[ad_1]
یادداشت سردبیر: در Google، ما علاقه مندیم که ببینیم چگونه فناوری می تواند به بهبود زندگی و تجربیات روزمره افراد کمک کند. کار کردن با آن افتخار نادری بوده است فاطمیر سرامتی، یک ورزشکار گلبال پارالمپیک که آگاهی را در مورد اختلال بینایی اشاعه می دهد. ما یک نسخه جدید از راهنمای پروژه، یک پروژه تحقیقاتی در مراحل اولیه که از یادگیری ماشینی روی دستگاه استفاده می کند، تا فاطمیر را قادر می سازد تا به طور مستقل یک نیمه ماراتن شلوغ را اجرا کند – با استفاده از تلفن و هدفون برای دنبال کردن راهنمای بینایی در مقابل خود. در زیر، فاطمیر به اشتراک می گذارد که چرا در این پروژه تحقیقاتی با ما همکاری کرده است و این سفر برای او چگونه بوده است.
هفته گذشته، هنگام دویدن – و تکمیل – نیمه ماراتن استکهلم، فناوری Project Guideline را آزمایش کردم.
در نوجوانی، یک بیماری شدید چشمی زندگی من را به شدت تغییر داد. این مسیر من را از یک پسر جوان در روزنگارد، مالمو، به یک ورزشکار نخبه در ورزش گلبال تبدیل کرد، که به طور خاص برای ورزشکاران دارای اختلال بینایی طراحی شده بود. با وجود چالشها، من همیشه به دنبال فرصتهای جدید بودهام، از رسیدن به نخبگان جهانی در گلبال گرفته تا الهام بخشیدن به دیگران از طریق سخنرانیها، کتابها و حضورم در رسانههای اجتماعی.
در زندگی روزمره ام، با کمک سگ راهنمای باورنکردنی ام، ستاره دنباله دار و شبکه ای از افراد حامی، مسیریابی می کنم. حس دریافت سگ راهنما را برای اولین بار به خوبی به یاد دارم. تقریباً شبیه به دست آوردن مجدد بینایی ام بود. داشتن ستاره دنباله دار یا شخص مورد اعتمادی که بتوانم در طول زندگی خود به آن بچسبم، در این مرحله برای من به طبیعت دوم تبدیل شده است.
وقتی گوگل در مورد آزمایش فناوری یادگیری ماشینی جدید خود برای دویدن مستقل و بدون تماس فیزیکی به من مراجعه کرد، من بلافاصله وارد کشتی شدم. ما دوره ای را برای نیمه ماراتن استکهلم تعیین کردیم و شروع به جستجوی راه هایی برای تحقق این رویا کردیم.
مفهوم آسان است. من گوشی را روی بند روی سینه ام می گذاشتم. سپس دوربین گوشی به دنبال یک راهنمای فیزیکی در چند متری جلوی من میگردد و بسته به موقعیت من نسبت به دونده اصلی، سیگنالهای صوتی را ارائه میدهد. هر زمان که خیلی به طرفین منحرف میشدم، صدایی بلندتر میشنیدم که مرا به موقعیت اولیهام هدایت میکرد. هنگام آزمایش این فناوری با تیم Google در فضای باز در استکهلم، زمان زیادی طول نکشید تا اینکه بتوانیم کیلومترها را در یک زمان دویم. بعد از مدت ها این اولین باری بود که می توانستم بدون اینکه به سگم یا یک راهنما گره بخورم بدوم. اکنون، تلاش برای دویدن حتی سریعتر شد.
[ad_2]