به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، جواد آل حبیب- غذاهای آرامبخش (Comfort Food) در سراسر جهان محبوب هستند و با حالات عاطفی و روانی مختلفی مرتبطاند. با این حال، دلیل اصلی مصرف این نوع غذاها هنوز بهطور کامل شناخته نشده است. در مطالعهای تازه که در نشریه Nutrients منتشر شده، انتظارهای روانی افراد از این غذاها و تاثیر آنها بر رفتار خوردن بررسی شده است.
مطالعهای جدید دلایل روانشناختی خوردن برای آرامش را بررسی کرد
در دنیای پرشتاب و پرتنش امروز، بسیاری از ما در مواجهه با استرس، اضطراب و احساسات منفی به سراغ غذاهای خاصی میرویم که به سرعت حس آرامش و رضایت را به ما بازمیگردانند. این پدیده که با عنوان «خوردن برای آرامش» یا «comfort eating» شناخته میشود، سالهاست که توجه محققان روانشناسی و علوم رفتاری را به خود جلب کرده است. اما پرسش اساسی این است: چرا برخی غذاها بهویژه آنهایی که سرشار از شکر، چربی و کالری هستند، تا این حد در شرایط روحی خاص محبوب میشوند؟ آیا تنها لذت فوری دلیل این رفتار است یا سازوکارهای عمیقتر روانی و شناختی در کار است؟ پژوهشی تازه در این حوزه تلاش میکند تا این سوالات را با نگاهی علمی و همهجانبه پاسخ دهد و نقاب از رازهای پشت «خوردن برای آرامش» بردارد.
غذای آرامبخش چیست؟
غذای آرامبخش غذایی است که به افراد احساس آرامش و تسکین روانی میدهد. این غذاها معمولا شامل خوراکیهایی مانند چیپس، بستنی، کلوچه، شکلات، آبنبات و غذاهای آمادهای مانند پیتزا میشوند. این دسته از غذاها معمولا کالری بالا و میزان زیاد چربی یا شکر دارند که میتواند برای سلامتی مضر باشد.
فواید احساسی خوردن غذاهای آرامبخش
تحقیقات درباره مزایای احساسی خوردن این غذاها نتایج متناقضی ارائه داده است. برخی مطالعات نشان میدهند برخی غذاها میتوانند پس از تجربه یک حالت منفی، موقتا حال فرد را بهتر کنند، اما این تاثیر معمولاً کوتاهمدت است. نکته جالب اینکه افرادی که معتقدند غذاهای آرامبخش به آنها کمک میکند، حتی با فکر کردن یا نوشتن درباره آنها احساس بهتری پیدا میکنند. این موضوع نشان میدهد انتظارها و پیشبینیهای افراد نقش مهمی در مزایای روانی این غذاها دارد.

دلایل روانشناختی خوردن برای آرامش | چرا وقتی عصبی هستیم با خوردن خوراکی ها و غذا، آرامش می گیریم؟ / راز آرامش در خوردنی ها چیست؟
تفاوتهای فردی و جنسیتی در خوردن غذاهای آرامبخش
افراد ممکن است انتظارهای متفاوتی از غذای آرامبخش داشته باشند که این تفاوتها میتواند به جنسیت نیز مرتبط باشد. زنان معمولاً برای مدیریت احساساتشان سعی میکنند مشکل را تحلیل کنند، در حالی که مردان بیشتر تمایل دارند دیگران را مقصر بدانند یا احساسات خود را سرکوب کنند.
رفتار خوردن نیز تحت تاثیر انتظار افراد از نتیجه آن است که معمولا از تجربیات قبلی شکل میگیرد. برای مثال، افرادی که برای لذت یا پاداش غذا میخورند، ممکن است در جشنها پرخوری کنند، ولی کسانی که برای بهتر شدن حال در هنگام افسردگی غذا میخورند، ممکن است دچار پرخوری افراطی شوند.
خلاصه یافتههای مطالعه
در این تحقیق آنلاین با ۲۱۴ شرکتکننده، شایعترین غذای آرامبخش اعلام شده شکلات، چیپس و شیرینیهای پختهشده بود. اکثر افراد حداقل یک بار در دو هفته گذشته غذای آرامبخش خود را مصرف کرده بودند. شرکتکنندگان انتظار داشتند که این غذاها لذتبخش باشند و احساسات مثبت ایجاد کنند، اما این انتظارها بهطور قابل توجهی با تعداد دفعات مصرف همبستگی نداشت.
اما کسانی که غذا میخوردند تا از کسالت فرار کنند یا عملکرد شناختی خود را بهبود بخشند، بیشتر احتمال داشت غذای آرامبخش را بیشتر مصرف کنند. بهعبارت دیگر، این رفتارها بیشتر برای مقابله با احساسات منفی و نیازهای شناختی بود تا صرفا لذت.
نتیجهگیری
نتایج این مطالعه نشان میدهد افراد به دلیل انتظار دستیابی به مزایایی مانند کاهش احساسات منفی، فرار از کسالت یا بهبود عملکرد ذهنی به غذای آرامبخش روی میآورند. برخلاف تصور رایج، خوردن برای لذت بردن یا پاداش، تاثیر کمتری بر دفعات خوردن دارد.
این یافتهها میتواند به توسعه راهکارهایی برای مقابله با پرخوری ناسالم کمک کند. پژوهشهای آینده لازم است به بررسی دقیقتر عادتهای خوردن غذاهای آرامبخش در موقعیتهای مختلف بپردازند تا پیشبینی کنند چه زمانی و به چه دلیلی افراد به این نوع غذاها روی میآورند.
پایان/*
.