به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن،چند هفته پیش سر دختر ۱۳ ساله ام به خاطر چیزی فریاد زدم که بعداً مشخص شد او مسئول آن نبود. بد من وقتی او مرا به خاطر اشتباهم صدا زد، این نگاه را به من انداخت – میدانی، پوزخندی از خود راضی که میگوید، خوب، حالا چه چیزی برای گفتن داری؟ (اما بدون اینکه چیزی بگویم). میدانستم که عذرخواهی کاملاً موجه است، و دقیقاً روی زبانم بود… اما خودم را برای لحظهای کوتاه نگه داشتم، کاملاً میدانستم که غرورم سعی میکرد من را از انجام کار درست در موقعیت بازدارد.
چرا مردم تمایل به عذرخواهی ندارند؟
بخش طعنه آمیز این است که من در بهترین بخش از ۱۵ سال روانشناسی عذرخواهی را مطالعه کرده ام و به دنبال شواهد تحقیقاتی هستم تا به ما کمک کند تا بفهمیم چرا مردم تمایلی به عذرخواهی ندارند. متأسفانه، یکی از چیزهایی که من از طریق تجربه آموختهام این است که درک بیمیلی عذرخواهی شما را از کشش آن مصون نمیسازد – فقط از شکستهای خود آگاه باشید.
بیایید یک قدم به عقب برگردیم و تحقیق را بررسی کنیم.
شواهد تحقیق
این تحقیق به ما می گوید که مردم ممکن است تمایلی به عذرخواهی نداشته باشند (حتی وقتی که شایسته است) زیرا ممکن است باعث شود ما احساس خطر کنیم :
۱. معرت خواهی به معنای کوچک کردن خود است. آره چون تو خودت که گند زدی! این به شما احساس بدی می دهد زیرا به دیگران (و خودتان) اعتراف می کنید که می توانید اشتباه کنید یا اشتباه کنید. این برای کسانی است که به خود می بالند به عنوان دانشمند یا اخلاق مدار. این یکپارچگی ما را زیر سوال می برد: ما آدم کاملی نیستیم که خودمان را می سازیم.
۲. عذرخواهی قدرت و کنترل را از دست می دهد. بله، زیرا وقتی اشتباه کردید، این احتمال وجود دارد که اشتباه شما باعث کاهش شخص دیگری (“قربانی”) شود. عذرخواهی این قدرت و کنترل را به قربانی برمیگرداند، که ممکن است عذرخواهی را بپذیرد یا از بخشش خودداری کند تا زمانی که اصلاحات رضایتبخشتر انجام شود.
بنابراین، هنگامی که عذرخواهی می کنید، این دو جنبه از خود را در دستان قربانی قرار می دهید. سپس قربانی می تواند آن را علیه شما نگه دارد و باعث می شود احساس بدتری نسبت به خودتان داشته باشید… یا با بخشش او، قربانی می تواند شما را از گناهتان تبرئه کند و علیرغم وقفه لحظه ای در قضاوت شما را به عنوان یک فرد خوب بازگرداند. این عدم اطمینان – آسیب پذیری اخلاقی – احساس خوبی نیست. این احساس همچنین در میان افرادی که تمرکز خود را افزایش میدهند ، مانند افرادی که دارای خودشیفتگی و استحقاق هستند، که ممکن است بهویژه تمایلی به عذرخواهی نداشته باشند، تقویت میشود.
خبر خوب این است که اکراهی که احساس می کنیم اغلب نابجاست: ما تمایل داریم میزان تحقیرآمیز و استرس زا بودن عذرخواهی را بیش از حد ارزیابی کنیم. در نهایت، این احتمال بیشتر است که عذرخواهی ما باعث شود احساس بهتری نسبت به خود داشته باشیم .
عذرخواهی هنوز هم می تواند سخت باشد
اما، بله، این پوزخند از خود راضی کار را آسان تر نمی کند. قیافه دخترم به من می گفت که از دانشی که من بهم ریخته بودم لذت می برد. او منتظر عذرخواهی نبود زیرا احساس بدی داشت یا به رابطه ما اعتماد نداشت. نه، او منتظر بود که بشنود حق با اوست ، و در مبارزه دائمی برای قدرت که اغلب بین نوجوانان و والدین آنها وجود دارد، یک امتیاز به دست آورد.
حقیقت ماجرا این است که عذرخواهی نوشدارویی برای آشتی نیست. آنها یک ابزار ارتباطی با درجه بالایی از ظرافت و پیچیدگی هستند. به سادگی با تغییر لحن یا غیرکلامی خود ، می توانیم معنای آشتی جویانه را باطل کنیم (“عذرخواهی کنایه آمیز” که ظاهراً نوجوانان بر آن مسلط شده اند ). به همین ترتیب، بخشش دخترم پس از عذرخواهی من می تواند هم یک عمل لطف و هم ادعای برتری اخلاقی باشد .
به او اجازه دادم که منظورم را بگوید (یعنی عذرخواهی کردم). او پیروزمندانه دور شد و همسرم کمی قهقهه زد که میدانست این موضوع چقدر من را عصبانی کرده است. اما می دانم که کار درستی بود. این همان اکراهی است که دخترم وقتی باید از خواهر ۶ سالهاش عذرخواهی کند (که او نیز با وجود سن کمش یک پوزخند بسیار ماهر است) احساس میکند. با الگوبرداری از رفتار، امیدوارم بتوانم ارزش روابط را برای او در مراحل بعدی زندگی تقویت کنم و او را به دوست، همکار و شریک ارتباط بهتری تبدیل کنم. خطاب به همسر آینده اش: خوش آمدید و موفق باشید.
پایان/*
اندیشه قرن را در ایتا دنبال کنید
اندیشه قرن را در تلگرام دنبال کنید