به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، زهرا شیخ باقری- در عصری که دسترسی به اطلاعات بیسابقه است، توانایی هدایت و تحلیل محتوا در فضای دیجیتال به مهارتی حیاتی برای دانشآموزان تبدیل شده است. سواد رسانهای – یعنی توانایی تحلیل، ارزیابی و تولید مسئولانهی محتوای رسانهای – دیگر یک گزینهی آموزشی نیست، بلکه یک نیاز ضروری در دنیای امروز است. با گسترش اطلاعات نادرست و سلطه شبکههای اجتماعی بر ارتباطات، آموزش سواد رسانهای در ایالات متحده بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است.
اهمیت آموزش سواد رسانهای
انقلاب دیجیتال شیوهی مصرف و انتشار اطلاعات را دگرگون کرده است. دانشآموزان امروز در جهانی اشباع از رسانه زندگی میکنند؛ از رسانههای سنتی مانند تلویزیون و روزنامه گرفته تا پلتفرمهای دیجیتال بیشمار. یکی از دلایل اصلی ضرورت سواد رسانهای، مقابله با اطلاعات نادرست است؛ بهویژه حالا که پلتفرمهایی مانند Meta (فیسبوک) از بررسی واقعیت صرفنظر کردهاند و دیگر پلتفرمها نیز ممکن است این مسیر را دنبال کنند.
اطلاعات نادرست میتواند افکار عمومی را منحرف کند، اعتماد به نهادها را از بین ببرد و روندهای دموکراتیک را تضعیف کند. آموزش سواد رسانهای به دانشآموزان کمک میکند تا با تفکر انتقادی، منابع را بررسی کنند، واقعیتها را بسنجند و سوگیریها را تشخیص دهند.
سواد رسانهای، همچنین شهروندی فعال را پرورش میدهد. درک نقش رسانه در شکلدهی به گفتوگوهای سیاسی، قدرت تمییز تبلیغات از واقعیت را به افراد میدهد و آنها را به مشارکتکنندگان مؤثرتری در جامعهی دموکراتیک تبدیل میکند. این آموزش، تابآوری دیجیتال را نیز افزایش میدهد؛ از جمله شناخت آزارهای اینترنتی، رعایت حریم خصوصی و آگاهی از نحوه عملکرد الگوریتمها در شکلدهی به محتواهایی که میبینند.
اما سواد رسانهای فقط مربوط به «مصرف محتوا» نیست؛ بلکه به تولید محتوا هم مربوط میشود. دانشآموزان باید بتوانند خودشان را از طریق رسانههای مختلف بیان کنند؛ مهارتی که در دنیای کار امروز ضروری است.
وضعیت نیویورک در آموزش سواد رسانهای
در ایالت نیویورک، هنوز قانونی برای الزام آموزش سواد رسانهای در مدارس سراسر ایالت وجود ندارد، گرچه برخی مناطق آموزشوپرورش، آن را وارد برنامه درسی خود کردهاند. دولت ایالتی برخی ابتکارات را برای آموزش معلمان و فراهمکردن منابع مقابله با اطلاعات نادرست تأمین مالی کرده است.
فعالان حوزه آموزش معتقدند که لازم است یک طرح جامع در سطح ایالت تدوین شود که از مقطع کودکستان تا پایه دوازدهم، آموزش سواد رسانهای را الزامی کند. پیشنهادهایی مانند ایجاد کارگروه تخصصی، هماهنگسازی با استانداردهای آموزشی موجود و آموزش تخصصی معلمان مطرح شده است.

آینده آموزش سواد رسانه ای و نقش حرفه وکالت در آموزش سواد رسانه ای
در مقالهای در Times Union، نان مید و کریس اسپری از کمیته سواد رسانهای سازمان DemocracyReady NY نوشتند:
«آیا مدارس ما جوانان را برای هدایت در این دنیای رسانهای پیچیده آماده میکنند؟ هنوز نه – اما مسئولان میتوانند این وضعیت را تغییر دهند.»
آنها از فرماندار کتی هوکول بابت تهیه «جعبهابزار سواد رسانهای» برای معلمان قدردانی کردند، اما این اقدام را بیشتر واکنشی فوری به نگرانیهای ایمنی آنلاین دانشآموزان دانستند تا یک برنامه درسی کامل. آنها تأکید کردند که نیویورک از بیش از ۲۰ ایالت دیگر عقب افتاده است، از جمله نیوجرسی که آموزش سواد رسانهای را قانونی کرده است.
مقایسه با نیوجرسی
در ژانویه ۲۰۲۳، فرماندار فیل مورفی قانونی را امضا کرد که آموزش جامع سواد رسانهای برای دانشآموزان K-12 را در نیوجرسی الزامی میکند. بر اساس این قانون، وزارت آموزش نیوجرسی موظف است استانداردهای درسی مرتبط را تدوین کند و برنامههای آموزش معلمان را فراهم سازد. کتابداران آموزشی و معلمان نیز نقش کلیدی در اجرای این برنامه دارند.
وضعیت دیگر ایالتها در آمریکا
حدود ۱۸ ایالت، آموزش سواد رسانهای را بهصورت الزامی در برنامه درسی گنجاندهاند.
