روانشناسی رابطه | بهترین شیوه انتقاد و درخواست از طرف مقابل چگونه باشد؟
قاب بندی نظرات خود در جهت مثبت و انجام تمام تلاش خود برای برانگیختن واکنش های تدافعی می تواند رسیدن به نقاط دشوار را بسیار آسان تر کند.
قاب بندی نظرات خود در جهت مثبت و انجام تمام تلاش خود برای برانگیختن واکنش های تدافعی می تواند رسیدن به نقاط دشوار را بسیار آسان تر کند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، اقناع چیست و چگونه در ورابط صورت می گیرد؟ چگونه موضوعات سخت را به روشی آسان مطرح کنیم؟ ما در اندیشه قرن به دنبال این موضوع هستیم. برای تبدیل تعارض به توافق، سعی کنید آنچه را که میخواهید دوباره چارچوب بندی کنید.
اندیشه معاصر نوشت: همه می دانیم: طرح انتقادات و درخواستهای خود به شیوههای منفی احتمالاً باعث ایجاد مشاجره میشود. پاسخهای تدافعی اغلب با اظهاراتی که به سمت منفی قاب میشوند، ایجاد میشوند. در عوض، سعی کنید آنچه را که می خواهید بخواهید و از کلمات منفی مانند “نباید” یا “نکردم” اجتناب کنید.
“من آن لباس را دوست ندارم.”
“این موسیقی وحشتناک را کم کنید.”
“شما این وظیفه را به خوبی انجام ندادید.”
“من واقعاً از آن متنفرم وقتی این کار را می کنید.”
“این مسیر اشتباهی است که باید طی کرد.”
اگر شما هم مثل من هستید، از شنیدن هیچ یک از اظهارات بالا لذت نخواهید برد – از طرف شریک زندگی، رئیس یا فرزندانتان. هیچکس واقعاً نمیخواهد انتقاد مستقیم بشنود، اما حقایق دشوار هنوز باید در میان گذاشته شود. اشتباهات اتفاق می افتد؛ افراد نزدیک شما ممکن است تغییر مسیر دهند، لباس های غیرمنتظره ای انتخاب کنند و موسیقی ای پخش کنند که از آن لذت نمی برید.

روانشناسی رابطه | بهترین شیوه انتقاد و درخواست از طرف مقابل چگونه باشد؟
زندگی پر از درگیری های کوچک اجتناب ناپذیر است که اعصاب ما را به هم می زند و حال خوب ما را از بین می برد. با این حال، معمولاً راهی برای صحبت کردن و رسیدگی به آنها بدون بدتر کردن اوضاع وجود دارد.
مهمترین چیزی که در مورد انتقاد باید درک کرد این است که توهینی که برانگیخته می شود عموماً از اصل چیزی که می گویید ناشی نمی شود، بلکه از نحوه بیان آن ناشی می شود. در مورد آن فکر کنید: آیا اکثر مردم به طور منطقی نمی توانند درک کنند که اشتباه کرده اند یا لباسی را انتخاب کرده اند که همه قدردان آن نیستند؟ به یاد داشته باشید زمانی که دانش آموز بودید چه حسی داشتید، و معلمتان توضیح داد که در کارتان اشتباه کرده اید، اما به راحتی می توان آن را برطرف کرد – آیا شنیدن آن اینقدر سخت بود؟
پس مسئله واقعی محتوا نیست بلکه فرم است. و بهترین راه برای فکر کردن در مورد شکل چیزی که می گویید مربوط به چیزی کاملاً سیاه و سفید است – یا به طور خاص، مثبت و منفی. هر یک از انتقادات کوچکی که در بالا ذکر کردم (که آن ها را ساختم اما از نمونه های واقعی زندگی که بیماران طی سال ها به من گفته اند استخراج کردم.) به شیوه ای خاص فرموله شده است: به سمت منفی.
مثال اول، «من آن لباس را دوست ندارم»، بر چیزی تمرکز دارد که گوینده دوست ندارد. دومی، «موسیقی وحشتناک را کم کن»، برای توهین به موسیقی تمام تلاش خود را می کند و خواهان کاهش صدای آن می شود. سوم اشاره می کند که یک تکلیف بد انجام شده است. چهارمی از کلمه بسیار قوی «نفرت» استفاده می کند تا رفتار شخص دیگری را پایین بیاورد. و آخرین، “این جاده اشتباه است”، به سادگی اشاره می کند که انتخاب راننده اشتباه و بد است.
