به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، امروز عرفه است؛ روز پرکشیدن از زنجیر گناه تا آسمان آبی اجابت و مغفرت. امروز دستها را باید گشود و گره بغض روزهای غفلت را رها کرد. گونههای خشک دل را با آب تمنا زنده نمود و لحظهای درنگ کرد و به صدای زمزمهای که تو را تا اوج انسانیت میخواند، گوش داد. باز هم عرفه آمد و ما هنوز در کوچه پس کوچههای تنگ و تاریک دلمان سرگردانیم ،هنوز دلتنگیم و هنوز غریب ،امسال هم عرفه آمد اما نتوانستیم در عرفات باشیم ، نتوانستیم همنفس با فرشتگان و همصدا با مولایم در بهترین سرزمین”عرفات” نیایش کنیم.درست است که نتوانستیم همراه با حاجیان فروتنانه سر به آستان پروردگار بگذاریم تا اذن دخول بگیریم برای ورود به حرم الله. اما مطمئنیم اشکهایمان که جاری شد راه یافتهایم به حرم. پس لبیک بگو: لبیک یا الله.چه قدر شیرین است ساعتها در بر دوست نشستن و زمزمه «الهی الهی» بر لب داشتن؛ ساعتها بر کرانه اقیانوس معرفت دعای عرفه نشستن و پای در خنکای آب زلالش شستن!باید امروز در عرفاتِ وجودمان جاری شویم و از رایحهی دلانگیزِ «دعا»، مست و سرشار.
امروز، وسعتِ بینهایت خدا را، به رُخ خود خواهیم کشید! امروز نسیم بزرگی و بخشش و مغفرت از عرش می وزد و از آبشار کرم خداوند، خوشه خوشه سخاوت و رحمت سرازیر میشود. باید امروز، ساکنان عرش و ملکوت، با فریاد «اَنْتَ الّذی»های ما، همآوا شوند و از اعتراف «انا الّذی»،هایم، به شِکوه، آیند!
سجادهتان را بیاورید! میخواهیم پرواز کنیم تا ملکوت. میخواهیم بال بگشاییم در باغستانهای سبز دعا. میخواهیم مقیم شویم در عرفات زمان. میخواهیم دل بسپاریم به دریای لایتناهیِ لطف حق. وقت تنگ است؛ ثانیهها، شتابناک در گذرند.دیگر فرصتی نیست. فرصتی برای توبه نمانده است. بشکفید از لبان خسته ما، ای گلواژههای نیایش! بزدائید غبار از آینه زنگار بستهمان، ای گریههای مکرر!دبشویید هر چه پلیدی را که در ما است؛ ای چشمهساران اشک! سجاده نیازمان را تر کنید، ای دو دیده اشکبار!
امروز در عرفات محشری برپاست. امروز در عرفات، حضور موعود( عج) رونق صفاست. وقتی به فکر چشمهای نورانی امام میافتیم، وقتی میدانیم که امروز مهدی(عج)، میهمان این سرزمین داغ و پرشور است، دلمان میلرزد، اندوه هزار نخلستان از علی تا فاطمه، از فاطمه تا کربلا، از کربلا تا مشهد و از مشهد تا سامرا، دلمان را میجوشاند و بر چشمهایمان، آیه باران میریزد.
از عمق جان و سویدای دل زمزمه میکنیم: خدایا! دستان پرنیازمان امروزبه درگاه بی نیازت بلند است و رشتههای امید و آرزوهایمان را به دریای بیکران جود و کرمت پیوند میزنيم و میگوییم: “یا ارحم الراحمین اللهم اغفرذنوبنا یا غفار الذنوب”
الهی ! ما را به برکت اشکهای فرو ریخته در این روز مبارک، ببخشای و از گناهانمان درگذر. ما را به غربت اشکهای حسین علیهالسلام که در این روز بر زمین چکید، بیامرز و خالیِ دستهایمان را سرشار از کرامت همیشگیات کن!
الهی، .ما این سو با اشتياقى پر رنگ، آرزوى آن يار و ديار را داريم و به شيوه محفل جمعههاى پر ندبه نشستهايم و با كلمات ذى الحجه در خيمههاى تنهايى خويش، بهار بهار از فراق آخرين ذخيره خدا مىگرييم.پس به حق عبادت اولیای درگاهت در این روز مبارک، زیارت حجتِ(عج) پنهان از نظرت را در دنیا و شفاعتش را در جهان آخرت نصیبمان کن.
یک نخ از جامه احرام تو ما را کافیست
نه که ما را همه خلق جهان را کافیست
پسر حضرت نرگس به جمالت نازم
گوهر مهر تو ما را ،به دو دنیا کافیست
در منی یا به حرم یا عرفات یا مشعر
لحظهای یاد کنی از من شیدا کافیست
گر تو راضی شوی از من،همه روزم عرفه است
نامهای گر شود از سوی تو امضا کافیست
پایان/*
.