شما برای شروع یک کار مهم می نشینید. ساعت در حال تیک است. شما می دانید چه کاری باید انجام دهید ، اما هیچ اتفاقی نمی افتد. ذهن شما خالی می شود. شما به صفحه خیره می شوید. چند دقیقه عبور می کند. ساعت
فشار ایجاد می شود. اما شما هنوز هم نمی توانید حرکت کنید. این تنبلی نیست. این برنامه ریزی ضعیف نیست. این همان چیزی است که بسیاری با ADHD همه چیز را به خوبی می شناسند: یخ.
این پاسخ انجماد بخشی عمیقاً ناامیدکننده و دردناک از زندگی با ADHD است. این اتفاق می افتد که مغز ، تحت تأثیر استرس ، فشار یا اندازه یک کار ، به سادگی خاموش شود. ممکن است از بیرون آرام به نظر برسید. اما در داخل ، این طوفان گناه ، ترس و ناامیدی است.
برای برخی ، این یک تجربه روزانه است. این کار در محل کار ، در مدرسه ، در روابط – حتی در کارهای ساده روزمره مانند پاسخ دادن به یک پیام یا لباسشویی تاشو ظاهر می شود. با گذشت زمان ، با اعتماد به نفس شما دور می شود. وقت شما را دزدید. و از همه بدتر ، این شما را متقاعد می کند که شما قادر به موفقیت هستید.
اما این حقیقت است: آن حالت یخ زده لازم نیست پیش فرض شما باشد.
چه زندگی می تواند بعد از یخ زدگی به نظر برسد
این را در عوض تصور کنید:
شما برای شروع یک کار می نشینید. هنوز احساس بزرگی می کند ، اما شما وحشت نمی کنید. شما می دانید که چگونه سهولت کنید. شما اولین قدم را بردارید. تنفس شما ثابت می ماند. مغز شما ، یک بار سریع خاموش ، شروع به درگیر شدن می کند. شما به وضوح فکر می کنید شما گیر نکرده اید
این جادو نیست – این همان اتفاقی است که شخصی با ADHD یاد می گیرد که پاسخ یخ خود را درک کند و ابزارهایی را برای حرکت از طریق آن بدست می آورد.
شما شروع به نمایش متفاوت می کنید:
- شما مهلت های خود را از دست نمی دهید و با سهولت بیشتر و استرس کمتری شروع به اتمام پروژه ها می کنید.
- شما دیگر از مکالمات سخت خودداری نمی کنید و از مسئولیت ها پنهان می شوید.
- شما حرف خود را به خود و دیگران نگه دارید.
- شما شروع به اعتماد به خود می کنید ، شاید برای اولین بار در سالها.
و اتفاق دیگری نیز رخ می دهد. شما بیشتر از زندگی خود لذت می برید.
سبکی وجود دارد که ناشی از احساس مداوم نیست. صلح وجود دارد که می دانید بدون خاموش کردن می توانید با چالش هایی روبرو شوید. و غرور در قابل اعتماد بودن وجود دارد – نه فقط به دیگران ، بلکه برای خودتان.
تغییر هویت
وقتی دیگر تحت فشار یخ نمی زنید ، داستانی که به خودتان می گویید شروع به تغییر می کند.
شما “بی نظم” نیستید.
شما “تعلل کننده” نیستید.
شما کسی نیستید که “هرگز چیزی را تمام نمی کند.”
شما کسی هستید که چیزهایی را کشف می کنید. چه کسی ادامه می دهد چه کسی لازم نیست کامل باشد – اما چه کسی توانا و انعطاف پذیر است.
این تغییر فقط بر بهره وری شما تأثیر نمی گذارد. این بر روابط ، انرژی و احساس هدف شما تأثیر می گذارد. دوباره شروع به دیدن امکانات می کنید. شما دوباره شروع به خواب می کنید.
و آن صدای درونی – کسی که قبلاً می گفت “شما نمی توانید” گفت: “شما این کار را می کنید.”
چه چیزی برای شما امکان پذیر است؟
اگر خیلی طولانی در حالت Freeze زندگی کرده اید ، می خواهم شما چیز مهمی را بدانید: خیلی دیر نیست.
مغز شما شکسته نیست. شما نیازی به تلاش بیشتر ندارید – شما به یک استراتژی جدید نیاز دارید که متناسب با نحوه عملکرد ذهن شما به طور طبیعی باشد. این جایی است که مربیگری ADHD می تواند تفاوت واقعی ایجاد کند.
کار با یک مربی ADHD به معنای داشتن شخصی در گوشه شما است که می داند مغز شما چگونه عمل می کند – و چه کسی می تواند به شما در ساخت ابزاری کمک کند که در واقع در زندگی شما کار کند.
شما توصیه های مبهمی به شما داده نشده یا به “فقط تمرکز” گفته اید. در عوض ، شما یاد می گیرید که چگونه:
- هنگامی که کارها احساس غرق شدن می کنند ، فلج را از بین ببرید
- اهدافی را تعیین کنید که با انرژی و توجه شما مطابقت داشته باشد
- بدون سوزاندن
- الگوهای خود را بشناسید و آنها را با نیت تغییر دهید
- با تجربه برنده های واقعی اعتماد به نفس خود را بازسازی کنید
رابطه مربیگری مناسب ساختار ، پاسخگویی و تشویق را ارائه می دهد – اما این نیز چیزی عمیق تر ارائه می دهد: اعتقاد به پتانسیل خود وقتی که به خودتان متوقف شده اید.
لازم نیست که انجماد را تحت فشار نگه دارید. لازم نیست که به تنهایی تلاش کنید.