در 30 سالگی، بزرگترین درام نوجوانان تلویزیون به همان اندازه که به یاد می آورید فوق العاده است
[ad_1] ABC تقریباً در هر قسمت از به اصطلاح زندگی من با همان تصویر هیجانانگیز باز شد: کلر دینز، ستاره نوجوان آن زمان سریال، در حال دویدن در قاب، چهره درخشان او با رگهای قرمز از موهای تازه رنگزده شده بود. این عکس آغازین تیتراژ آغازین بود...
تقریباً در هر قسمت از به اصطلاح زندگی من با همان تصویر هیجانانگیز باز شد: کلر دینز، ستاره نوجوان آن زمان سریال، در حال دویدن در قاب، چهره درخشان او با رگهای قرمز از موهای تازه رنگزده شده بود. این عکس آغازین تیتراژ آغازین بود، مونتاژی زیبا از لحظاتی که از مجموعه برداشته شده و با نودلینگ آلت-راک آهنگین تم اصلی WG Snuffy Walden تنظیم شده است. اما در همان چند ثانیه اول دنیایی از احساسات وجود دارد، آن سرعتی که بیانگر در پارکینگ است. این نمایش مینیاتوری بود: محو احساسی به زیبایی و زودگذر بودن خود دوران نوجوانی.
زودگذر بودن یکی از کلیدهای آن است به اصطلاح زندگی منمیراث فرقه ابدی این نمایش که در اواخر تابستان 1994 در شبکه ABC پخش شد، تنها یک فصل تحسین شده و دارای امتیاز متوسطی به طول انجامید. سه دهه بعد (این آخر هفته گذشته سی امین سالگرد نمایش خود را رقم زد)، ممکن است قربانی غمگین نهایی کوته فکری شبکه باشد. به طور غم انگیزی که در اوج زندگی پربیننده خود کاهش یافت، به سرعت شهرت چیزی بسیار حساس و هوشمندانه برای تلویزیون به خود گرفت – یک درام نوجوانانه جلوتر از زمان خود و در همان زمان مورد قدردانی قرار نگرفت. امروز آن را تماشا میکنید و هنوز نمیتوانید باور کنید که کسی بیشتر از آن نخواهد.
ABC / ABC
این سریال در حومهای خیالی پیتسبورگ اتفاق میافتد، آنجلا چیس، نوجوانی را دنبال میکند که در تلههای دبیرستان، دوستی، هورمونها، فشار همسالان و موارد دیگر پیمایش میکند. خالق وینی هولزمن که روی آن کار کرده بود سال های شگفت انگیز (یکی دیگر از نمایش های هوشمندانه درباره بزرگ شدن) و اینکه چه کسی به نوشتن ادامه می دهد شرور، کلاس های درس واقعی را مشاهده کرد تا درک کند که بچه های واقعی چگونه صحبت می کنند و با هم تعامل می کنند. آن تحقیق داد به اصطلاح زندگی من تلنگری از طبیعت گرایی اجتناب از صابون مصنوعی بودن هر دو بورلی هیلز، 90210 و هولزمن تلاش کرد تا زندگی نوجوانان را آنطور که بود به تصویر بکشد و به همان اندازه ساختگی برنامه های ویژه بعد از مدرسه خود ABC – هیجان انگیز، بله، اما همچنین دردناک، ناامید کننده و شرم آور، بسته به روز.
دینز واقعاً 15 ساله بود – و واقعاً در دبیرستان – وقتی نقش اصلی را به ثمر رساند. او یکی از بازترین و بیتأثیرترین اجراهای کودکی را ارائه میکند که بدون هیچ زحمتی تمام احساسات شدید دوران جوانی را به تصویر میکشد، زمانی که شادی و درد دل همیشه یک زمزمه (یا یک تقلب) از هم جدا هستند. روایت صوتی آنجلا، که هولزمن در اصل آن را بهعنوان یادداشتهای روزانهی تحت اللفظی نوشته است، تعادل کاملی را بین ساده لوحی و خرد نوپا برقرار میکند. او یک بچه باهوش است که در آن سن همه گیج شده است. در خلبان، او در یک نفس حسادت خود را برای آن فرانک اعتراف میکند (زیرا کدام دختر نوجوانی در رویاپردازی با شیفتگی خود را نمیبیند؟)، و بینش خلع سلاحکنندهای در مورد بار هویتی بعدی به اشتراک میگذارد.
