از آنجایی که تروما معمولاً منجر به مشکلات آسیبپذیری و اعتماد میشود، بازماندگان ممکن است برای ایجاد ارتباطات صمیمی که برای تجارب جنسی سالم بسیار مهم هستند، مبارزه کنند. بسیاری از بازماندگان متوجه می شوند که علائم اضطراب، بی اعتمادی، مسائل مربوط به تصور از خود، و جدایی بر توانایی آنها برای حفظ روابط سالم بزرگسالان، از جمله شراکت های عاشقانه و جنسی تأثیر می گذارد. برخی ممکن است در درک یا اظهار مرزها و رضایت مشکل داشته باشند، که می تواند منجر به عوارضی در مذاکره در روابط جنسی و حفظ روابط سالم و توافقی شود.
به عنوان راهی برای مقابله با علائم و تداعیهای منفی، بسیاری از بازماندگان، بهویژه آنهایی که از ترومای شدید رابطهای جان سالم به در بردهاند، اغلب مکانیسمهای مقابلهای ناسازگارانه را به عنوان راهی برای مقابله با تجربیات خود ایجاد میکنند. برای برخی، این روشهای ناسازگار مقابله میتواند توانایی آنها را برای درگیر شدن یا لذت بردن از روابط جنسی سالم مختل کند.
در برخی موارد، بازماندگان ممکن است از رابطه جنسی به عنوان وسیله ای برای مدیریت درد عاطفی یا بازیابی کنترل استفاده کنند. در تمرین من، متوجه شدم که بسیاری از بازماندگان به یکی از دو حالت افراطی میروند: درگیر شدن در فعالیت جنسی به عنوان راهی برای توانمندسازی خود یا اجتناب از فعالیت جنسی بهعنوان راهی برای اجتناب از احساس آسیبدیدگی مجدد.
منبع: Image by Pexels از Pixabay
استفاده از رابطه جنسی برای بازیابی حس کنترل بر بدن
الیاس به دلیل مصرف مواد پدرش در محیطی آشفته و ناکارآمد بزرگ شد. وقتی پدرش مست بود، ظالم و بدرفتاری می کرد و به الیاس به خاطر زنانگی بیش از حد و ایجاد فضای ترس و شرم طعنه می زد.
در کالج، الیاس شروع به درک جنسیت و هویت خود به عنوان یک همجنسگرا کرد و رابطه جنسی را آزمایش کرد. او گفت که به زودی متوجه شد که درگیر شدن در “ارتباط” با مردان تصادفی باعث می شود که او احساس قدرت و کنترل کند، “احساساتی که قبلا هرگز نداشتم.”
با گذشت زمان، او به فرکانس و تنوع بیشتری نیاز داشت تا همان احساس قدرت را احساس کند. در نتیجه، او شروع به جستجوی راههایی برای داشتن تجربیات جنسی جدید و هیجانانگیز کرد و اغلب خود را در موقعیتهای مخاطرهآمیز قرار میداد. او شروع به برقراری رابطه جنسی ناگهانی با افرادی کرد که نمی شناخت، استفاده از محافظ را فراموش کرد و خود را در معرض خطر دزدی یا سوء استفاده قرار داد. روش او برای کنار آمدن با تروما، در حالی که در اصل توانمند بود، او را در موقعیت های خطرناکی قرار می داد.
الیاس در ابتدا در تجارب جنسی تکانشی توانمند شد، زیرا این امر به او احساس کنترل می داد – چیزی که در دوران کودکی آزاردهنده خود فاقد آن بود. با این حال، او دریافت که بیشتر و بیشتر نیاز دارد، و بعداً به عنوان نوعی از مقابله ناسازگارانه، به رفتارهای جنسی پرخطر و تکانشی دست زد. این امر رایج است، زیرا تروما و بدرفتاری، به ویژه غفلت، با رفتارهای جنسی پرخطر، از جمله رابطه جنسی محافظت نشده، شروع جنسی زودتر، و شرکای متعدد همراه است (هام و همکاران، 2010). از آنجایی که افراد با سابقه تروما ممکن است در تصمیمگیری دچار اختلال شوند و اغلب با کنترل تکانه دست و پنجه نرم میکنند، این الگو نشان میدهد که چگونه ضربه میتواند منجر به اجبار جنسی یا اعمال جنسی ناایمن به عنوان تلاش برای اعمال مجدد کنترل یا خودتنبیهی شود (آبرامز و همکاران، 2022). ).
