نماینده FBI در کنار قاتل محکوم قرار دارد و یادداشت های پرونده را بررسی می کند. “از چه زمانی شروع شد؟” او می پرسد. این پاسخ کاملاً از این طریق آمده است: “گربه ها در ابتدا بودند. سپس ، سگ همسایه. مردم بعداً آمدند. ” از میشن به ذهن جنایتکار، ما فکر کرده ایم که ظلم حیوانات ضرب المثل قناری در معدن زغال سنگ برای خشونت در آینده است.
اما آیا این درست است؟ بیایید ببینیم آخرین تحقیقات به ما چه می گوید.
Birth of the Link Link: Macdonald Triad
در سال 1963 ، روانپزشک جان مک دونالد در حال مطالعه 100 بیمار قتل در بیمارستان روانی کلرادو بود. او در تلاش بود تا بفهمد این بیماران چیست و آنچه را که برای آنها اتفاق افتاده است ردیابی می کند. او به زودی متوجه یک سه گانه رفتارهای موجود در بیماران مختل شده خود شد: ظلم حیوانات در کودکی ، آتش سوزی و خیس شدن از خواب (Enuresis).
مشاهدات مک دونالد صرفاً حکایتی بود. با این وجود ، ذکر وی از این سه نشانگر در “بیماران بسیار سادیستی” چیزی را در تصور جمعی هم متخصصان و هم مردم برانگیخت. “MacDonald Triad” متولد شد.
چهار سال بعد ، مک دونالد تصمیم گرفت ببیند که آیا مشاهدات اولیه وی تحت نظارت علمی قرار خواهد گرفت یا خیر. وی میزان ظلم حیوانات را در 80 بیمار بستری در معرض تهدیدات قتل ، 192 قاتل محکوم و 80 بیمار کنترل مقایسه کرد. او نتایج متفاوتی کسب کرد.
از یک طرف ، از نظر سابقه ظلم حیوانات تفاوت معنی داری بین سه گروه وجود نداشت. اما هنگامی که او تمرکز خود را به 20 جفت همسان از کسانی که قتل را تهدید کرده اند و کسانی که در واقع مرتکب آن شده اند ، کاهش داد ، ظلم حیوانات متمایز بود. وی شروع به فکر کرد که ظلم حیوانات ممکن است درجه سادیسم را در یک مجرم خشن پیش بینی کند نه خود خشونت.
طی چند دهه آینده ، تحقیقات همچنان به نتایج تیره و تار ادامه دادند. اخیراً ، ژوبرت و همکارانش (2021) سه گانه مک دونالد را بررسی کردند و دریافتند که تنها یک اقلیت کوچک (11.6 درصد) هر سه نشانگر را نشان می دهد. با این حال ، حدود نیمی از کسانی که بالاترین سطح پرخاشگری را داشتند ، و آنها بیشتر احتمال دارد که صفات “تهاجمی-آنتی اجتماعی” را در سراسر هیئت نشان دهند. یافته های آنها حاکی از آن است که در حالی که سه گانه کامل مشترک نیست ، حضور آن قابل توجه است.
کاستی های علمی تأثیر کمی در کشش سه گانه مک دونالد به دست آمده در فرهنگ عامه داشت. این اطمینان بخش بود که فکر کنیم پیش بینی کننده های ساده و علائم هشدار دهنده اولیه افراد خطرناک وجود دارد. واقعیت بسیار پیچیده تر است.
ما در مورد کودکانی که از حیوانات سوء استفاده می کنند چه می دانیم؟
به طور کلی ، کودک کوچکتر شروع به سوءاستفاده از حیوانات می کند ، نگران کننده تر است. ما به طور طبیعی باید رشد کودک را در نظر بگیریم. کودکان زیر شش سال غالباً فاقد درک بالغ از حیوانات به عنوان موجودات حساس هستند. یک پیش دبستانی که دم گربه را می کشد ممکن است درک نکند که باعث درد می شوند. برای آنها ، به نظر می رسد شبیه به یک اسباب بازی روی یک میز است.
این قیاس به طرز چشمگیری متفاوت از تحمیل عمدی رنج برای لذت یا آزادی عاطفی یا ظلم است که با وجود آگاهی واضح که این رفتار باعث پریشانی حیوانات می شود ، ادامه دارد. به عبارت دیگر ، این کودک نو پا نیست که به طور تصادفی به حیوان خانگی آسیب می رساند که ما باید نگران آن باشیم ، بلکه کودک در سن مدرسه که به طور مکرر و عمدی حیوانات را با آگاهی کامل در مورد ایجاد رنج شکنجه می کند و با وجود مداخله ، به ویژه در هنگام ترکیب با بی اعتنایی یا لذت بردن از پریشانی حیوانات ، شکنجه می کند.
اما چگونه و چرا؟
ایجاد ارتباط بین ظلم حیوانات و خشونت انسان یک چیز است. درک آن دیگری است. از آنجا که محققان شروع به پرسیدن سؤالات پیچیده تری در مورد چگونگی و چرا ، دو نظریه پدیدار کردند. یکی ، فرضیه فارغ التحصیلی خشونت ، ظلم حیوانات را هم یک زمین آموزشی و هم دروازه ای برای آسیب رساندن به مردم می داند. افراد خشونت آمیز قبل از “فارغ التحصیلی” به قربانیان انسانی روی حیوانات تمرین می کنند. به طور شهودی ، این معنی داشت.
