در سالهای اخیر، فرهنگ سلبریتی با سیاست ادغام شده است، زیرا ستارهها به طور فزایندهای از پلتفرمهای خود برای حمایت از نامزدهای سیاسی استفاده میکنند. از فریادهای توییتر/X گرفته تا رویدادهای کمپین، این حمایت ها به عنوان ابزار قدرتمندی برای شکل دادن به احساسات عمومی در نظر گرفته می شوند.
با این حال، نتایج اخیر انتخابات بسیاری را شگفت زده کرده است و ممکن است نشان دهد که حمایت های افراد مشهور اغلب نمی تواند چشم انداز سیاسی گسترده تر را به تصویر بکشد. در حالی که صداهای سلبریتی به موضوعات خاصی توجه می کنند، اغلب دیدگاه های متنوع و ظریف را در میان رای دهندگان از دست می دهند و تصویری جزئی و گاهی گمراه کننده از دموکراسی ایجاد می کنند.
پویایی ارتباطات جمعی: تقویت در مقابل بازنمایی
در نظر گرفتن نحوه شکلگیری و توزیع پیامها در چارچوبهای ارتباط جمعی ضروری است. برای مثال، تئوری تعیین دستور کار بیان میکند که رسانهها دیکته نمیکنند که مردم چه فکری داشته باشند، بلکه تصمیم میگیرند که چه موضوعاتی را باید در اولویت قرار دهند (McCombs & Shaw, 1972).
در تأیید کاندیداها یا ایدئولوژی های خاص، سلبریتی ها با برجسته کردن موضوعات خاص از دیدگاه خود به تعیین دستور کار کمک می کنند. این تأثیر بیشتر توسط نظریه شناختی اجتماعی بندورا توضیح داده می شود، که بیان می کند که افراد رفتارها و نگرش ها را با مشاهده الگوهای تأثیرگذار می آموزند (بندورا، 1986). از آنجایی که افراد مشهور از نامزدها یا سیاستهای سیاسی حمایت میکنند، آنها به طور مؤثر پیروان خود را تشویق میکنند تا دیدگاههای مشابهی را اتخاذ کنند، بنابراین گفتمان پیرامون این موضوعات شکل میگیرد.
در حالی که این تأییدیهها مسائل کلیدی را برجسته میکنند، ممکن است با تقویت مجموعه محدودی از ارزشهای مربوط به افراد مشهور یا صنعت آنها، ادراک عمومی را منحرف کنند. این تقویت دیدگاه های شخصی با «اثر کانونی»، یک سوگیری شناختی اجتماعی که در آن افراد تأثیر اعمال خود را بر دیگران بیش از حد ارزیابی می کنند، همسو می شود (راس و همکاران، 1977).
در این زمینه، «اثر کانونی» اساساً به این معنی است که وقتی یک سلبریتی از یک نامزد یا یک سیاست حمایت میکند، ممکن است بر این باور باشد که تأیید آنها تأثیر قابلتوجهی بر پیروان و عموم مردم خواهد داشت، در حالی که در واقعیت، این تأثیر ممکن است محدودتر باشد. این می تواند منجر به “اثر اجماع نادرست” شود، که در آن افراد مشهور – و پیروان آنها – تصور می کنند که عقاید آنها منعکس کننده عقاید اکثریت است.
با این حال، تنظیم دستور کار همیشه با افکار عمومی گسترده مطابقت ندارد. بر اساس نظریه مارپیچ سکوت، افراد ممکن است برای انطباق با عقیده غالب درک شده تحت فشار باشند، به ویژه زمانی که شخصیت های با نفوذ از آن دفاع می کنند (نوئل-نیومن، 1974). این اثر ممکن است صداهای مخالف را ساکت کند و این توهم را ایجاد کند که نامزد مورد تایید سلبریتی ها از حمایت گسترده تری نسبت به آنها برخوردار است.
به عنوان مثال، یک تاییدیه با مشخصات بالا ممکن است حمایت قابل توجهی از رسانه های اجتماعی ایجاد کند و این تصور را ایجاد کند که تقریباً حمایت جهانی است. با این حال، این دیدگاه اغلب صداهای آرامتری را در میان جمعیتهای مختلف که ممکن است احساس متفاوتی داشته باشند، در عین حال فاقد بستری مشابه برای بیان دیدگاههای خود هستند، نادیده میگیرد.
