13:06 - 2025/01/14

به مناسبت میلاد با سعادت علی بن ابی طالب؛ فتبارک الله احسن الخالقین

می‌دانی علی جان ما از همان کودکی با نام تو برخاستن را آموختیم و با نام تو بزرگ شدیم و با نام تو و توسل به وجود نازنینت تمام گره‌های افتاده در زندگی مان را باز کردیم.

به مناسبت میلاد با سعادت علی بن ابی طالب؛ فتبارک الله احسن الخالقین

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، امشب درختان غزل، پیراهنی از تصنیف پوشیده‌اند.چهره پروانه‏های احساس، گل انداخته است. بوی عشق همه جا را متبرک کرده است. عقربه‌ها، به مهمانی خنده رفته‏اند .اینک، «رجب»، ماه بشارت است و سرشار از فضایل الماس‏ گون.امروز، پنجره‏ هایی رو به بی‏کران احدیت باز می‏شود و دریاها، صف‏ به ‏صف،جام ‏وصل‏ می‏نوشند.کعبه، در پوست خویش نمی‌گنجد؛ کعبه، در هلهله فرشتگان، برای میلاد عشق لحظه شماری می‏کند؛ از آمدن ابرمردی که دنیا انتظار دیدنش را می‌کشد. کعبه اگر میان چاک کرده است، از شوق نگاه به جمال آسمانی توست.شکفته شد در کعبه، نوری که حجت خداست بر زمین؛ «فتبارک اللّه احسن الخالقین». دامان کعبه، فرش قدم‌های تو شد و اینگونه وجود نورانی تو پا به عرصه هستی گذاشت و تو فرزند کعبه لقب گرفتی. آفتاب، روز را از لبخند دیوار کعبه آغاز می‌کند و ماه، از پیشانی تو نورانی می‌شود. زمان، از حرکت می‌ایستد، تا تاریخ، از اولین نفس‌های تو آغاز شود. آغاز تو را اما همه دیدند که در دست‌های زنی، از پس دیوارهای کعبه بیرون آمدی و لبخند زدی؛ دیوارهایی که پیش پای خورشید شکاف برداشت، تا روزگار معصوم عدالت آغاز شود؛ تا آفتاب، قدم بر خاک بگذارد.

هوا، با نفس‌های تو جریان می‌گیرد. آسمان، از همیشه به زمین نزدیک تر می‌شود. جاهلیت حجاز را موریانه ها، آرام آرام می جوند تا تاریخ، به روزهای آفتابی با تو برسد. ضلالت در پیش پای تو تمام و زندگی روشن، با اولین پلک زدن تو آغاز می‌شود.زمین، نفس کشیدن را از تو آغاز می کند. عشق، با تو قدم به خاک می‌گذارد تا عدالت را با تمام وجود معنا کند. آمدی و رودخانه‌های صداقت، از رد قدم‌هایت جاری شدند .نگاهت، نور می پاشید، پنجره‌های بی شمار را .آسمان، چرخی زد و آبی چشمانت را خیره ماند. تو، یازدهمین ستاره منظومه عشقی. کلامت، دل‌های کویری و جاهل را باران هدایت بود و لب‌های متبرکت، نور را زمزمه می‌کرد. روشنایی اندیشه‌ات را هیچ خورشیدی تفسیر نمی‌تواند. تو آمدی و کوچه‌های مدینه را باران شکوفه پوشاند؛ آمدی و آیینه ها، به پابوسی ات، آب‌های جهان را به انعکاس برخاستند. آمدی تا اولین چراغ پر فروغ ولایت باشی.تو نخستین بشارت خداوندی پس از پیامبر؛ ادامه دهنده جاده ای که او در طول سال‌هایی پر مشقت، به سمت یگانه پرستی گشوده بود.

می‌دانی علی جان ما از همان کودکی با نام تو برخاستن را آموختیم و با نام تو بزرگ شدیم و با نام تو و توسل به وجود نازنینت تمام گره‌های افتاده در زندگی مان را باز کردیم. اینک علی جان ما شیعیان دلتنگت پنجره دل را به روی صحن وجود آسمانی ات می گشاییم و خویش را اسیر کمند شوق آفرین عشقت می کنیم، و در خیالی شیرین در صحن و سرای حرمت به نظاره ایوان طلایت می‌نشینیم که همانا چه خوش گفته‌اند: “ایوان‌ نجف عجب صفایی دارد؛ حیدر بنگر چه بارگاهی دارد” و در دل زمزمه سلامى نثارش مى كنیم به بلنداى عظمتش، به وسعت فضايلش، به عمق مظلوميتش و به لطافت مهربانی‌اش. سلام خود را به پيشگاه قدوسى تو با كمال ادب و در نهايت شرمندگى تقديم مى كنیم. گرم ترين سلامها، معطرترين سلامها! عجز از معرفتت و توبه و عذر تقصير به درگاهت، تحفه ى خجالت آور ما به پیشگاه توست. ای هم زبانِ بهترین دقایق حیات، با تو از عمق جان سخن‌می‌گوییم که پیاله حیاتمان را، ساقی بزم شورانگیز خیال تو لبریز ساخته، و خاکستر وجودمان را آتش عشق تو بر باد داده است، پس در این وانفسای دنیا دستمان را از دامانت جدا مکن که تو بهترین و دلسوزترین پدر برای همه ما هستی.

 

پایان/*

.

 

مطالب مرتبط

برنجستان