11:00 - 2025/05/25

تاثیر فراموشی در یادگیری | فراموشی، بازاندیشی بارورهای قبلی است / فراموش کردن آگاهانه بخش ضروری فرایند یادگیری و رشد فکری

ما اغلب تصور می‌کنیم که یادگیری یعنی اضافه‌کردن دانسته‌های جدید؛ اما گاهی برای رشد واقعی، باید آموخته‌های قبلی‌مان را کنار بگذاریم. «یادگیری برای فراموش‌کردن» هنر بازنگری در باورهایی‌ است که زمانی درست می‌دانستیم‌شان. این مسیر، ما را از د...

تاثیر فراموشی در یادگیری | فراموشی، بازاندیشی بارورهای قبلی است / فراموش کردن آگاهانه بخش ضروری فرایند یادگیری و رشد فکری

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن،جواد آل حبیب- یادگیری واقعی تنها در افزودن دانش نیست، بلکه گاهی نیازمند «فراموش‌کردن» است؛ نه به معنای پاک کردن حافظه، بلکه به معنای بازاندیشی در باورهای قبلی. بسیاری از نظریه‌های روان‌شناسی متأثر از سوگیری‌های فرهنگی غرب هستند و وقتی بدون نقد و بازنگری پذیرفته می‌شوند، می‌توانند به تداوم تبعیض و نادیده‌گرفتن دیگر فرهنگ‌ها منجر شوند.

نویسنده با تجربه‌ای شخصی از سال‌ها تحصیل علمی، به این نتیجه رسیده که حتی معتبرترین منابع علمی نیز بی‌نقص نیستند. برای نمونه، بسیاری از پژوهش‌ها تنها روی گروه‌های خاصی مانند دانشجویان غربی انجام می‌شوند (نمونه‌های WEIRD) که نماینده کل جهان نیستند.

او بیان می‌کند که باور به «عینیت مطلق» در علم و جامعه می‌تواند خطرناک باشد، زیرا دیدگاه‌های دیگر را به حاشیه می‌راند و باعث اتخاذ تصمیم‌های نادرست می‌شود—مانند حذف زنان از آزمایش‌های دارویی تا سال ۱۹۹۳.

فراموش‌کردن آموخته‌های قبلی، نیازمند فروتنی، کنجکاوی و پذیرش تغییر است. برای این کار، باید به سراغ دیدگاه‌های متنوع‌تر، از جمله رویکردهای غیرغربی و تقاطعی برویم، با افراد متفاوت گفت‌وگو کنیم و همواره آماده یادگیری دوباره باشیم.

یادگیری برای فراموش‌کردن: چگونه دوباره بیندیشیم به آنچه فکر می‌کنیم می‌دانیم

فراموش‌کردن آموخته‌های قبلی، بخشی حیاتی از فرایند رشد است. این کار به‌معنای پاک کردن حافظه نیست، بلکه بازاندیشی آگاهانه در دانسته‌های ماست.

بسیاری از نظریه‌های بنیادی روان‌شناسی، متأثر از سوگیری‌های فرهنگی جوامع غربی و صنعتی هستند و همین موضوع باعث می‌شود در سطح جهانی کمتر کاربرد داشته باشند.

توهمِ بی‌طرفی در علم و زندگی، می‌تواند به بازتولید آسیب و تبعیض‌های نظام‌مند منجر شود.

پذیرفتن احساس ناراحتی و کنجکاوی، به ما کمک می‌کند تا بهتر فرابگیریم و به سوی ساختن نظام‌های دانشی فراگیرتر گام برداریم.

فراموش‌کردن، لازمه یادگیری است.

تفکر انتقادی، ذهنیت رشد، و یادگیری مداوم، همگی از راه‌هایی هستند که فهم و دانش و حکمت ما را افزایش می‌دهند. اما بسیاری از ما از یک مرحله مهم غافل می‌شویم: گام به عقب برداشتن و فراموش‌کردن.
فراموش‌کردن به معنای نادیده گرفتن نیست؛ بلکه یعنی آگاهانه باورهای ریشه‌دار خود را زیر سؤال بردن و آن‌ها را بازنگری و بازسازی کردن. برای یادگیری واقعی، باید بتوانیم تشخیص دهیم چه وقت دانسته‌های قبلی‌ ما ناقص یا دیگر نامعتبر شده‌اند.

تاثیر فراموشی در یادگیری | فراموشی، بازاندیشی بارورهای قبلی است / فراموش کردن آگاهانه بخش ضروری فرایند یادگیری و رشد فکری

تاثیر فراموشی در یادگیری | فراموشی، بازاندیشی بارورهای قبلی است / فراموش کردن آگاهانه بخش ضروری فرایند یادگیری و رشد فکری

مسیر شخصی من در فراموش‌کردن

من ۲۸ سال از عمرم را در فضای آموزشی گذراندم و همیشه در پی یادگیری و فهم چرایی مسائل بودم. در دوره تحصیلات تکمیلی یاد گرفتم چطور مقالات علمی سطح بالا را بخوانم و آن‌ها را موشکافی کنم. همین مهارت‌ها باعث شد متوجه شوم حتی بهترین اطلاعات هم کامل نیستند و جای پیشرفت دارند.

