روانشناختی رفتاری
فقط تا زمانی که کارهای روزمرتان تمام شد،باید خوش بگذرانید و سرگرمی داشته باشید؟
بهترین نسخه بعدی از خودتان، که همه آنها می توانند فرد را بیش از حد متعهد نگه دارند و تا مرز فرسودگی پیش ببرند. بدون سرگرمی!
روانشناختی رفتاری
بهترین نسخه بعدی از خودتان، که همه آنها می توانند فرد را بیش از حد متعهد نگه دارند و تا مرز فرسودگی پیش ببرند. بدون سرگرمی!
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، بهترین نسخه بعدی از خودتان، که همه آنها می توانند فرد را بیش از حد متعهد نگه دارند و تا مرز فرسودگی پیش ببرند. بدون سرگرمی!برای اطلاعات بیشتر اندیشه قرن را دنبال کنید.
یک روز صبح در حالی که از نوشیدنی معطر زیر سایه درختان کافی شاپ محلی خود لذت می بردم، دوست 80 ساله من، یک دانشمند تاریخ آسیایی و استاد در میخکوبی یک خط، فلسفه زندگی خود را برای من در پنج کلمه خلاصه کرد. :

فقط تا زمانی که کارهای روزمرتان تمام شد،باید خوش بگذرانید و سرگرمی داشته باشید؟
مجبور بودم بخندم (چون داشتیم خوش می گذشت!)(سرگرمی) ، اما در عین حال باعث شد به این فکر کنم که چقدر این دیدگاه در فرهنگی که به پیشرفت کردن، مولد بودن (دما به سنگ خردکن!) احترام می گذارد و دائماً تبدیل به یک انسان می شود، رادیکال است. بهترین نسخه بعدی از خودتان، که همه آنها می توانند فرد را بیش از حد متعهد نگه دارند و تا مرز فرسودگی پیش ببرند. بدون سرگرمی!
نه تنها در این
دوست من در تفکر خود شرکت خوبی دارد:
این راز واقعی زندگی است –
به طور کامل با کاری که انجام می دهید درگیر باشید
در اینجا و اکنون و به جای اینکه آن را کار بنامیم،
متوجه شوید که بازی است
در ابتدا، ممکن است این یک رویکرد لذتگرایانه به نظر برسد، اما معنای آن کاملاً متفاوت است. خیلی مهم نیست که شما چه کاری انجام می دهید – این حال و هوای است (برای استفاده از یک اصطلاح توصیفی هیپی) که در حین انجام این کار در آن هستید.
وقتی تنها هستید، با تمرکز روی کاری که دوست دارید انجام دهید – کار روی یک پروژه، نواختن پیانو، خلق آثار هنری، نوشتن و غیره – به طور موقت بارهای گذشته و نگرانی در مورد آینده را به حالت تعلیق در می آورید. و سپس، زمانی که در نهایت کاری را که انجام دادهاید به پایان میرسانید، ممکن است از اینکه زمان خود را از دست دادهاید و احساس خوبی دارید، تعجب میکنید، زیرا از جدیت خود تحمیلی روزمره خود خلاص شدهاید.
اکنون، آن شادی رضایت بخشی سرگرمی را که به تازگی تجربه کرده اید، بگیرید و تصور کنید که آن را در هر کاری که انجام می دهید القا کنید. چرا هر کار را به یک تلاش دلپذیر تبدیل نکنید؟ اگر خود را با ابروی درهم گرفته گرفتید، به آرامی تنش را رها کنید و تصویر را تغییر دهید. عمداً یک نگرش بازیگوش و حتی شوخ طبعانه اتخاذ کنید – حال و هوا را سبک کنید! همه ما دوست داریم در کنار افرادی باشیم که ما را می خندانند. در انفجار خنده، هر چیز دیگری را که ممکن است بر ما سنگینی کند را فراموش می کنیم.
ما هم میتوانیم این کار را برای خودمان انجام دهیم و بچههای کوچک میتوانند به ما نشان دهند که چگونه. آنها در تبدیل کارهای معمولی به بازی مهارت دارند. آنها را تماشا کنید که کارهای خانه یا آشپزی، باغبانی یا انجام کارهای خود را از تعهدات معمولی به ماجراجویی های مشترک بازیگوش تبدیل می کنند. آنها “همه در” هستند – هر اتفاقی که ممکن است رخ دهد.
نکته کلیدی این است که در زمان حال، همان طور که اغلب در گذشته آن را پیدا کرده ایم، ساده زیستی پیدا کنیم. احتمالاً همه ما با نگاه کردن به برخی از مخمصههای شخصی آزاردهنده پیش خود خندیدهایم.
زمانی که در 20 سالگی در کالیفرنیای جنوبی زندگی میکردم، شبی را به یاد میآورم که ترولهای ماشین تصمیم گرفتند با من حقهای شیطانی کنند. باران شدیدی بود و در امتداد بزرگراه 1 بسیار تاریک بود. آنجا بودم که برای یک قرار شام لباس شیک پوشیده بودم، با یک لاستیک پنچر شده کنار جاده، کلیدها را به طرز تمسخرآمیزی در داخل قفل کرده بودند و در حال خیس شدن بودم. آن روزها تلفن همراه نداشت.
هر صدای رعد و برق مانند شکم جوتون بعد از یک وعده غذایی بزرگ غرغر می کرد (من خیلی گرسنه بودم!). اتفاقات ترسناک من مرا متقاعد کرد که هیچ کس متوقف نخواهد شد. که باید آن را با کفش پاشنه بلند و همه چیز، به پمپ بنزین بعدی، کیلومترها دورتر برسانم.
به سرعت به امروز بروید، با دوستان در هنگام ناهار خاطرات را مرور کنید. ما متوجه شدیم که با صدای بلند می خندیم و کل سناریو شبیه صحنه ای از یک فیلم B را دوباره تصور می کردیم. راننده کامیون یدککش که مثل آرزویی که مادرخواندهی پریام برآورده شده بود، از راه رسیده بود، حتی داستان من را به پایان خوشی رساند.
پس چرا همان رویداد را اکنون سرگرم کننده می دانیم، در حالی که قبلاً در گردباد عاطفی آن گرفتار شده بودیم؟دو دلیل: (1) در زمان وقوع، ما به طور جدی در آن شناسایی شدیم. (2) با گذشت زمان، دیدگاه خود را تغییر می دهیم و آن را در زمینه می بینیم.
در آن زمان، احساس میکردم که دارم آب را در جریانی سریع میپندارم. اکنون، با تجمل انعکاس، می توانم وضعیت را دقیقاً ببینم: فقط یک لاستیک پنچر شده، یک ناراحتی جزئی در طرح بزرگ. شوخ طبعی در خود اتفاق نیست، بلکه در این است که چگونه به احساساتم اجازه دادهام بیحرکت شوند و چقدر در مورد همه چیز جدی بودم!
بنابراین، بازگشت به لذت بردن. این در مورد حرکت در زندگی با نگرش بازیگوش است، چیزی که ما در واقع اختیار داریم و خودمان را کمتر جدی می گیریم. که من را به یاد G.K می اندازد. نقل قول چسترتون:.فرشتگان می توانند پرواز کنند زیرا می توانند خود را سبک جلوه دهند.
پایان/*
اندیشه قرن را در ایتا دنبال کنید
اندیشه قرن را در تلگرام دنبال کنید