ABC
هیچ کس در به اصطلاح زندگی من یک کلیشه بود نه رایان گراف (ای جی لنگر)، آنجلا، بچه باحال و هیجانی و مخفیانه ای که در آغاز سال دوم به سوی او کشیده می شود. خوشگل نیست، شارون چرسکی محبوب (دوون اودسا)، قهرمان سابق BFF، به دلایلی که کاملاً درک نمی کند، ناگهان از او دور می شود. نه برایان کراکوف (دوون گامرسال)، همسایه کتابخوانی که شیفتگی ناگفتهاش را به آنجلا پشت ماسکی از خاردار بودن دفاعی پنهان میکند. نه حتی جردن کاتالانو، دلداده آنجلا که در حال دود شدن است، اما اغلب بی فکر، با بازی جرد لتو جوان. امروز، شوخی است که بگوییم این قایق رویایی محدود از نظر احساسی نزدیکترین چیزی است که لتو به بازی کردن خودش روی صفحه نمایش داده است، اما دلیلی وجود دارد که این اجرا او را به یک ستاره تبدیل کرد. او به جردن به اندازه کافی درخشش عمق پنهان داد تا ما مانند آنجلا فکر کنیم که آیا چیز دیگری برای او وجود دارد یا خیر.
و چه کسی می تواند ریکی واسکوئز (ویلسون کروز)، دوستدار حساس و بی پایان رایان را فراموش کند؟ توسط قسمت پایانی من به اصطلاحزندگی، او به اولین شخصیت همجنس گرا در شبکه تلویزیونی تبدیل شده بود. این نمایش با این عنصر پیشگامانه تعادل برقرار کرد و به تدریج با تمایلات جنسی ریکی به عنوان چیز مهمی برخورد کرد – هیچ یک از شخصیتهای دیگر از آن آویزان نشدهاند – در حالی که اذعان داشت که بچههای همجنسگرا هراسی که اغلب آنها را تحمل میکنند. به اصطلاح زندگی من به بسیاری از مسائل اجتماعی جدی وارد شد، از سوء مصرف الکل نوجوانان گرفته تا مشکلات تصویر بدن تا خشونت با اسلحه در مدارس (پنج سال قبل از کلمباین، نه کمتر). اما به ندرت در مورد این موضوعات موعظه می کرد، در عوض آنها را در تار و پود زندگی شخصیت ها و پرتره غنی آن از نوجوانی آمریکایی می گنجاند.
ABC
به اصطلاح زندگی من عمیقاً به پدر و مادر آنجلا نیز اهمیت می داد – درباره آنها خواسته ها و ناامنی ها این تا حدودی انتخابی بود که از سر ناچاری انجام شده بود: به دلیل سنش، دینز فقط میتوانست ساعتهای معینی سر صحنه باشد، که هولزمن را مجبور کرد قسمتهایی را با درام موازی و تعریفشده از آنچه در فیلم میگذرد پر کند. ازدواج افراد او، پتی (بس آرمسترانگ) و گراهام (تام اروین). هرکسی که در این سریال بزرگ شده ممکن است با دیدن دوباره آن متوجه شود که چقدر به عنوان یک داستان متفکرانه، بالغ و پیچیده از بحران میانسالی، معروف به راه اندازی مجدد بلوغ، دوبرابر می شود. آن ديدگاه قديمي در مورد دبيرستان كه امتحاني براي موانع اجتماعي بزرگسالي است، در طول فصل اين دو چهل و چند ساله پرتنش پخش ميشود. این که آیا آنها واقعاً با هم سازگار بودند یا نه، مانند زندگی عاشقانه نوپای آنجلا، به یک موضوع مهم تبدیل می شود.
نمایش کامل نبود گاهی اوقات کمی بیش از حد به عرفان YA فرو میرفت و به آنجلا در هالووین و کریسمس چشماندازی از ارواح میداد. و گاه، مجموعهای که با اذعان به گسست دوستی در تغییر حلقههای اجتماعی آغاز میشد – چیزی که واقعاً بین آنجلا و شارون اتفاق میافتد – با محو کردن خطوط آن حلقهها، باورپذیری را افزایش داد. اینجا و آنجا، آن را مانند یک نسخه هفتگی پخش می شود باشگاه صبحانه، جایی که برایان باهوش خود هولزمن می توانست در صورت لزوم با پاسخ او به بندر یا آلیسون یا کلر ارتباط برقرار کند. اما شاید این فقط بازتابی از میزان بود به اصطلاح زندگی من عاشق شخصیت هایش بود مایل نبود هیچ یک از آنها – حتی جردن – را به یک شرور تک بعدی تبدیل کند.
