[ad_1]
منبع: Unsplash/Henri Pham
آیا می دانید چگونه در کنار کسی باشید؟
همه ما ظرفیتهای متفاوتی برای همدلی داریم – توانایی برقراری ارتباط با درد دیگران با این امید که احساس حمایت و درک کنند. برخی این کار را به راحتی انجام می دهند، در حالی که ایده این نوع ارتباط، روشنایی روز را از دیگران می ترساند.
اگر به آخرين طيف نزديك تر هستيد اما مي خواهيد به يكي از عزيزانتان كمك كنيد، اين 11 پيشنهاد مي تواند به شما كمك كند تا ارتباط راحت تر برقرار شود.
- بپرسید که آنها چگونه به گوش دادن شما نیاز دارند. اگر قبلاً به شما گفته اند که به کسی نیاز دارند که به سادگی به آنها گوش دهد، این کار را انجام دهید. مشکل را حل نکن
- نشان دادن. اغلب مهم ترین هدیه ای که می توانید بدهید حضورتان است. شما مجبور نیستید هیچ پاسخی داشته باشید. فقط ظاهر شوید و به کسی اجازه دهید آسیب پذیری خود یا هر احساسی را که مایل یا قادر به به اشتراک گذاشتن است آشکار کند.
- نفست را رها کن مواقعی در درمان وجود دارد که وقتی به جلو خم میشوم تا داستانش را بشنوم، متوجه میشوم که میخواهم یک ایده عالی به او بدهم یا چیز عالی را بگویم. در عوض، من به معنای واقعی کلمه نفس خود را تصور می کنم که از پنجره بیرون می رود و آنجا می ماند. سپس می توانم به آن تکیه کنم و واقعاً در لحظه باشم.
- به دیدگاه آنها احترام بگذارید – و قبل از اینکه دیدگاه دیگری ارائه دهید بپرسید. فرض کنید دوست شما متوجه شده است که شریک زندگی خود خیانت کرده است – و تنها چیزی که در حال حاضر می تواند به آن فکر کند این است که تقصیر اوست. آنها می گویند: “من به اندازه کافی سکسی نیستم.” “من به اندازه کافی پول در نمی آورم.” شما اصلاً این را باور ندارید، اما این چیزی است که می شنوید. با آنها همراه باشید و در مورد اینکه چقدر باید احساس وحشتناکی داشته باشید نظر دهید. این سرزنش خود را عادی کنید (“مردم زیادی هستند که در ابتدا خود را سرزنش می کنند.”) سپس، وقتی زمان آن فرا رسید، بپرسید اگر آنها دیدگاه شما را در مورد آنچه احساس می کنند دوست دارند.
- صبر کن بخشی از حضور در کنار کسی که در یک بحران قرار دارد این است که درک کنید که فروکش کردن عصبانیت، فروکش کردن غم و اندوه و به ویژه از بین رفتن شوک ممکن است به زمان نیاز داشته باشد—ممکن است دقیقه ها، ساعت ها، روزها یا هفته ها طول بکشد. شوک، به ویژه، محافظ است. همه چیز را ساده می کند و به شما کمک می کند تا با یک چیز در یک زمان مقابله کنید، زیرا آن چیزها به سراغ شما می آیند. این احساسات شما را خفه می کند – یا می تواند. هنگامی که عزیزتان در واکنش عاطفی اولیه خود حرکت می کند صبور باشید. اگر زمان خیلی طولانی شد، ممکن است درمان را پیشنهاد کنید.
- به احساس خود توجه کنید و آن را کنار بگذارید تا زمانی که آن را پردازش کنید. مطمئناً حضور در آنجا به این معنی نیست که شما خودتان احساساتی ندارید. مطمئناً این کار را خواهید کرد و بسیار مهم است که خودتان از طریق آن احساسات کار کنید.
- سوالاتی بپرسید تا به آنها کمک کنید عمیق تر شوند – نه سوالاتی که فکر می کنید باید بدانید. وظیفه شما این است که به کسی کمک کنید «عمیقتر» در احساس یا حالتی که درباره آن صحبت میکند، با سؤالاتی مانند «چه مدت است که چنین احساسی داشتهاید؟» احتمالاً نیازی نیست که بپرسید، “خب، آیا من این احساس را در شما ایجاد می کنم؟” این مربوط به شماست نه آنها.
- اگر آنها بیش از حد آشفته یا پریشان هستند، پیشنهاد کنید به یک پزشک حرفه ای مراجعه کنید. فرض کنید آن شخص در درد خود بسیار گم می شود و شما متوجه می شوید که احساس غرق شدن می کنید. شما می توانید این را به آرامی بگویید. “خدایا، این مسائل ممکن است از من خارج باشد که بتوانم به شما کمک کنم. من می توانم با اطمینان گوش کنم. اما اجازه دهید به شما کمک کنم تا نوع کمک مناسب را پیدا کنید.»
- به سرنخ های غیرکلامی توجه کنید. توجه به آنچه بدن فرد ممکن است بگوید می تواند بسیار مفید باشد. خیلی آه می کشند؟ آیا تنفس آنها طبیعی است یا باید عمیق تر نفس بکشند؟ آیا آنها در حال بستن هستند و به معنای واقعی کلمه به نظر میرسند که میخواهند از پوست خود بپرند؟ حتی ممکن است مفید باشد که بگویید: “وای، آن آه عمیق بود.” آنها می دانند که شما آنها را می بینید.
- این را به خاطر بسپار بحضور در آنجا به این معنا نیست که مبارزه را طوری انجام دهید که گویی مال شماست. اولیویا نیوتن جان در آهنگ خود “بگذار آنجا باشم” این جمله را خواند: “بگذار صبح تو آنجا باشم / بگذار در شب تو آنجا باشم / بگذار هر چیزی را که اشتباه است تغییر دهم / و درستش کنم (آن را درست کن). این توصیه وحشتناکی است! اول، شما نمی توانید شب و روز آنجا باشید – شما زندگی خود را دارید – و نمی توانید چیزی را درست کنید. در عوض، بر روی حضور ساده تمرکز کنید.
- نقاط قوت خود را بدون استفاده از رکیک به آنها یادآوری کنید. “تو از پس این بر می آیی” و عبارات مشابه اغلب چیزهای ساده ای هستند که واقعا نمی توان با آنها بحث کرد، اما همیشه مفید نیستند. چیزی شبیه به «شما از این کار عبور خواهید کرد، اما بدانید که عبور از آن میتواند مستلزم مبارزه باشد. مشکلی نیست” ممکن است مفیدتر باشد زیرا در لحظه ای که ممکن است برای آنها درک یا ارتباط با قدرت خود دشوار باشد، قدرت آنها را یادآوری می کنید. آنها ممکن است تضعیف شوند، اما قدرت آنها هنوز وجود دارد.
[ad_2]