با همکاری دکتر برایان ویلیامسون
یک سال جدید فرصتی برای یک تنظیم مجدد، یک تجدید، یک شروع جدید فراهم می کند. با این فرصت، مردم اغلب تصمیمات سال نو را تعیین می کنند. موارد رایج شامل کاهش وزن، بهبود سلامت و یادگیری مهارت های جدید است. به ندرت مردم به بهبود شانس خود فکر می کنند. با این حال، شانس را می توان بهبود بخشید.
سنکا، فیلسوف رومی، گفته است: “شانس آن چیزی است که وقتی آماده سازی با فرصت روبرو می شود، اتفاق می افتد.” هم آمادهسازی و هم فرصت نیاز به کار، گاهی اوقات کار سخت، برای یادگیری مهارتهای جدید و کسب اعتبار، یا ایجاد ارتباطات و شبکهای برای تقویت برخوردهای شانسی دارد. کار سخت می تواند خسته کننده باشد. از نظر روحی، جسمی و مالی.
آیا راهی برای افزایش شانس خود برای فرصت های برنامه ریزی نشده بدون تلاش وجود دارد؟ اینجاست که سرندیپیتی مطرح می شود. Serendipity به شانس های شادی اشاره دارد که احساس جادویی می کنند و به فرصت های غیر منتظره منجر می شوند. تحقیقات نشان میدهد که خوشبختی صرفاً تصادفی نیست. این توسط رویدادهای خارجی و آمادگی داخلی ما شکل می گیرد. با اتخاذ عادات و طرز فکرهای خاص، می توانیم خوشبختی را تقویت کنیم و به نوبه خود، “شانس” خود را بهبود بخشیم. این مقاله به روانشناسی سرندیپ می پردازد و راهبردهایی را برای محاکمه و مهار فرصت های غیرقابل پیش بینی زندگی ارائه می دهد.
درک و تقویت سرندیپیتی
کلمه “سرندیپیتی” توسط هوراس والپول در سال 1754 در نامه ای در توصیف یک تصادف شاد ابداع شد. از آنجایی که این نامه کمی کسل کننده بود، او می خواست آن را جالب تر کند و کلمه جدیدی را راه اندازی کرد (که والپول نسبتاً از آن راضی بود). این کلمه جدید از یک افسانه احمقانه به نام “سه شاهزاده سرندیپ” گرفته شده است که مجموعه ای از اکتشافات تصادفی توسط افراد کنجکاو و دیده بان را توصیف می کند.
همانطور که سرندیپیتی در زبان انگلیسی مورد توجه قرار گرفت، روانشناسان شباهت های قوی بین سرندیپیتی و مفهوم “شانس” ترسیم کردند. ریچارد وایزمن، روانشناس و نویسنده “عامل شانس” شانس را به عنوان توانایی سرمایه گذاری از رویدادهای تصادفی تعریف می کند. در تحقیقات وایزمن، افراد خوش شانس به طور مداوم ویژگی های خاصی را از خود نشان می دادند: آنها برای تجربیات جدید باز بودند، در مواجهه با چالش ها انعطاف پذیر بودند و در ایجاد شبکه های اجتماعی مهارت داشتند. این ویژگیها محیطی را ایجاد میکنند که احتمال وقوع و شناسایی رویدادهای تصادفی بیشتر است.
سرندیپیتی همچنین شامل انعطاف پذیری ذهنی و انعطاف پذیری عصبی است – توانایی تغییر دیدگاه ها و سازگاری با شرایط در حال تغییر. وقتی با کنجکاوی و گشاده رویی به زندگی نزدیک میشویم، در پیوند دادن ایدههای به ظاهر نامرتبط بهتر میشویم و به لحظات «آها» میرسیم که خوشبختی را تعریف میکنند.