یکی از محدودیت‌های مکرر در پژوهش‌های روان‌شناسی این است که اغلب بر نمونه‌هایی از دانشجویان دانشگاهی انجام می‌شوند؛ گروهی که به‌اختصار با واژه‌ی WEIRD توصیف می‌شوند: «غربی، تحصیل‌کرده، صنعتی، ثروتمند و دموکراتیک».

برای پرهیز از این سوگیری، شروع به مطالعه تفاوت‌های فرهنگی کردیم. در این مسیر، متوجه شدم حتی مفاهیم بنیادینی مثل هرم نیازهای مازلو، برای فرهنگ‌های جمع‌گرا کاربردی ندارد. این موضوع آغاز فروپاشی خیلی از باورهای تثبیت‌شده‌ام شد.

روان‌شناسی ریشه در زیست‌شناسی و فلسفه غرب دارد. در کنار این پایه‌ها و روش علمی، ما به‌طور پیش‌فرض تصور می‌کنیم پژوهش‌ها بی‌طرفانه‌اند. اما اگر از ۱۰ نفر درباره یک واقعه «عینی» بپرسید، ۱۰ روایت متفاوت از همان رویداد خواهید شنید—مثل شهادت شاهدان عینی در دادگاه.

این تجربه مرا به این پرسش رساند که «دیدگاه واقعی» یا «عینیت» واقعاً چیست؟ شروع به مطالعه دیدگاه‌های دیگر کردم—از جمله آشتی فرهنگی و تمرکززدایی از نگاه غربی. از طریق این دیدگاه‌ها فهمیدم که ادعای بی‌طرفی می‌تواند به حاشیه‌بردن و آسیب‌زدن منجر شود.

وقتی فراموش‌کردن را کنار می‌گذاریم، سیاست‌گذاری‌ها، درمان‌ها و نظام‌های مختلف، بر پایه فرضیات نادرست شکل می‌گیرند و همین موضوع باعث تداوم تبعیض ساختاری می‌شود.

مثلاً تا سال ۱۹۹۳، زنان تقریباً همیشه از آزمایش‌های دارویی کنار گذاشته می‌شدند؛ و اثربخشی داروها فقط براساس مردان سنجیده می‌شد.

برای بدتر شدن اوضاع، ما فعالانه افراد را از فراموش‌کردن بازمی‌داریم. کسی که نظرش را تغییر دهد، بی‌ثبات و متزلزل شمرده می‌شود. اگر کسی اشتباه ما را گوشزد کند، حالت دفاعی می‌گیریم. نگاه کنید چطور با سیاست‌مدارانی که موضع خود را عوض می‌کنند برخورد می‌کنیم—آیا فکر می‌کنیم دغل‌کار هستند یا از آن‌ها حمایت می‌کنیم چون اطلاعات بیشتری به‌دست آورده‌اند و نظرشان را بازنگری کرده‌اند؟

چگونه فراموش‌کردن را یاد بگیریم

فراموش‌کردن آسان نیست. نیازمند فروتنی است تا بپذیریم آنچه می‌دانیم، دیگر کامل یا درست نیست. همچنین نیازمند یادگیری دوباره است. این فرایند ممکن است ناراحت‌کننده باشد، چون مستلزم تغییر است و ما اغلب از اعتراف به خطاهای‌مان طفره می‌رویم.

اما می‌توانیم از ذهنیت شرم‌محور ــ «باید قبلاً این را می‌دانستم» ــ به ذهنیتی مبتنی بر کنجکاوی ــ «چه چیزهای دیگری هست که می‌توانم کشف کنم؟» ــ تغییر مسیر بدهیم. این تغییر دیدگاه نه‌تنها احساس ناراحتی را کاهش می‌دهد، بلکه فرایند کشف، نوعی پاداش روانی (مثل ترشح دوپامین) هم دارد.

برای آغاز فرایند فراموش‌کردن و یادگیری دوباره، می‌توانید دیدگاه‌هایی فراتر از نگاه رایج و مسلط را جست‌وجو کنید. به سراغ دیدگاه‌های استعمارزدایی‌شده یا تقاطعی بروید. با افرادی خارج از دایره اجتماعی‌ خود صحبت کنید. روش‌هایی بیاموزید که به شما در بازنگری آموخته‌ها کمک می‌کنند.

فراموش‌کردن، اگر با آگاهی و فروتنی همراه باشد، بخشی جدایی‌ناپذیر از رشد واقعی است.

فراموش‌کردن آگاهانه، بخشی ضروری از فرایند یادگیری و رشد فکری است. تنها با بازنگری در باورها و دانسته‌های قبلی می‌توانیم دیدگاه‌های محدود و سوگیرانه را کنار بگذاریم و به درکی عمیق‌تر، جامع‌تر و انسانی‌تر از جهان دست پیدا کنیم. این فرایند، هرچند دشوار و همراه با ناراحتی است، اما با فروتنی، کنجکاوی و گفت‌وگوی بین‌فرهنگی، می‌توان آن را به فرصتی برای ساختن نظام دانشی فراگیر و عادلانه تبدیل کرد. در دنیایی که به سرعت در حال تغییر است، «یادگیری برای فراموش‌کردن» نه‌تنها یک توانایی، بلکه ضرورتی حیاتی است.

پایان/*

.

 

مطالب مرتبط

برنجستان