08:13 - 2024/11/13

چگونه هویت ما در طول زندگی ما تغییر می کند

[ad_1] سوال “من کیستم؟” بخشی جدایی ناپذیر از سفر انسان است. چه ما آگاهانه به بررسی این سوال بپردازیم یا نه، همیشه با ما در مسیر زندگیمان است. پاسخ به این سوال که من کیستم؟ هویتی نیست که در بدو تولد به ما داده شود. اینکه ما چه ...

چگونه هویت ما در طول زندگی ما تغییر می کند

[ad_1]

سوال “من کیستم؟” بخشی جدایی ناپذیر از سفر انسان است. چه ما آگاهانه به بررسی این سوال بپردازیم یا نه، همیشه با ما در مسیر زندگیمان است.

پاسخ به این سوال که من کیستم؟ هویتی نیست که در بدو تولد به ما داده شود. اینکه ما چه کسی هستیم از تجربیات زندگی و پاسخ های ما به آن تجربیات آگاه می شود.

هویت ما ممکن است ثابت، تنظیم شده و داده شده به نظر برسد. در حقیقت، سیال است و در معرض تغییر است. هنگامی که ما آگاهانه این سوال را بررسی می کنیم که “من کیستم؟” به ما این امکان را می دهد که هویت فعلی خود را کشف کنیم.

پاسخ به این سوال که من کیستم؟ برای هر یک از ما منحصر به فرد خواهد بود. مثلاً یک نفر معتقد است دنیا خطرناک است. یکی از جنبه های مهم هویت آنها مشکوک بودن و محافظت از آنهاست. شخص دیگری معتقد است که دنیا حمایت می کند. یکی از جنبه های مهم هویت آنها اعتماد و باز بودن است. این دو پاسخ متفاوت به این سوال است که “من کیستم؟”

چهار تأثیر

چهار تأثیر وجود دارد که هویت شخصی ما را مشخص می کند. تأثیرات جهانی، فرهنگی، خانواده مبدا و تجربیات زندگی شخصی است.

اولین تأثیر جهانی است. همه ما آن را تجربه می کنیم. واقعیت انسان بودن این است که ما به دنیا می آییم، چند سال زندگی می کنیم، سپس می میریم. هیچ کس نمی تواند از این فرار کند. اینکه چگونه هر یک از ما به این واقعیت پاسخ می دهیم بخشی از پاسخ ما به “من کیستم؟” می شود. یک نفر ممکن است با این فکر پاسخ دهد که “من از هر لحظه بهترین استفاده را خواهم برد.” من از زندگی خود لذت خواهم برد. شخص دیگری ممکن است با این فکر پاسخ دهد که “به هر حال همه چیز تمام می شود، پس چرا خود را به زحمت بیاندازیم؟” من فقط از طریق حرکات زندگی می گذرم.

دومین تأثیر فرهنگی است. اینها تأثیرات یک فرهنگ خاص است که در سطحی بر همه افراد در آن فرهنگ تأثیر می گذارد. دو پیام رایج در فرهنگ ایالات متحده، “تو کافی نیستی” و “تو دوست داشتنی نیستی”. نحوه پاسخگویی شخص به این دو پیام، هویت او را نشان می دهد.

سومین تأثیر خانواده مبدا است. این شامل والدین، مراقبان اولیه، خواهر و برادر، دوستان و مربیان ما می شود. به عنوان مثال، آیا شما در یک محیط حمایتی زندگی می کنید یا باید به تنهایی زندگی را طی کنید؟ کدام یک از این دو مورد را که تجربه می کنید بر نحوه پاسخگویی شما به این سوال تأثیر می گذارد که “من کی هستم؟”

چهارمین تأثیر، رویدادهای زندگی شخصی است: چه نوع تجربیاتی در زندگی خود داشته اید؟ به عنوان مثال، آیا در تصادف رانندگی شرکت کرده اید؟ چگونه هویت شما را مشخص می کند؟ آیا خود را قربانی می بینید؟ یا خودتان را انعطاف پذیر می بینید؟ مثلاً آیا در لاتاری برنده شده اید؟ آیا از به اشتراک گذاشتن برنده های خود با عزیزانتان سپاسگزار و هیجان زده هستید؟ یا در مورد نحوه برخورد با پول احساس فشار و استرس می کنید؟

برای همه ما، جنبه هایی از هویت ما وجود دارد که به خوبی به ما کمک می کند و ما آنها را تغییر نمی دهیم. برای همه ما، جنبه هایی از هویت ما وجود دارد که ممکن است زمانی به ما خدمت کرده باشد، اما دیگر به ما خدمت نمی کند. مهم است که بین این دو جنبه از هویت خود تمایز قائل شویم.