رسانه های اجتماعی و اثر اتاق پژواک
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی این اثر اتاق پژواک را تشدید میکنند، جایی که تأییدها اغلب در میان پیروان همفکر شتاب بیشتری پیدا میکنند و دیدگاههای ثابت را تقویت میکنند. الگوریتمهایی که محتوا را بر اساس تعاملات کاربر اولویتبندی میکنند به این معنی است که پیروان یک سلبریتی که یک نامزد خاص را تأیید میکنند، احتمالاً محتوای مشابهی را مشاهده میکنند و حلقهای تقویتکننده از تأیید و باور ایجاد میکنند. این فرآیند مواجهه انتخابی، که در نظریه شناختی اجتماعی مشخص شده است، نشان می دهد که افراد آگاهانه یا ناخودآگاه به دنبال اطلاعاتی هستند که با باورهای قبلی آنها همسو باشد و قرار گرفتن در معرض دیدگاه های جایگزین را محدود کند (بندورا، 1986).
علاوه بر این، مطالعات اخیر نشان میدهد که چگونه پراکندگی رسانهها و مصرف اخبار قطبی شده، اتاقهای پژواک ایجاد میکند که شکافهای حزبی را تشدید میکند. این فرآیند باورهای از پیش موجود را تقویت میکند، و اغلب دسترسی افراد مشهور را خارج از مخاطبان خاص محدود میکند (Kearney & Levine، 2020).
تعداد کل دنبال کنندگان برای پنج تایید کننده برتر هر نامزد.
منبع: جیمی کرن
علیرغم تعداد فالوورهای زیاد، نفوذ هر سلبریتی در بین طرفداران آنها باقی میماند و دیدگاههای موجود را به جای تغییر چشمانداز سیاسی گستردهتر تقویت میکند. اگر چه دامنه گسترده ممکن است ظاهر حمایت گسترده را ایجاد کند، اما لزوماً نشان دهنده اجماع در میان رای دهندگان عمومی نیست – همانطور که هفته گذشته متوجه شدیم.
تایید افراد مشهور و “اثر اجماع نادرست”
این اثر قرار گرفتن در معرض انتخابی ارتباط نزدیکی با “اثر اجماع کاذب” دارد، یک سوگیری شناختی که در آن افراد چقدر باورهای خود را به طور گسترده توسط دیگران به اشتراک می گذارند (راس و همکاران، 1977). افراد مشهور احاطه شده توسط افراد همفکر ممکن است تصور کنند که عقاید سیاسی آنها منعکس کننده یک دیدگاه اجتماعی گسترده تر است. در واقعیت، تأیید افراد مشهور اغلب این پتانسیل را دارند که به دلیل این اجماع نادرست تصویری تحریف شده از احساسات عمومی ایجاد کنند و از ما می خواهند در تحلیل خود محتاط و انتقادی باشیم.
به عنوان مثال، حمایت لبرون جیمز از کامالا هریس در سال 2024 به شدت با طرفداران او طنین انداز شد. با این حال، تأثیر آن عمدتاً به مخاطبان ثابت او محدود می شد و به طور بالقوه طرفداران را با دیدگاه های مخالف بیگانه می کرد. برعکس، حمایت ایلان ماسک از دونالد ترامپ ممکن است برای طرفداران فناوری متمرکز او جذاب باشد، اما ممکن است به دلیل موقعیت تأثیرگذار او در توییتر/X، مخاطبان بیشتری را تحت تأثیر قرار دهد.
ارتباطات از دست رفته: چرا تأییدیه های سلبریتی ها دموکراسی را تسخیر نمی کنند
یکی از دلایل کلیدی که حمایت افراد مشهور اغلب با ترجیحات گسترده تر رای دهندگان هماهنگ نمی شود، شکاف قابل توجه در تجربیات زندگی شده بین افراد مشهور و رای دهندگان متوسط است. بسیاری از سلبریتی ها در مناطق شهری و مرفه زندگی می کنند که نگرانی ها و اولویت های آنها را شکل می دهد – اغلب متفاوت از رای دهندگان در مناطق روستایی یا مناطق با مشکل اقتصادی.
تئوری ناهماهنگی شناختی ناراحتی افراد را در هنگام تضاد دیدگاههایشان با دیدگاههایی که توسط شخصیتهای تأثیرگذار که آنها را تحسین میکنند، تجربه میکنند، برجسته میکند (فستینگر، 1957). در نتیجه، رای دهندگان ممکن است ارتباط با مسائلی را که افراد مشهور از آن حمایت می کنند، چالش برانگیز بیابند، که به نظر می رسد با واقعیت های آنها، مانند امنیت شغلی یا هزینه های مراقبت های بهداشتی، ارتباطی ندارد.
