[ad_1]

چند سال پیش ، یکی از دوستانم ایده رهبری پارادوکسیکال را به توجه من آورد. من قبلاً از آن چیزی نشنیده بودم و تا زمانی که یک همکار جداگانه دوباره به آن اشاره نکرد ، شیرجه عمیق انجام ندادم. به نظر می رسد که جهل من کمی تعجب آور است ، به خصوص با توجه به علاقه من به بحث در مورد دوگانگی های سازمانی ، ترکیب ارزش شرکت ها و مقادیری که فناوری های نوظهور ممکن است (یا ممکن است) کاملاً ضبط شوند.
رهبری پارادوکسیکال چیست؟
همانطور که توسط دیگران تعریف شده است ، رهبری پارادوکسیکال مربوط به “شیوه هایی است که به دنبال خلاقیت و هر دو راه حل هستند که می توانند تصمیم گیری سریع و سازگار را فراهم کنند.” در تلاش برای درک رهبری پارادوکسیکال ، محققان چارچوبی را ارائه داده اند تا به ما کمک کنند تا درک کنیم که چه چیزی را تشکیل می دهد. اما محققان تنها کسانی نیستند که علاقه مند به درک رهبری پارادوکسیکال هستند. به عنوان مثال ، یک کتاب مطبوعاتی محبوب هشت پارادوکس مرتبط با رهبری را باز می کند: اعتماد به نفس و فروتنی ، چشم انداز و نقاط کور ، دید و نامرئی ، سرسختی و ذهنیت آزاد ، شخصی و جمعی ، معلم و یادگیرنده ، استانداردهای بالا و لطف و به موقع و بی موقع. دیگران ادغام کردن ارزش ها را به یک مفهوم واحد ، مانند “یک قهرمان فروتن” یا “انسان گرایانه با فناوری”. بیایید صادق باشیم ، ایده جذاب است. در واقع ، یک جامعه کامل به رهبری پارادوکسیکال اختصاص داده شده است.
درک نمونه های روزمره کاری است که Chatgpt نیز می تواند به ما کمک کند. برخی از پارادوکس های زیر را در نظر بگیرید که چتگپت تولید شده است ، و به عنوان یک تمرین فکر ، در مورد اینکه کدام مقدار تمایل به اولویت بندی دارید ، تأمل کنید:
- استقلال در مقابل کنترل
- ثبات در مقابل تغییر
- نیازهای فردی در مقابل اهداف جمعی
- نتایج در مقابل روابط
- شفافیت در مقابل اختیار
- سرعت در مقابل بحث
- توانمندسازی در مقابل پاسخگویی
کدام مقدار مهمترین است؟
در اصل یکی از چالش ها این است که مردم به طور کلی با هیچ یک از ارزش های خاص مخالف نیستند. هیچ کس از نیاز به “جامعه” دفاع نمی کند و بیشتر آنها را در “فردیت” می بینند. با این حال ، وقتی مسئله خاصی به وجود می آید ، یک مقدار خاص اغلب پدیدار می شود. به عنوان مثال ، در یک زمینه سیاسی ، ارزشهایی مانند “نظم” و “دلسوزی” هنگام بحث در مورد مهاجرت برجسته می شوند.
این موضوع از پارادوکس ها و ارزش ها مرا به یاد یک شکل بحث و گفتگو با نام “لینکلن-داگلاس” می اندازد که در دبیرستان های ایالات متحده تدریس می شود. این روش خاص یک بحث “ارزشها” است ، جایی که دانش آموزان بر یک ارزش خاص تأکید می کنند (مانند ارزش آزادی بیان یا قانون) که آنها معتقدند که باید تصمیم گیری را راهنمایی کند (مانند اینکه آیا نافرمانی مدنی برای یک جامعه خوب است). سپس مأمورین بر ارزش انتخاب شده خود تمرکز می کنند و استدلال می کنند که حمایت از آن در یک زمینه خاص ارزش صحیح است. هر روز از ما خواسته می شود این تصمیمات ارزشمند را اتخاذ کنیم: دوستی یا حرفه ای بودن ، جشن یا بهره وری ، صبر و یا عواقب.