با این حال ، تحقیقات اضافی شک و تردیدهایی را ایجاد کرد. یک مطالعه نشان داد که در حالی که سوء استفاده کنندگان حیوانات انجام داد مرتکب جنایات بین فردی شدیدتر ، آنها به طور کلی مرتکب جرایم بیشتری شدند. آنها به همان اندازه احتمالاً شروع به صدمه زدن به حیوانات می کردند پس از آنها به شخص دیگری آسیب رسانده اند پیش ازبشر حتی مطالعاتی که از فرضیه فارغ التحصیلی حمایت می کردند ، نمی تواند توضیح دهد که چرا بسیاری از افرادی که از حیوانات سوءاستفاده می کنند هرگز به انسان خشونت نمی شوند یا اینکه چرا بسیاری از جنایتکاران خشن سابقه آسیب رساندن به حیوانات را ندارند.
وقت یک نظریه جایگزین بود. فرضیه کلی سازی انحراف را وارد کنید ، که استدلال می کند ، به جای یک پله پله به خشونت علیه انسان ، سوء استفاده از حیوانات بخشی از الگوی بزرگتر رفتارهای ضد اجتماعی است. نه تنها 1.8 درصد از جمعیتی که اعتراف کردند ظلم حیوانات به احتمال زیاد به انسان آسیب می رسانند ، بلکه به احتمال زیاد نیز در طیف گسترده ای از رفتارهای جنایتکارانه از سرقت تا آتش سوزی تا مصرف مواد مخدر تا اخاذی شرکت می کردند.
ما در مورد چه چیزی صحبت می کنیم؟
سوء استفاده از حیوانات اشکال مختلفی می گیرد. کدام یک باید ما را نگران کند؟ آیا برخی از انواع سوء استفاده از حیوانات انواع خاصی از خشونت بین فردی را پیش بینی می کنند؟ تحقیقات اخیر برخی از ظرافت ها را نشان می دهد که روایت های جنایات واقعی اغلب از دست می دهند.
یک مطالعه پیشگامانه توسط Merz-Perez و Heide (2004) نه تنها میزان بیشتر ظلم حیوانات را در بین متخلفین خشن (56 درصد در مقابل 20 درصد) نشان داد ، بلکه آنها همچنین دریافتند که مجرمان خشونت آمیز به احتمال زیاد درگیر خشونت جسمی دست و پنجه نرم شده اند-ضرب و شتم ، ضرب و شتم ، غرق شدن ، خنجر زدن یا لگد زدن. این افراد متجاوز نبودند که از تغذیه حیوانات خود یا ترک آنها در سرما غفلت می کردند. این افراد متجاوز بودند که عمداً به آنها آسیب می رساندند. این امر به ویژه در زمینه خشونت شریک زندگی صمیمی صادق بود. زنانی که شرکای آنها از حیوانات خانگی سوء استفاده کرده اند 7.6 برابر بیشتر از زنان قربانی خشونت شریک زندگی صمیمی در مقایسه با زنانی هستند که شرکای آنها به حیوانات آسیب نمی رساند.
وقتی نوبت به پیش بینی آسیب انسان می رسد ، سوء استفاده از حیوانات جنسی به خودی خود در یک کلاس است. افرادی که درگیر سوء استفاده جنسی از حیوانات هستند به ندرت علایق جنسی انحرافی خود را به تنهایی محدود می کنند. در حقیقت ، تحقیقات به طور مداوم ارتباطات بین بدگویی و سوء استفاده از حیوانات غیر جنسی ، سوء استفاده جنسی از کودکان و مصرف مستهجن کودک را مشخص کرده است. یک مطالعه نشان داد که تقریبا یک سوم متخلفین محکوم به دستگیری های مربوط به بدخلقی یا کودک را مجبور کرده اند که در اعمال جنسی با حیوانات مشاهده یا مشارکت کند یا از نظر جنسی هم کودک و هم از کودک و هم کودک مورد آزار جنسی قرار گرفته باشد. این یافته ها از “متقاطع پارافیلیک” پشتیبانی می کند – گرایش افراد با یک علاقه جنسی غیرعادی برای توسعه یا بیان دیگران نیز.
خط پایین
رابطه بین سوء رفتار با حیوانات و خشونت انسان پیچیده است. بسیاری از کودکانی که به حیوانات آسیب می رسانند هرگز به انسان خشونت نمی شوند. برعکس ، بسیاری از افراد که مرتکب جنایات خشونت آمیز جدی می شوند ، سابقه سوء استفاده از حیوانات ندارند.
اما ما همچنین می دانیم که الگوهای خاصی از ظلم حیوانات-به ویژه تکرار ، دست و پا و سوء استفاده جنسی-پرچم های قرمز از تمایلات ضد اجتماعی وسیع تری دارند که خطر آسیب بین فردی را افزایش می دهد. و در هسته اصلی آن ، این پیوند به ما یادآوری می کند که دلسوزی و محافظت باید در مورد همه موجودات آسیب پذیر – انسانی و حیوانات به طور یکسان – گسترش یابد و مرزهایی که ما بین اشکال مختلف خشونت ترسیم می کنیم ممکن است مصنوعی تر از واقعی باشد.