کالیفرنیا در سال ۲۰۲۳ قانونی تصویب کرد که آموزش سواد رسانهای را در تمام دروس اصلی (زبان انگلیسی، ریاضی، علوم، تاریخ) از کودکستان تا پایه ۱۲ الزامی میکند. ایالتهای دلِوِر، ایلینوی، فلوریدا، نیومکزیکو، واشنگتن، مینهسوتا و چند ایالت دیگر نیز گامهایی در این مسیر برداشتهاند.
اما ایالتهایی مانند آلاباما و میسیسیپی هنوز سیاست مشخصی ندارند که این موضوع باعث ایجاد نابرابری در آمادگی دانشآموزان در مواجهه با دنیای دیجیتال میشود.
فنلاند؛ الگوی طلایی آموزش سواد رسانهای
فنلاند سالهاست که در مقابله با اطلاعات نادرست و آموزش سواد رسانهای در اروپا پیشتاز است. این کشور از سال ۲۰۱۴ برنامهای جامع برای مقابله با اطلاعات جعلی آغاز کرد که شامل آموزش عمومی، مدارس، سیاستمداران و رسانهها میشود.
از کودکستان تا دبیرستان، آموزش تفکر انتقادی و تحلیل محتوای رسانهای در نظام آموزشی فنلاند نهادینه شده است. دانشآموزان یاد میگیرند که اخبار جعلی، تبلیغات هیجانی و سوگیری رسانهای را تشخیص دهند و حتی خودشان اخبار ساختگی بسازند تا بفهمند این سازوکار چطور کار میکند.
فرهنگ عمومی فنلاند، مسئولیتپذیری جمعی در برابر اخبار جعلی را ترویج میدهد؛ امری که هنوز در آمریکا محقق نشده است، اما میتواند الگویی برای ایالتهایی مثل نیویورک باشد.
دیدگاه دانشآموزان
بنا به نظرسنجی Pew Research در سال ۲۰۲۳،
-
۶۸٪ از دانشآموزان دبیرستانی معتقدند که آمادگی کافی برای تشخیص اطلاعات درست از نادرست ندارند.
-
۷۲٪ خواستار آموزشهای گستردهتر در زمینه تشخیص سوگیری، اطلاعات جعلی و عملکرد الگوریتمهای شبکههای اجتماعی هستند.
مطالعهای از News Literacy Project نشان داد که ۸۰٪ نوجوانان با نظریههای توطئه در شبکههای اجتماعی مواجه میشوند و ۸۱٪ دستکم یکی از آنها را باور دارند. در حالی که ۹۴٪ آنها خواستار آموزش سواد رسانهای در مدرسه هستند، فقط ۳۹٪ چنین آموزشی را دریافت کردهاند.
نقش معلمان و کتابداران
معلمان و کتابداران در خط مقدم آموزش سواد رسانهای قرار دارند. در حالی که اکثر آنها به اهمیت این آموزش اذعان دارند، فقط ۲۰٪ از معلمان احساس آمادگی برای آموزش آن دارند. کمبود منابع، نبود زمان کافی و نبود برنامه درسی استاندارد از چالشهای اصلی آنهاست.
اما معلمانی هستند که با خلاقیت، این موضوع را وارد دروس خود کردهاند. برای مثال، معلمی در کالیفرنیا با بررسی ماجرای انفجار کشتی USS Maine و بررسی روایتهای مختلف تاریخی، به دانشآموزان آموخت که چطور روایتهای جعلی در تاریخ و در شبکههای اجتماعی امروز شکل میگیرند.
کتابداران نیز با ارائه منابع، برگزاری کارگاه و همکاری با معلمان، نقش اساسی در ترویج سواد رسانهای ایفا میکنند.

چگونه ارزیابی اعتبار مطالبی که می خوانید، می سنجید؟ | سواد رسانهای، ضرورتی در آموزش امروز از مصرف تا تولید محتوا / آینده آموزش سواد رسانه ای و نقش حرفه وکالت در آموزش سواد رسانه ای
آینده آموزش سواد رسانهای
برای پیشرفت در این حوزه، باید:
-
در آموزش معلمان سرمایهگذاری کرد؛
-
از فناوریهای نوین مانند بازیهای تعاملی، شبیهسازیها و کارگاههای مجازی استفاده کرد؛
-
همکاری بین مدارس، کتابخانهها، سازمانهای مردمنهاد و شرکتهای فناوری را گسترش داد.
نقش حرفه وکالت در آموزش سواد رسانهای
وکلاء، قضات و سیاستگذاران میتوانند نقش مهمی در ترویج سواد رسانهای ایفا کنند:
-
تدوین و حمایت از قوانین الزامآور برای آموزش سواد رسانهای؛
-
ارائه خدمات حقوقی رایگان به مدارس و سازمانهای آموزشی؛
-
طراحی برنامههای شبیهسازی دادگاه برای دانشآموزان با محوریت قوانین رسانه؛
-
پیگیری پروندههای قضایی مرتبط با اطلاعات نادرست برای تأثیرگذاری بر سیاستگذاریها؛
-
برگزاری کارگاههای آموزشی برای والدین، معلمان و دانشآموزان درباره پیامدهای حقوقی رسانهها.
پایان/*
.