هنگامی که اعضای یک زوج از رفتار یکدیگر ناراحت هستند، ابراز احساسات منفی خود از طریق پرخاشگری کلامی و غیرکلامی برای انتقال نارضایتی و ترغیب طرف مقابل به تغییر می تواند بسیار وسوسه انگیز باشد. مطالعات نشان داده اند که پرخاشگری شریک در بین کشورها و فرهنگ های مختلف رایج است (کار و گارسیا-مورنو، 2009؛ کراهه و ابی، 2013). همچنین در جهت گیری های جنسی رخ می دهد (Rollè, Giardina, Caldarera, Gerino, & Brustia, 2018).
اگرچه برخی افراد انجام پرخاشگری فیزیکی خفیف تر شریک جنسی (مانند هل دادن، سیلی زدن) یا حتی اعمال شدیدتر که باعث آسیب بدنی می شود (کتک زدن) را موجه می دانند، بسیاری از افراد پرخاشگری فیزیکی را غیرقابل قبول می دانند و از آن اجتناب می کنند. با توجه به شواهدی مبنی بر اینکه پرخاشگری فیزیکی شریک زندگی معمولاً به سلامت فیزیکی قربانیان (مانند درد مزمن، بی خوابی، مشکلات گوارشی) و سلامت روان (مانند افسردگی، اضطراب، علائم تروما) آسیب می رساند (احمدآبادی و همکاران، 2020؛ کوکر و همکاران، 2002؛ سوگ، 2015)، اجتناب از آن ضروری است.
درمانهای سنتی برای عاملان پرخاشگری فیزیکی شامل گروههای مدیریت خشم است (اپستاین و فالکونیر، 2024). برای زوجهایی که درگیر پرخاشگری فیزیکی خفیفتری میشوند که «خشونت مشترک زوجین» نامیده میشود (جانسون، 1995)، زوجدرمانیهای مشترک ایجاد شده و بیخطر و مؤثر هستند (اپستین و فالکونیر، 2024؛ استیت، مک کولوم، و روزن، 2011). درمانگران باید هنگام غربالگری زوجهایی که پرخاشگری فیزیکی را برای درمان مشترک احتمالی تجربه میکنند بسیار محتاط باشند و باید قوانین اساسی رفتاری را که شریک زندگی باید به آن پایبند باشند، حفظ کنند (اپستاین و فالکونیر، 2024).
من و همکارانم هنگام کار با زوج هایی که رفتارهای پرخاشگرانه روانشناختی دارند (بدون تماس با بدن طرف مقابل) چالش برانگیز است که آنها راه های دعوای موجه و عادی را در نظر بگیرند. اولری و مایورو (2001) به چهار نوع پرخاشگری روانی اشاره کردند: تحقیر (به عنوان مثال، توصیف شریک زندگی با عبارات تحقیر آمیز، شرمساری)، خودداری منفعل-تهاجمی (به عنوان مثال، اجتناب از شریک زندگی، عبوس کردن)، تهدید / ارعاب (به عنوان مثال، از بین بردن دارایی های شریک زندگی، رانندگی بی احتیاطی، تهدید به بردن بچه ها) و محدودیت آزادی شخصی دیگری (به عنوان مثال، جدا کردن شریک زندگی از دوستان و خانواده، دسترسی به پول).
به دلایل مختلفی ابراز ناامیدی و عصبانیت نسبت به شریک زندگی خود به این روش ها می تواند بسیار وسوسه انگیز باشد. اولاً، این رفتارها به قدری در جمعیت عمومی رایج است که بسیاری از افراد از اینکه درمانگران آنها را مشکل ساز می نامند، شگفت زده می شوند. در واقعیت، آنها هستند مشکل ساز است، زیرا مطالعات نشان داده اند که اثرات منفی آنها بر سلامت جسمی و روانی قربانیان می تواند مشابه پرخاشگری فیزیکی باشد (Epstein & Falconier, 2024).
ثانیاً، از دوران کودکی، یک فرد ممکن است استفاده از پرخاشگری روانی را با مشاهده استفاده از آن توسط اعضای خانواده خود آموخته باشد. آنها همچنین ممکن است تجربیات شخصی داشته باشند که در آن رفتار پرخاشگرانه در تأثیرگذاری بر دیگران موفق بوده است. بر اساس چنین تجربیاتی، برخی از افراد بر این باورند که اگر دریافتید که شخصی با شما ناعادلانه رفتار کرده است، حق دارید انتقام بگیرید، به ویژه “درسی به آنها بدهید” (اپستاین و فالکونیر، 2024). بنابراین، پرخاشگری روانی ممکن است به عنوان راهی برای محافظت از خود در نظر گرفته شود.
ثالثاً، ارزشهای سنتی در برخی فرهنگها، تسلط فرد بر شریک زندگی، از جمله از طریق روشهای پرخاشگرانه روانشناختی، قابل قبول است. چهارم، بسیاری از افرادی که فاقد مهارتهای ارتباطی و مذاکره مؤثر هستند، برای تأثیرگذاری بر شریکی که در مورد آنها بحث میکند، به پرخاشگری متکی هستند (اپستاین و فالکونیر، 2024).
با توجه به عواملی که پرخاشگری روانی را وسوسه انگیز می کند، مهم است که از هزینه های عمده ای که می تواند تحمیل کند آگاه باشید. علاوه بر مشکلات جسمی و روانی که معمولاً از دریافت پرخاشگری روانی ناشی میشود، آسیبهای وارده به رابطه زوجین میتواند شدید باشد و ترمیم آن دشوار باشد. اعتماد و احساس امنیت می تواند از بین برود، همانطور که هر گونه گرما و محبت بین شریک زندگی می تواند از بین برود. علاوه بر این، مطالعات نشان داده است که پرخاشگری روانی اغلب منجر به پرخاشگری فیزیکی می شود.
در نهایت، خصومت و تنش در محیط خانه می تواند تأثیرات منفی بر سلامت عاطفی کودکان داشته باشد. بنابراین، هر زمان که متوجه می شوم یک یا هر دو عضو یک زوج درگیر پرخاشگری روانی هستند، روی عواملی تمرکز می کنم که ممکن است آنها را وسوسه کند که این کار را انجام دهند و به سرعت مداخله می کنم تا با این الگو مقابله کنم و آنها را به سمت راه های سازنده برای حل مشکلات در روابط خود سوق دهم. و از رفاه خود و عزیزانشان محافظت کنند.