تعلق بزرگتر از سیاست است
[ad_1] این هفته ، نیویورک تایمز گزارش داد که دولت ترامپ لیستی از کلماتی را که باید از اسناد دولتی پاک شود و کارگران فدرال از استفاده خودداری کنند ، تهیه می کند. بسیاری از اصطلاحات مانند “دی” ، “تعصب ضمنی” یا “...
[ad_1] این هفته ، نیویورک تایمز گزارش داد که دولت ترامپ لیستی از کلماتی را که باید از اسناد دولتی پاک شود و کارگران فدرال از استفاده خودداری کنند ، تهیه می کند. بسیاری از اصطلاحات مانند “دی” ، “تعصب ضمنی” یا “...
[ad_1]

این هفته ، نیویورک تایمز گزارش داد که دولت ترامپ لیستی از کلماتی را که باید از اسناد دولتی پاک شود و کارگران فدرال از استفاده خودداری کنند ، تهیه می کند. بسیاری از اصطلاحات مانند “دی” ، “تعصب ضمنی” یا “عدالت” – از دولت فعلی انتظار می رود. اما من از دیدن دو اصطلاح در لیست که کمتر با صحت سیاسی در ارتباط هستند نسبت به روانشناسی انسانی که به طور گسترده پذیرفته شده است ، تعجب کردم: “متعلق به “و” حس تعلق “.
در حالی که دولت ترامپ ممکن است به دلیل مشارکت در نوع “فرهنگ” زبانی که محافظه کاران غالباً محکوم می کنند ، با انتقاد روبرو شود ، در رد کردن ارزشی که عمیقاً برای مردم در حزب سیاسی اهمیت دارد – و این می تواند برای پرداختن به بحران های سلامت روان در سراسر جهان مهم باشد.
در این ماه ، در آن طرف اقیانوس اطلس ، همکاران من در انجمن متعلق و من نتایج یک مطالعه 10،000 نفره را منتشر کردم که نشان می دهد چرا متعلق به مسائل بیش از هر زمان دیگری است. فشارسنجی متعلق به سال 2025 بحران را نشان می دهد: تقریباً یک سوم (29 درصد) از پاسخ دهندگان در انگلستان گزارش تنهایی مکرر را گزارش می کنند ، با 10 درصد اظهار داشتند که اصلاً دوست صمیمی ندارند. با این حال ، تنهایی تنها بخشی از داستان است. مسئله عمیق تر که از طریق تحقیقات ما کشف شده است ، فرسایش شدید اعتماد ، همبستگی و احترام متقابل است. پاسخ دهندگان احساس قطع ارتباط از جوامع خود ، فاقد مشارکت و صدا معنی دار در تصمیمات مؤثر بر زندگی آنها و از دست دادن پیوندهای متقابل ضروری برای یک جامعه سالم داشتند.
اوضاع در ایالات متحده مشابه است. طی دو دهه گذشته ، ارتباطات اجتماعی چهره به چهره بین آمریکایی ها به شدت کاهش یافت و 30 درصد کاهش در بین مردان و 45 درصد کاهش در بین نوجوانان. اعتماد به نهادهای آمریکایی نیز به همین ترتیب کاهش یافته است. تحقیقات گالوپ نشان می دهد که ، تقریباً در همان دوره زمانی ، ایالات متحده از نظر اعتماد به مؤسسات از دولت به رسانه به مراقبت های بهداشتی از اول به آخرین مکان در بین کشورهای G7 منتقل شده است. این از دست دادن اعتماد به طور قابل توجهی به قطبش اجتماعی ، تضعیف انسجام جامعه و کاهش مشارکت مدنی کمک می کند.
شواهد روشنی وجود دارد که نشان می دهد ، در سراسر جهان ، ما با کسری متعلق روبرو هستیم. این یک بحران است که باید به افراد در سراسر طیف ایدئولوژیک نگران شود.
به عنوان مثال ، داده های گالوپ نشان می دهد که حضور در کلیساهای ایالات متحده از حدود 70 درصد در دهه 1990 به زیر 50 درصد امروز کاهش یافته است ، در حالی که اعتماد به مؤسسات اصلی مدنی – مانند دولت ، رسانه ها و حتی مدارس – در بین جمهوریخواهان و دموکرات ها به پایین ترین سطح تاریخی رسیده است.
به دنبال تحقیقات روانشناسی ، از تلاش های دولت فعلی برای لغو زبان تعلق ، طنز آمیز است. اثربخشی شعار “Make America Again Again” در مورد احساس گسترده تعلق از دست رفته در بین بخشی از رای دهندگان است. برای یک دهه ، رئیس جمهور ترامپ به دنبال رفع اضطراب در مورد احساس ناپدید شده جامعه ، هویت و هدف است. مگا به یک جنبش تبدیل شد زیرا در بخشی از رأی دهندگان با اشتیاق عمیقاً احساس می شد – دلتنگی برای یک آمریکا که در آن مردم یک بار احساس مأموریت مشترک و ارتباط عمیق و بیعت با محله های خود ، شهرها و کشورشان را احساس می کردند.
طی دو دهه تحقیق ، من نتیجه گرفتم که تعلق به افراد دیگر است ، ریشه در مکانی که مانند خانه احساس می شود ، برای داشتن صدا ، انتخاب و با احترام رفتار می شود. این همان چیزی است که ترامپ ادعا می کند به رای دهندگان خود ارائه می دهد. و دلیلی وجود دارد که چنین وعده هایی با بسیاری از افراد طنین انداز شده است. بیش از نیم قرن پیش ، ابراهیم مازلو “تعلق” را به عنوان یک ضرورت عاطفی و یکی از قدرتمندترین نیروهای انیمیشن در روانشناسی انسان معرفی کرد.
با این وجود ، برای پرداختن به بحران تعلق ، مهم است که فراتر از استراتژی های “ایالات متحده-در مقابل آن” نگاه کنیم. در کار پیشگامانه در مورد تئوری هویت اجتماعی ، محققان روانشناسی هنری تاجفل و جان سی ترنر تأکید می کنند که ما اغلب به دنبال صریح بودن گروه ها در مقابل گروه های خارج از گروه هستیم تا درک کنیم که چگونه ما در یک دنیای بی نظم قرار می گیریم. و یک مورد قوی وجود دارد که باید دیدگاه تصور شده MAGA از جامعه ای باشد که هرگز واقعاً وجود نداشته باشد – یا حداقل به محرومیت بخش های بزرگی از جمعیت بستگی دارد. مسیر درمانی بی احترامی و بازگرداندن جامعه در استراتژی هایی برای پرورش منافع متقابل و ارتباط متقابل در بین اختلافات نهفته است.
در مواقع بسیار بی نظمی و تغییر ، برای افراد قابل درک است که ایده های ظریف در مورد ارتباط اجتماعی را به نفع شعارهای محروم رد کنند.
اما تعلق نباید نقطه جنجالی باشد. این پاسخی است که مردم تقریباً همه نوارهای سیاسی را به خود اختصاص می دهد.
[ad_2]