تقویت شده و به مغز ارسال می شود!
با کمردرد مزمن، باید منبع صحیح علائم را درمان کنید.
پایان/*
اندیشه قرن را در تلگرام دنیال کنید