اگر قبلاً متوجه شباهتهای بین این مثالها و نحوه شکلگیری همه آنها شدهاید – نسبت به چیزهایی که «اشتباه» یا «منفور» یا «وحشتناک» یا «ناپسند» هستند- شاید شما هم شک کرده باشید که این مشکل چیست. . به زبان ساده، قاب بندی اظهارات خود به سمت منفی تقریباً تضمین شده است که پاسخ دفاعی را برانگیزد.
اگر به دیگری بگویید که چیزی را دوست ندارید، به احتمال زیاد شما را با گفتن «خب، دوست دارم» و رها کردن آن کار، می بندند. اگر بگویید از لباسی که آنها می پوشند خوشتان نمی آید، احتمالاً اولین انگیزه آنها مخالفت با شما و گفتن دلیل انتخاب آن خواهد بود. در اصل، شما فقط به آنها حمله کرده اید، و با این کار، دفاع روانی آنها را تحریک کرده اید. (شما همچنین ممکن است باعث ایجاد احساسات جریحه دار شوید، اما من تصمیم دارم برای اهداف خود بر روی حالت دفاعی تمرکز کنم.)
وقتی اظهارات خود را بر اساس انتقاد قرار میدهید، شخصی که با او صحبت میکنید یک انفجار کوچک در درون خود احساس میکند، و پاسخی که به احتمال زیاد میشنوید بیانی از آن سرپیچی خواهد بود. نفی هر چه شما گفته اید ممکن است بشنوید، «این آهنگ فوقالعاده است» یا «به من اهمیتی نمیدهد، من همیشه این راه را میروم» یا حتی فقط «با آن کنار بیای». و اگر اظهارات اصلی شما به خوبی با آنها همراه نبوده است، احتمالاً پاسخ آنها به هیچ وجه دوستانه شما را تحت تأثیر قرار نمی دهد، و قبل از اینکه متوجه شوید، وارد دعوا می شوید.
حالا یک قدم به عقب بردارید، همانطور که ممکن است مجبور شوید در میانه یک مکالمه سخت با یک دوست یا شریک زندگی انجام دهید. در اصل چیزی که می خواهید بگویید تجدید نظر کنید. واقعاً چه چیزی را می خواهید – یک نوع تغییر؟ آیا راهی وجود دارد که بیانیه خود را مجدداً تنظیم کنید تا آن تغییر را بدون از دست دادن معنای اصلی درخواست کنید؟
اگر از موسیقی دوستتان خوشتان نمی آید، هدف شما این نیست که آنها را وادار کنید تا بپذیرند که طعم وحشتناکی دارند، بلکه در واقع فقط این است که هر چیزی که در حال پخش است را به چیز دیگری تغییر دهید. اگر راهی را که شریک زندگی تان انتخاب کرده دوست ندارید، احتمالاً فقط می خواهید سریعاً به مقصد برسید نه اینکه کاملاً انتخاب های او را نادیده بگیرید.
اگر شما اظهارات خود را به دور از موارد منفی و به سمت مثبت تنظیم کنید، وجود دارد. شما واقعاً همین را می گویید – ترجیحات خود را به روشی متفاوت بیان می کنید اما بدون ایجاد حالت تدافعی که قبلاً ذکر کردم. به طور کلی، “من پیراهن دیگر را کمی بهتر دوست دارم” بسیار کمتر از “من آن لباس را دوست ندارم” باعث دعوا می شود. شما به جای اینکه از چیزی که دوست ندارید شکایت کنید، آنچه را دوست دارید می گویید.
«آن موسیقی وحشتناک را کم کنید» در مقابل «میتوانیم برای مدتی چیز دیگری بگذاریم؟»
“تو این وظیفه را بد انجام دادی.” در مقابل «فکر میکنم شاید لازم باشد این بخش را دوباره مرور کنید».
“من واقعاً از آن متنفرم وقتی این کار را می کنید.” در مقابل «من واقعاً دوست دارم وقتی این کار را انجام میدهی».
“این مسیر اشتباهی است که باید طی کرد.” در مقابل “من همیشه فکر می کردم راه دیگر سریع تر است.”
در هر مورد، شما همان نکات را بدون شخصی سازی بیان می کنید. البته این یک چیز کوچک است، اما در بسیاری از موارد، آنقدرها هم که به نظر میرسد آسان نیست، زیرا ممکن است قبل از اینکه متوجه حرفهایمان شویم، انتقادها از بین برود. اما صرف چند لحظه برای پیشبینی آنچه میخواهیم بگوییم، اغلب میتواند بسیاری از درگیریها، مشاجرات یا احساسات آسیبدیده را نجات دهد.
به این ترتیب، قاب بندی نظرات خود در جهت مثبت و انجام تمام تلاش خود برای برانگیختن واکنش های تدافعی می تواند رسیدن به نقاط دشوار را بسیار آسان تر کند.
پایان/*