به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، جواد آل حبیب- یک مطالعه جامع که بهتازگی در مجله رفتار سازمانی (Journal of Organizational Behavior) منتشر شده، ابعاد جدید و نگرانکنندهای از شخصیت و تأثیرات رهبران ماکیاولیستی در محیطهای کاری را آشکار کرده است. یافتهها بر اساس تحلیل دادههای بیش از نیم میلیون نفر صورت گرفته و نشان میدهد که این دسته از رهبران با وجود ایجاد فضاهای کاری سمی و آزاردهنده، نه بهطور قطعی مجازات میشوند و نه الزاماً پاداش میگیرند.
واژه ماکیاولیستی (به انگلیسی: Machiavellian) برگرفته از نام نیکولو ماکیاولی، فیلسوف و نویسنده سیاسی ایتالیایی قرن ۱۶ میلادی است که کتاب معروفی به نام «شهریار» (The Prince) نوشته است. در این کتاب، او توصیههایی برای حفظ قدرت سیاسی ارائه میدهد که اغلب شامل فریب، نیرنگ، و استفاده از هر وسیلهای—even غیراخلاقی—برای رسیدن به هدف هستند.
رهبران ماکیاولیستی چگونه رفتار میکنند؟
رهبرانی با سطح بالای ویژگی ماکیاولیسم (Machiavellianism) اغلب به دیگران به چشم افراد نادان، خودخواه یا تهدیدکننده نگاه میکنند. این طرز فکر باعث میشود که از فریب، استثمار و بیاخلاقی بهعنوان ابزارهایی برای دستیابی به اهداف خود استفاده کنند. برخی از متخصصان، این ویژگیها را بهشدت مخرب برای رهبری میدانند، اما برخی دیگر بر این باورند که در موقعیتهای پرتنش و رقابتی، میتواند به عنوان یک مزیت استراتژیک عمل کند.
در روانشناسی، فرد ماکیاولیستی چگونه توصیف میشود؟
افراد ماکیاولیستی معمولاً دارای ویژگیهای زیر هستند:
-
فریبکار و فرصتطلب
-
بیاخلاق یا با وجدان پایین
-
کنترلگر و دستکاریکننده دیگران
-
بیرحم و بدون همدلی
-
هدفمحور، بدون توجه به روش رسیدن به آن
این ویژگیها اغلب به عنوان بخشی از «سهگانه تاریک شخصیت» (Dark Triad) همراه با نارسیسیسم (خودشیفتگی) و سایکوپاتی (روانپریشی بدون احساس گناه یا همدلی) مطرح میشوند.
مثال ساده:
رئیسی که برای رسیدن به اهدافش، کارمندان را تحریک به رقابت ناسالم میکند، اطلاعات را پنهان میکند، دروغ میگوید یا حتی دیگران را قربانی تصمیماتش میکند، میتواند نمونهای از یک رهبر ماکیاولیستی باشد.
اگر بخوای، میتونم تست ماکیاولیسم هم برایت بیارم یا بیشتر در مورد تأثیر این تیپ شخصیتی در محیط کار یا روابط توضیح بدم.
واقعیتی پیچیدهتر از دو قطب “خوب” و “بد”
دکتر الکساندر ماربات، نویسنده اصلی این مطالعه و دانشجوی دکتری دانشگاه آلاباما، توضیح میدهد که:
«اغلب، بحث درباره رهبران ماکیاولیستی یا آنها را بهعنوان واقعگرایان عملگرا ستایش میکند یا بهعنوان تبهکاران بیرحم محکوم. ما تلاش کردیم نگاه متعادلتری ارائه دهیم و نشان دهیم که موفقیت یا شکست آنها به زمینه و شرایط خاص بستگی دارد.»
این پژوهش با تحلیل ۱۶۳ نمونه مستقل و اطلاعات حاصل از بیش از ۵۱۰ هزار نفر، به بررسی ۱۵ پیامد مرتبط با رهبری پرداخت؛ از سبک رهبری و اثرگذاری تا رضایت شغلی و عملکرد کارکنان.
پیامدهای منفی رهبری ماکیاولیستی بر کارکنان
بر اساس این مطالعه، رهبران ماکیاولیستی بیشتر به سبکهای رهبری غیر اصیل، بیتوجه و غیراخلاقی گرایش دارند. آنها به ندرت به توسعه حرفهای کارکنان یا شفافسازی انتظارات کاری میپردازند.