طرز فکر ما به طور قابل توجهی بر ظرفیت ما برای تجربه آرامش تأثیر می گذارد. یک دیدگاه مثبت، همراه با یک رویکرد کنجکاو به کشف، مغز را برای توجه به فرصت ها آماده می کند. این توسط اصل روانشناختی توجه انتخابی پشتیبانی میشود، که نشان میدهد ما تمایل داریم توجه خود را بر آنچه که با باورها و انتظارات ما همسو است متمرکز کنیم. اگر انتظار داشته باشیم که اتفاقات خوبی بیفتد، و اگر بتوانیم با کنجکاوی همان موضوع را از منظرهای مختلف بررسی کنیم، به احتمال زیاد فرصت های مثبت را متوجه می شویم و روی آنها عمل می کنیم.
علاوه بر این، تاب آوری نقش مهمی ایفا می کند. افرادی که میتوانند شکستها را به عنوان فرصتهایی برای رشد در نظر بگیرند، احتمالاً با لحظات پرخطر مواجه میشوند. به عنوان مثال، از دست دادن شغل ممکن است منجر به کشف اشتیاق به کارآفرینی شود. این توانایی برای “دیدن پوشش نقره ای” چالش ها را به سکوی پرشی برای موفقیت غیرمنتظره تبدیل می کند.
استراتژی های عملی برای پرورش سرندیپیتی
تقویت شادکامی مستلزم ترکیبی از آمادگی روانی و رفتارهای عملی است. در اینجا هشت استراتژی برای کمک به بهبود شانس خود آورده شده است:
- پرورش کنجکاوی: کنجکاوی سنگ بنای خوشبختی است. وقتی علایق جدید را کشف میکنیم، در رویدادهای مختلف شرکت میکنیم یا در موضوعات ناآشنا میشویم، خود را در معرض طیف وسیعتری از احتمالات قرار میدهیم. این گشودگی احتمال برخورد با ارتباطات یا فرصت های غیرمنتظره را افزایش می دهد.
- ایجاد و حفظ روابط: شبکه های اجتماعی منبع قابل توجهی از شادی هستند. تعامل با افراد با پیشینه های مختلف دیدگاه ما را گسترش می دهد و ما را با فرصت هایی آشنا می کند که ممکن است هرگز به تنهایی با آنها روبرو نشده باشیم. مکالمات واقعی و گوش دادن فعال می تواند علایق مشترک یا احتمالات مشترک را آشکار کند. همچنین مهم است که در برابر تمایل به اجتناب از گفتگوها یا شخصیت های دشوار مقاومت کنید، زیرا می توانند منجر به پیشرفت شوند.
- اقدام کنید: سرندیپیتی اغلب به نفع کسانی است که در حال حرکت هستند. خواه دنبال کردن یک سرگرمی، داوطلب شدن، یا شروع یک پروژه جدید. اقدام، شرایط را برای برخوردهای تصادفی ایجاد می کند. حتی گام های کوچک، مانند شرکت در یک کارگاه یا تماس با یک مربی، می تواند به فرصت های پیش بینی نشده منجر شود.
- ذهن آگاهی را تمرین کنید: ذهن آگاهی به افزایش آگاهی و توانایی ما برای حضور و مشاهده کمک می کند. به گفته جان کابات زین، بنیانگذار کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی، ذهن آگاهی، آگاهی را پرورش می دهد و این احتمال را افزایش می دهد که بتوانیم متوجه نشانه ها یا الگوهای ظریفی شویم که دیگران ممکن است نادیده بگیرند. این ادراک افزایش یافته می تواند لحظات عادی را به لحظاتی پر از آرامش تبدیل کند.
- پذیرش شکست و عدم اطمینان: همانطور که قبلا اشاره شد، شکستها و عدم قطعیتها اغلب پیشآهنگی برای خوشبختی هستند. نگاه کردن به عقبنشینیها بهعنوان تجربیات یادگیری، بهجای بنبست، به شما اجازه میدهد تا در مسیرهای جدید باز بمانید. بسیاری از اختراعات موفق مانند پنی سیلین و مایکروویو از حوادث غیرمنتظره متولد شدند.
- تقویت انعطاف پذیری شناختی: ذهن خود را برای تفکر واگرا تربیت کنیم. در فعالیت هایی شرکت کنید که دیدگاه ها و تعصبات ما را به چالش می کشد. این انعطافپذیری توانایی ما را برای ایجاد ارتباطات جدید، که نشانهای از تفکر آرام است، افزایش میدهد.