اجتناب از فعالیت جنسی برای جلوگیری از آسیب مجدد
مشابه تجارب تکانشگری جنسی که به عنوان راهی برای بازیابی حس کنترل بر خودمختاری بدن استفاده می شود، برخی از بازماندگان احساس راحتی می کنند که از رابطه جنسی یا فعالیت جنسی به طور کامل اجتناب کنند. در این موارد، رفتارهای مرتبط با تروما ممکن است تحت تأثیر تلاشهای بازماندگان برای اجتناب از تجربه مجدد علائم یا رویدادهای آسیبزا باشد.
بازماندگان ممکن است به دلیل اضطراب، ترس، گسستگی یا سایر علائمی که ناشی از تروما هستند، نتوانند در روابط جنسی شرکت کنند. به طور مشابه، برخی از بازماندگان ممکن است از تجربیات جنسی فاصله بگیرند یا رفتارهای اجتنابی انجام دهند که به آنها امکان می دهد جدایی عاطفی از شریک زندگی خود را حفظ کنند، و رابطه بازماندگان با تمایلات جنسی خود را پیچیده تر می کند (دی سیلوا، 2001).
ایلین در نظر گرفته است خودش یک فرد جنسی است او گزارش می دهد: «من احساسات جنسی زیادی دارم، از جمله احساس میل جنسی. با این حال، او از این احساسات جنسی به دلیل پیام های منفی در مورد بدن و تمایلات جنسی خود در سنین پایین احساس شرم می کند.
مادر ایلین در بزرگ شدن، سرد و نادیده گرفته می شد و اغلب او را نادیده می گرفت. ایلین به یاد میآورد: «وقتی به من توجه میکرد، بدنم را مسخره میکرد، شکل صورتم را… وز شدن موهایم را… و به خاطر وزنم شرمنده ام میکرد.»
او پیام های مادرش را در مورد بدن و جنسیت خود به یاد می آورد که “اشتباه” و “شرم آور” بود، به ویژه برای زنان. ایلین از طریق درک می گوید: «دهه 50 بود، و زنان قرار نبود که خواهان رابطه جنسی باشند، چه رسد به اینکه احساسات جنسی را تجربه کنند!»
او با احساس شرم و خجالت برای تمایلات جنسی خود بزرگ شد و معتقد بود که برای اینکه یک زن خوب باشد باید هر گونه احساسات جنسی را انکار یا سرکوب کند. در نتیجه، او از صمیمیت جنسی با شوهرش دوری میکند، در عوض ترجیح میدهد یا احساسات جنسی خود را نادیده بگیرد یا زمانی که شوهرش نیست، خود را تحریک کند.
برای بسیاری از بازماندگان مانند ایلین، تروما می تواند منجر به قطع ارتباط با بدن و احساسات خود شود. این قطع ارتباط درک یا پذیرش کامل تمایلات و تجربیات جنسی آنها را چالش برانگیز می کند. شرم و گناه که از دوران کودکی منتقل می شود، اغلب یک روایت منفی از خود را تقویت می کند، که مانع از کاوش و پذیرش سالم خود می شود. بازماندگان ممکن است با احساسات متناقض در مورد تمایلات یا تمایلات جنسی خود دست و پنجه نرم کنند و بر این باورند که نیازها و خواسته های آنها ذاتاً به دلیل پیام های منفی که در مورد اشتباه یا ناقص بودن خود دریافت می کنند دارای نقص هستند.
به همین ترتیب، این کشمکش درونی می تواند به طرق مختلف تجلی یابد. برخی از بازماندگان، با بازتاب تجربه ایلین، اجتناب از رابطه جنسی ناشی از ترس یا انزجار شدید را گزارش میکنند که اغلب از تجربیات منفی گذشته یا تداعیهای مرتبط با تروما ناشی میشود. برای این افراد، چنین اجتنابی گاهی میتواند به بیزاری کامل از فعالیت جنسی تبدیل شود و تأثیری را که تروما میتواند بر رابطه ما با هویت جنسی ما بگذارد، تقویت کند.
اگر در عواقب تروما دست و پنجه نرم می کنید، یک درمانگر می تواند کمک کند. بررسی کنید روانشناسی امروز فهرست راهنمای یک درمانگر متخصص در تروما و تمایلات جنسی.