کارکنانی که تحت مدیریت چنین افرادی کار میکنند، معمولاً تجربههای کاری بدتری دارند؛ از جمله:
-
کیفیت پایین رابطه با رهبر
-
نظارت آزاردهنده و تحقیرآمیز
-
کاهش رضایت شغلی
-
افزایش فرسودگی شغلی
-
کاهش رفتارهای داوطلبانه و مفید
-
افزایش رفتارهای انحرافی مانند قانونشکنی یا خرابکاری
بهویژه، مشخص شد که ماکیاولیسم تا ۵۰٪ از تغییرات در کیفیت رابطه کاری و بیش از ۲۵٪ از میزان نظارت آزاردهنده را توضیح میدهد.
رهبران ماکیاولیستی: بد اما موفق؟
با وجود تمام این تأثیرات منفی، رهبران ماکیاولیستی لزوماً تنبیه نمیشوند. پژوهشگران دریافتند که این افراد بهاندازه دیگران احتمال دارد در نقشهای رهبری قرار بگیرند یا بهعنوان رهبران موفق شناخته شوند. موفقیت آنها بیشتر به مهارتهای اجتماعی، سابقه کاری و توانایی در کنترل برداشت دیگران بستگی دارد.
رهبران ماکیاولیستی با آگاهی بالا از خود معمولاً بهعنوان افراد غیراخلاقی شناخته میشوند، چراکه رفتار و باورهای آنها بیشتر برای دیگران آشکار میشود. در مقابل، افراد ماکیاولیستی با آگاهی پایین ممکن است بهاشتباه اخلاقیتر بهنظر برسند.
نشانههایی برای شناسایی رهبران ماکیاولیستی
ماربات پیشنهاد میکند که نشانههای زیر میتوانند هشداری برای شناسایی ماکیاولیسم باشند:
-
نگرش بدبینانه و طعنهآمیز نسبت به دیگران
-
تمسخر ارزشهای سنتی مانند مهربانی، صداقت و فروتنی
-
رفتارهای فرصتطلبانه با هدف بهرهکشی از دیگران
-
ناتوانی در ایجاد روابط بلندمدت سالم
او هشدار میدهد: «اگر تحت مدیریت یک رهبر ماکیاولیستی قرار دارید، هرچه زودتر از آن محیط خارج شوید. آنها نه تنها به حرفه شما آسیب میزنند بلکه به سلامت روان شما نیز لطمه میزنند.»
تا زمان خروج از چنین محیطی، توصیه میشود:
-
ارتباط خود را رسمی، کوتاه و صرفاً کاری نگه دارید
-
از تلاش برای صمیمیت یا دوستی پرهیز کنید
-
بر اساس داده، منطق و واقعیات صحبت کنید
-
از ابراز دیدگاههای آرمانگرایانه بپرهیزید
ماکیاولیسم یا روانپریشی؟ شباهتها و تفاوتها
برخی این ویژگی شخصیتی را با روانپریشی (سایکوپاتی) یکی میدانند. اما نویسندگان مقاله تأکید میکنند که اگرچه هر دو ویژگی خطرات مشابهی مانند سوءاستفاده روانی و اقدامات غیرقانونی دارند، اما تفاوتهایی اساسی در رفتار، انگیزه و پیامدهای اجتماعی آنها وجود دارد.
ماکیاولیها محتاط، خودمحور و بدبیناند، در حالیکه روانپریشها پرریسک، فریبنده و بعضاً جذاب ظاهر میشوند.
نتیجهگیری: بازی با آتش
این مطالعه نشان میدهد که ماکیاولیسم در رهبری همانند بازی با آتش است. در برخی زمینهها ممکن است به موفقیت منجر شود، اما معمولاً هزینههای روانی و اخلاقی بالایی برای اطرافیان به همراه دارد.
ماربات در پایان هشدار میدهد: «باید مراقب باشیم که این تیپهای شخصیتی را بهدرستی بشناسیم، در غیر این صورت قادر به مدیریت آنها – چه در خودمان و چه در دیگران – نخواهیم بود.»
تمایز با روانپریشی
گرچه ماکیاولیسم شباهتهایی با سایکوپاتی دارد، محققان تأکید میکنند که ماکیاولیسم محافظهکارتر و خودمحور است، در حالیکه سایکوپاتها پرریسک، جذاب و فریبنده عمل میکنند. هرچند خطرات روانشناختی و قانونی مشابهی دارند، اما انگیزهها و رفتارشان متفاوت است.
سخن پایانی
مطالعه تأکید میکند که حضور صفت ماکیاولیسم در رهبری، یک شمشیر دو لبه است: ممکن است در شرایط خاص سودمند باشد، اما اغلب با هزینههای روانی، اخلاقی و سازمانی همراه است. اگر نمیدانیم چگونه آن را در خود یا دیگران مدیریت کنیم، بهسادگی در دام تبعات آن گرفتار میشویم.
پایان/*
.