- سخاوتمند باشید: اعمال سخاوتمندانه فداکارانه اغلب یک اثر موجی از حسن نیت ایجاد می کند و درها را به روی فرصت های پیش بینی نشده باز می کند. خواه ارائه مشاوره، به اشتراک گذاری منابع، یا ایجاد ارتباط با کسی با یک فرصت. اعمال محبت آمیز می تواند اثر موجی از نتایج مثبت ایجاد کند.
- اهداف تعیین کنید، اما باز بمانید: در حالی که داشتن وضوح واضح جهت را فراهم می کند، سختی می تواند آرامش را محدود کند. فوکوس را با انعطاف پذیری متعادل کنید و فضایی را برای انحرافات غیرمنتظره ایجاد کنید. گاهی اوقات سودمندترین فرصت ها در مسیر شکست خورده قرار می گیرند.
نمونه هایی از زندگی واقعی Serendipity
تاریخ مملو از داستانهایی است که زندگیها را شکل میدهند. کشف تصادفی پنی سیلین توسط الکساندر فلمینگ در سال 1928 انقلابی در پزشکی مدرن ایجاد کرد، در حالی که پرسی اسپنسی، مهندس آمریکایی، اجاق مایکروویو را زمانی کشف کرد که شکلات موجود در جیب او پس از قرار گرفتن در نزدیکی مگنترون به طور غیرمنتظره ای ذوب شد. دیگر اختراعات بزرگ عبارتند از: اشعه ایکس (که به دلیل اینکه ویلهلم رونتگن منشأ آن را نمیدانست، x نامیده میشود)، لاستیک ولکانیزه (توسط چارلز گودیر)، نتهای Post-it (توسط اسپنسر سیلور)، و Play-Doh. Play-Doh نمونه جالبی از استفاده جدید از یک محصول موجود است. هنگامی که استفاده اصلی، حذف دوده از کاغذ دیواری، منسوخ شد، شرکت Kutol فکر کرد بچه ها با آن سرگرم خواهند شد.
سرندیپیت می تواند به روش های ساده تری در زندگی روزمره ظاهر شود. تقریباً همه ما یک برخورد تصادفی را تجربه کردهایم که به فرصتهای جدید منجر شده است یا به دنبال سرگرمیای بودهایم که به یک چالش جانبی موفق تبدیل شده است. با اتخاذ استراتژیهای ذکر شده در بالا، همه ما میتوانیم محیطی ایجاد کنیم که احتمال وقوع این لحظات بیشتر باشد. اینجا یکی از برخوردهای شانسی مورد علاقه من است. در سال 2003، من به Toastmasters پیوستم تا بر ترس خود از سخنرانی عمومی غلبه کنم، اما این فصل به طور غیرمنتظره ای منحل شد. نظری تصادفی از سوی همسرم باعث شد تا با دانشگاه ایالتی مونتکلر تماس بگیرم، جایی که به عنوان دانشیار یک سفر آموزشی 20 ساله را آغاز کردم. این یک نتیجه تلخ از یک شکست اولیه بود.
سرندیپیتی بیش از یک شانس است. این یک مهارت است که می توان آن را پرورش داد. با پرورش کنجکاوی، ایجاد روابط و حفظ یک طرز فکر مثبت و انعطاف پذیر، می توانید ظرفیت خود را برای شناسایی و عمل کردن بر روی لحظات اتفاقی زندگی افزایش دهید. به نظر می رسد شانس کمتر به شانس و بیشتر به انتخاب بستگی دارد. هرچه در ایجاد فرصتهایی برای خوشبختی عمدیتر باشید، خوششانستر میشوید. با بیرون رفتن از منطقه راحتی خود و پذیرش عدم اطمینان، می توانید لحظات غیرمنتظره زندگی را به مسیرهایی برای موفقیت تبدیل کنید. با پذیرفتن خوشبختی، متوجه می شویم که بزرگترین فرصت های زندگی اغلب در برنامه ریزی نشده ها نهفته است.