استفاده از پارادوکس برای رهبری
اگر لینکلن-داگلاس در مورد بحث و گفتگو باشد که کدام ارزش مهم است ، رهبری پارادوکسیکال در مورد پذیرش ارزشهای رقیب با یک است هر دو طرز فکر در واقع ، ایده رهبری پارادوکسیکال از یک فلسفه یین یانگ پدیدار شد. به عنوان مثال ، این ممکن است شامل “(کنترل) مسائل مهم کار باشد ، اما (اجازه) زیردستان برای رسیدگی به جزئیات” – تعادل بین نظارت بر تصمیمات و ایجاد فضای برای استقلال. یک مطالعه دیگر با رهبران مصاحبه کرد و بیانیه هایی را شناسایی کرد که به عنوان شاخص های رهبری پارادوکسیکال ، مانند “رهبری قوی از بالا به پایین همراه با رهبری قوی از پایین به بالا ، نقطه شیرین است”. هر یک از این مثالها آنچه را که رهبری پارادوکسیکال در یک زمینه مدیریتی “به نظر می رسد” ساده می کند ، و از لحاظ استراتژیک مزایای ارزشهای متعدد (به ظاهر متناقض) را ضبط می کند.
بهترین ترکیبات را پیدا کنید
البته ، هر ارزش یک پارادوکس نیست. به عنوان مثال ، “خلاقیت” لزوماً با “جشن” به همان روشی که “استقلال” و “کنترل” به طور طبیعی با یکدیگر درگیری می شوند ، رقابت نمی کند. در این مورد ، ما باید بهترین ترکیبات را پیدا کنیم ، صرف نظر از اینکه پارادوکس وجود داشته باشد یا خیر. در جای دیگر ، من در مورد اهمیت دریافت صحیح مقادیر به درستی نوشتم. ما باید ارزش هایی را در ذهن داشته باشیم که واقعاً باید در ترکیبات بیایند ، مفهومی که برای اولین بار در سخنرانی لین رابینز به من معرفی شد. به عنوان مثال ، اگر به مسئولیت فرعی اعتقاد دارید ، آنها همچنین ممکن است برای تکمیل کار خود به اقتدار نیاز داشته باشند و مسئولیت نتایج تصمیمات خود را بر عهده بگیرند. همانطور که دیگران خاطرنشان کرده اند ، “پاسخگو بودن در مورد چیزی بدون داشتن اقتدار لازم ، تحقیرآمیز ، غیرمولد و به طور بالقوه منجر به یک محیط کار سمی می شود.” برخلاف رهبری پارادوکسیکال ، این نقل قول نشان می دهد که ترویج ارزشهایی که می توانند به جای تضعیف یکدیگر ، از آنها پشتیبانی کنند ، ایده خوبی است.
نتایج رهبری پارادوکسیکال
در حالی که ما همیشه باید از نتیجه گیری قطعی از داده ها دریغ کنیم ، تحقیقات بینش های اولیه را در مورد مزایای رفتار رهبر پارادوکسیکال ، از جمله ارتباط مثبت با مهارت کار پیروان ، رفتار سازگار و رفتار پیشگیرانه ارائه می دهد. یک مطالعه دیگر نشان می دهد که یک ذهنیت پارادوکسیکال رابطه بین تنش های با تجربه و عملکرد شغلی و نوآوری در نقش را به طور مثبت تعدیل می کند. البته ، مطالعات دیگر در مورد رهبری دوتایی (که مربوط به رهبری پارادوکسیکال است) یافته های تهی را گزارش می دهد ، و برخی تحقیقات نشان می دهد “شمشیر دو لبه” در این زمینه ، بنابراین باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
اولین قدم
من از تئوری های نوظهور در مورد این موضوع هیجان زده ام و مشتاقانه منتظر داده های تجربی هستم که درک ما از چگونگی عمیق را عمیق تر می کند حرکت کردن موقعیت های متناقض. در این میان ، آگاهی از این پارادوکس ها اولین قدم است. در آموزش دانش آموزان (و در تحقیقات من) ، من استدلال می کنم که درک سیستم های ارزشی به ما کمک می کند تا با نشان دادن چگونگی دستیابی به یک تصمیم خاص ، حقیقت را واضح تر ببینیم. (برای هر فیلسوفان آماتور در آنجا ، “Axiology” فکر کنید.)
به یاد داشته باشید: آگاه بودن و حتی در آغوش گرفتن ارزشهای متناقض می تواند به شما در رفع مشکلات پویا و همیشه در حال تغییر در سازمان خود کمک کند.
[ad_2]