ABC
جذابیت این سریال واقعاً بین نسلی بود. با طیف کاملی از طیف های سنی صحبت کرد و همدلی را در همه جهات گسترش داد. والدین می توانند بینش ارزشمندی از آنچه فرزندانشان در داخل و خارج از کلاس درس می گذرانند به دست آورند. نوجوانان می توانند درک بیشتری از زندگی والدین خود به دست آورند. حتی خواهر کلاس مدرسه آنجلا، دانیل (لیزا ویلهویت)، یک پلت فرم می گیرد. یکی از اپیزودهای پایانی یک پنجره صوتی را باز می کند او فرآیند فکر – هدیه ای به بینندگان جوانتر که برای آنها به اصطلاح زندگی من بیشتر آرزویی بود، پیش نمایشی از آنچه شاید در سال های آینده در انتظار آنها بود.
در طول 19 قسمت، این نمایش طرفداران وفاداری ایجاد کرد. گفته می شود این اولین سریال تلویزیونی است که الهام بخش یک کمپین نوشتن اینترنتی از طرفدارانی است که امیدوارند آن را از بلوک برش نجات دهند. حمایت آنها کافی نبود. تبشیر خستگی ناپذیر منتقدان تلویزیونی یا نمایش های جوایز (مانند گلدن گلوب که بهترین بازیگر زن را به دانمارکی ها داد) هم نبود. در مقابل غارتگر کمدی که بود دوستان، که تنها چند هفته بعد عرضه شد، به اصطلاح زندگی من هرگز در رتبهبندیهای Nilsen به اندازهای بالا نرفت که ABC را متقاعد کند که جذابیتی بیش از یک “طاقچه” دارد. اینکه خود دنز از متعهد شدن به برنامه طاقت فرسای فیلمبرداری فصل دوم وحشت داشت، در تصمیم شبکه برای تمدید نشدن نیز نقش داشت.
ABC
اما این سریال زندگی دومی در MTV پیدا کرد که پس از لغو پخش آن شروع به پخش مجدد کرد. آدم باید فکر کند که آیا کمی زود به دنیا آمده است. WB و UPN دقیقاً در گوشه و کنار بودند و آماده بودند تا عصر جدیدی از تلویزیون را با هدف بینندگان جوانتر آغاز کنند. شما می توانید کمی از به اصطلاح زندگی من در درام های نوجوانی که پس از آن، در صابون سازی مانند داوسون کریک و امثال ترسناک تر Buffy the Vampire Slayer. شاید نزدیک ترین جانشین معنوی سریال یکی دیگر از شگفتی های فصلی بود که بسیار عزادار شد: فریک ها و گیک ها، که ماهیت کمیک صریح ترش نمی تواند ادراکی قابل مقایسه در دوران بلوغ خود را پنهان کند.
قسمت پایانی از به اصطلاح زندگی من، یک ریف تلخ در سیرانو دو برژرک، چندین صخره را راه اندازی می کند که برای همیشه حل نشده باقی می مانند. ما هرگز نمی دانیم که آیا آنجلا و رایان دوستی شکسته خود را ترمیم می کنند یا خیر، آیا برایان با دختر رویاهایش شلیک می کند، آیا گراهام وسوسه خیانت زناشویی را دنبال می کند یا خیر. اگر این به اصطلاح زندگی ادامه داشته باشد، فراتر از محدوده دید ما این کار را انجام داده اند.
من به نام زندگی افتتاحیه و پایانی و آهنگ تم
شاید چیزی در مورد آن درست باشد. به اصطلاح زندگی من هرگز این فرصت را نداشت که ارتباط خود را از دست بدهد یا طرفداران خود را ناامید کند. بهعنوان یک فصل عالی، همچنان یک ناهنجاری مستقل از پخش تلویزیونی است که به دلیل خروج بازیگران، کسادی دوره دوم، یا هر تهدید دیگری برای جاودانگی آن بینقص است. و با معلق نگه داشتن شخصیت هایش در لحظه، آنها را در کهربای امکانات بی پایان نیز حفظ کرد – وعده افسانه ای جوانی، واقعاً بی حد و حصر به لطف بیضی های یک پایان زودرس. به این ترتیب، شات آغازین تکراری نمایش، آن نگاه اجمالی از آنجلا که با شادی به صفحه نمایش میپیچد، مانند عکس لحظهای از ابدیت به نظر میرسد. نوجوانی که در زندگی واقعی بسیار زودگذر است، برای همیشه در اینجا ادامه دارد.