08:56 - 2025/06/17

بر اساس روانشناسی؛

زخم‌ های روانی جنگ می‌ توانند تا پایان عمر باقی بمانند / آسیب اخلاقی، مهمترین عامل بروز استرس پس از سانحه و سایر آسیب های روانی

آسیب اخلاقی به معنای احساس نقض ارزش‌ها و باورهای عمیق فرد است که نقش مهمی در مشکلات روانی برخی کهنه‌سربازان ویتنام دارد. دکتر لری دیوی، روانپزشک وزارت امور کهنه‌سربازان آمریکا که سال‌ها به درمان این آسیب‌ها پرداخته، معتقد است این آسیب عام...

زخم‌ های روانی جنگ می‌ توانند تا پایان عمر باقی بمانند / آسیب اخلاقی، مهمترین عامل بروز استرس پس از سانحه و سایر آسیب های روانی

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، زخم‌های روانی جنگ می‌توانند تا پایان عمر باقی بمانند . زخم‌های روانی ناشی از جنگ ممکن است تا پایان عمر همراه انسان بمانند. آسیب اخلاقی (Moral Injury) یکی از عوامل مهم در بروز اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و سایر آسیب‌های روانی در بین کهنه‌سربازان است. جنگ‌هایی که هدف روشنی ندارند و حمایت اجتماعی از رزمندگان در آنها کم است، خطر آسیب اخلاقی را افزایش می‌دهند.

اثرات روانی ماندگار جنگ

در علوم اعصاب عبارتی هست: «وقتی به مغز دست می‌زنید، هیچ‌گاه مثل قبل نیست.» این نکته درباره سربازان جنگ نیز صادق است. وحشت‌های جنگ اثرات ماندگاری برجای می‌گذارد؛ از زخم‌های جسمانی گرفته تا آسیب‌های روانی مانند PTSD، افسردگی، اضطراب و حتی گاهی رشد شخصی.

اما به نظر می‌رسد جنگ های آمریکا تاثیر روانی نامتناسبی بر سلامت روانی افراد گذاشته است. بسیاری از کهنه‌سربازان ویتنام هنوز هم با خاطرات خود دست و پنجه نرم می‌کنند. زخم‌های جسمی قابل درمان است، اما زخم‌های روانی چالش‌برانگیزترند.

آسیب اخلاقی

آسیب اخلاقی به معنای احساس نقض ارزش‌ها و باورهای عمیق فرد است که نقش مهمی در مشکلات روانی برخی کهنه‌سربازان ویتنام دارد. دکتر لری دیوی، روانپزشک وزارت امور کهنه‌سربازان آمریکا که سال‌ها به درمان این آسیب‌ها پرداخته، معتقد است این آسیب عامل اصلی بسیاری از موارد PTSD، افسردگی و سایر آسیب‌های روانی مرتبط با جنگ است.

سوالی که مطرح می‌شود این است که چرا کهنه‌سربازان بیشتر در معرض آسیب اخلاقی قرار دارند؟

بخشی از پاسخ در نداشتن توجیه روشن برای این جنگ است. برخلاف جنگ جهانی دوم که تهدیدی آشکار برای دموکراسی بود، دلیل جنگ علیه ویتنام شمالی به درستی به مردم ارائه نشد و کسی درباره معنای پیروزی توافق نداشت.

در بسیاری از مستندها نیز بارها این موضوع دیده می‌شود. سربازان آمریکایی در مأموریت‌هایی شرکت کردند که هدف و معنای مشخصی نداشتند. مثلا سربازان برای تصرف تپه‌ای که اهمیت نظامی داشت جنگیدند و پیروز شدند اما چند روز بعد مجبور شدند همان تپه را ترک کنند. این سوال‌ها که «چرا اینجا بودیم؟»، «هدف چه بود؟» و «معنای این جنگ چیست؟» باعث تضعیف حس هدفمندی و معنا در جنگ و مأموریت‌ها شد.

فقدان حمایت اجتماعی

عامل مهم دیگر فقدان حمایت اجتماعی از جنگ بود. بسیاری از سربازان هنگام بازگشت، به جای استقبال، با طرد اجتماعی، اتهام جنگ‌جنایت و حتی خشونت روبرو شدند. این موضوع به شدت روحیه و حس معنا را در آنها تضعیف کرد و روند بهبودی روانی را دشوارتر ساخت.

نگرش مردم به سربازان تغییر کرده است. سربازان جنگ افغانستان و عراق و سوریه و لبنان و ایران امروز به عنوان قهرمانان دیده می‌شوند و از سوی مردم استقبال می‌شوند، بر خلاف سربازان ویتنام که پس از بازگشت، طرد شدند. این پذیرش اجتماعی به سربازان کمک می‌کند تا از خدمت خود احساس افتخار داشته باشند.

جمع‌بندی

دو عامل مهم در کاهش آسیب اخلاقی عبارتند از: حمایت اجتماعی از کهنه‌سربازان و جنگیدن تنها در جنگ‌هایی با هدف واضح و حیاتی برای کشور.  جنگ‌ها زمانی تهدیدی برای سلامت جسمی و روانی سربازان هستندکه که هدف و حمایت اجتماعی ندارند، آسیب‌های روانی و اخلاقی بیشتری به همراه دارند.

پایان/*

اندیشه قرن را در ایتا دنبال کنید

اندیشه قرن را در تلگرام دنبال کنید

مطالب مرتبط

برنجستان