علاوه بر این، روانشناسی رشد بر اهمیت دیدگاهگیری تأکید میکند که شامل درک و در نظر گرفتن دیدگاههای دیگران است. گاهی اوقات این جنبه در تأیید افراد مشهور وجود ندارد، زیرا ممکن است موضوعاتی را مطرح کنند که در حلقه های افراد مشهور طنین انداز می شود اما نگرانی های متنوع شهروندان روزمره را نادیده می گیرد (ایزنبرگ و لنون، 1983). به عنوان مثال، موضوعاتی مانند تغییرات آب و هوایی یا عدالت اجتماعی، اگرچه ضروری است، ممکن است با رأی دهندگانی که بیشتر بر نگرانی های اقتصادی یا محلی متمرکز هستند، ارتباط برقرار نکند. این امر نیاز به یک رویکرد جامع تر برای تأیید افراد مشهور را برجسته می کند.
محدودیت های کلیدی تایید افراد مشهور در سیاست
به چند دلیل، تأیید افراد مشهور اغلب به عنوان شاخصی برای افکار عمومی کم است:
- فقدان ظرافت و تنوع در دیدگاه های سیاسی: بسیاری از تأییدها تک بعدی هستند و بر گستره محدودی از موضوعات تمرکز می کنند، بدون اینکه به ماهیت گسترده تر و چند وجهی گفتمان سیاسی اذعان کنند. این تمرکز محدود ممکن است با رأی دهندگانی که موضوعات مختلف را در اولویت قرار می دهند، ارتباط برقرار نکند.
- عدم حضور مردمی: برخلاف جنبشهای مردمی که مستقیماً جوامع را درگیر میکنند، تأیید افراد مشهور معمولاً از بالا به پایین است و فاقد ارتباط محلی مورد نیاز برای طنیناندازی با همه جمعیتشناسی است. مشارکت سیاسی معتبر اغلب مستلزم تعامل چهره به چهره و توجه به نیازهای محلی است، که تأیید افراد مشهور اغلب نیاز به بهبود آن دارند.
- قطبی شدن و جدا شدن از “آمریکای میانه”: سلبریتی ها تمایل به اتخاذ دیدگاه های قطبی دارند که با مخاطبان اصلی آنها طنین انداز می شود، که ممکن است رای دهندگان میانه رو یا بلاتکلیف را از خود دور کند. این تأثیر، به نوبه خود، دسترسی و تأثیر تأییدها را محدود می کند، به ویژه در میان جمعیتی که احساس می کنند توسط پیام های افراد مشهور نادیده گرفته می شوند.
- عدم اصالت درک شده و احساس “خارج از تماس”: سبک زندگی و دیدگاههای سلبریتیها میتواند از افراد عادی جدا باشد و باعث شود که بسیاری این تاییدات را غیر معتبر ببینند. زمانی که تأییدیهها با واقعیتهای روزمره شهروندان ناسازگار به نظر میرسند، ممکن است بهعنوان خارج از ارتباط با نگرانیهای گستردهتر کنار گذاشته شوند.
به سوی یک دموکراسی فراگیرتر
علیرغم تأیید گسترده افراد مشهور، نتایج شگفتانگیز انتخابات اخیر بر محدودیتهای تکیه بر افراد مشهور به عنوان تأثیرگذاران سیاسی تأکید میکند. اگرچه سلبریتیهایی مانند تیلور سویفت و ایلان ماسک از رسانههای اجتماعی قابل توجهی برخوردار هستند که در مجموع میلیونها دنبال کننده دارند، اما برای برابری با نمایندگی سیاسی گسترده، به دید بیشتری نیاز است. تأیید افراد مشهور ممکن است آگاهی ایجاد کند، اما اغلب با همه جمعیتشناسی، بهویژه کسانی که احساس میکنند نادیده گرفته شدهاند، همخوانی ندارند.
یک دموکراسی متعادل مستلزم در نظر گرفتن صداهای مختلف، از جمله آنهایی است که در کانون توجه قرار دارند. در حالی که سلبریتی ها می توانند آگاهی را افزایش دهند، مشارکت دموکراتیک معتبر شامل گوش دادن به صدای همه شهروندان، از جمله آنهایی که دارای پلت فرم نیستند، است. چگونه می توان یک احساس کامل را در آینده به تصویر کشید، نادیده باقی مانده است، و اگرچه آنها از تلاش های خود حمایت می کنند، افراد مشهور ممکن است دقیق ترین فشارسنج نباشند.