هویت فعلی شما امنیت شما را فراهم می کند زیرا حداقل می دانید که هستید. هویتی که شما می شناسید می تواند احساس امنیت بیشتری نسبت به به خطر انداختن یک هویت جدید داشته باشد، که می تواند مملو از عدم اطمینان باشد. ریسک تغییر جنبه‌هایی از شخصیت خود که دیگر به شما خدمتی نمی‌کنند، شجاعت می‌طلبد.

تغییر هویت شما

تغییر هویت شما کار آسانی نیست. برای اینکه این تغییر به شکلی عمیق اتفاق بیفتد، باید بیش از یک بینش صرف باشد. این باید یک تجربه احساسی و جسمانی باشد. این روند چالش برانگیز است. این اغلب کشمکشی بین عدم تمایل به تغییر هویت فعلی شماست، زیرا این چیزی است که می دانید و می خواهید به هویت جدیدی بروید که آزادتر و گسترده تر است.

اصلاح هویت ما یک پیشنهاد همه یا هیچ نیست. می توانید هویت جدید را در آغوش بگیرید، سپس آن را از دست بدهید و به هویت گذشته خود برگردید. با این حال، با آگاهی از اینکه این اتفاق می افتد، می توانید به پذیرش هویت جدید خود بازگردید.

در زندگی خودم، یکی از پاسخ های اصلی من به این سوال، “من کیستم؟” این بود: «من فردی هستم که به چیزهایی دست می‌یابد». من احساس ارزشمندی خود را بر اساس دستاورد بعدی خود قرار دادم. در حالی که این هویت من را ایمن نگه می‌داشت، اما به طور همزمان مانع از تجربه من از زندگی پربارتر و رضایت‌بخش‌تر می‌شد، زیرا اگر به موفقیت نمی‌رسیدم اغلب مضطرب یا افسرده بودم.

در درمان خودم، همانطور که “من کیستم؟” را بررسی می کردم، از بهایی که می پرداختم برای اینکه اینقدر با هویتی که فقط به اندازه موفقیت بعدی ام خوب باشم، می پرداختم، آگاه شدم. متوجه شدم که آیا به چیز جدیدی دست یافته ام یا نه، من کسی هستم که ارزشی فراتر از دستاوردهایم دارم. در اصلاح هویتم بیشتر احساس رضایت می کنم تا احساس اضطراب و افسردگی.

اگر احساس می‌کنید بخش‌هایی از هویت شما دیگر به شما خدمت نمی‌کند، پیشنهاد می‌کنم آنچه را که به عنوان هویت فعلی خود تجربه می‌کنید، کشف کنید. از جنبه هایی از هویت خود که زندگی شما را بهبود می بخشد و همچنین جنبه هایی از هویت خود که مانع زندگی شما می شود آگاه باشید. آگاه باشید که چگونه به تأثیرات جهانی، تأثیرات فرهنگی، تأثیرات خانواده مبدا و تجربیات زندگی پاسخ می دهید. بررسی کنید که چگونه این چهار تأثیر و پاسخ شما به آنها، پاسخ شما به «من کیستم؟» را نشان داده است.

از خود بپرسید چه جنبه هایی از هویت شما به شما خدمت می کند و چه جنبه هایی دیگر به شما خدمت نمی کند. هنگام پرسیدن این سوالات با خود مهربان و دلسوز باشید. به یاد داشته باشید که تمام جنبه های هویت شما به نوعی شما را ایمن نگه داشته است. این فرآیند تغییر هویتی که دیگر در خدمت شما نیست و حرکت به سمت هویتی جدید و ارزشمندتر زمان می برد و تکرار می شود. این نیاز به گشودگی برای درک و اکتشافات جدید دارد. نوشتن اطلاعات خود، مراقبه در مورد آنها و صحبت با دوستان و خانواده در مورد آنها می تواند بخشی جدایی ناپذیر از این روند باشد. شما همچنین می توانید به دنبال یک درمانگر باشید تا در این زمینه به شما کمک کند. کار با یک درمانگر بخش مهمی از فرآیند من برای تغییر هویتم به شکلی بود که به من کمک می کند.

من شما را به خاطر شجاعت شما تحسین می کنم و بهترین ها را برای شما آرزو می کنم هنگام بررسی این سوال، “من کی هستم؟”

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان