من می توانم کاملاً با خستگی از زندگی ارتباط داشته باشم. حدس بزنید چه؟ من صبح دیروز یک طلوع آفتاب زیبا دیدم ، آن را تصدیق کردم و اگر یکی دیگر را دیدم ، نمی توانم کمتر مراقبت کنم.
نینا یک زن آمریکایی 72 ساله است که از نظر سلامتی بسیار خوبی دارد. او اخیراً در مورد زندگی خود با من صحبت کرد – و این حس که او برای خروج آماده بود. نینا خودکشی یا پر از اضطراب و افسردگی نبود ، اما مطمئن بود که او آماده مرگ است. به گفته وی ، زندگی به یک بار تبدیل شده بود.
در مصاحبه با افراد مسن در طی 15 سال گذشته ، برخی پدیده “خستگی زندگی” را در این روش از نظر واقعیت توصیف کرده اند-هرچند که در مورد آب و هوا صحبت می کنند. همانطور که ممکن است برخی تصور کنند ، این تجربه همیشه همراه با پریشانی ، اضطراب یا وحشت نیست.
خستگی از زندگی
کار ما در درک خستگی از زندگی در شبکه افراد مسن-یک کنسرسیوم اروپایی که در سال 2022 تنظیم شده است-محصولات جانبی مشترک پیری شامل از دست دادن معنا و هویت و همچنین سلامتی و تناسب اندام ، حس عمیق کسالت و گاهی اوقات “بیزاری از زندگی” است. گرتا ، 87 ساله و در خانه سالمندان زندگی می کند ، این احساس را توضیح داد:
من به عنوان یک شخص رفتار می کنم … اما برای خودم ، هیچ چیز نمی بینم – چیزی جز سیاهی. شما دیگر نمی توانید به مردم اهمیت دهید. شما آنقدر از دست می دهید که دیگر انسان نیستید. این احساس من نسبت به خودم است.
گرتا گفت که او همیشه اشتیاق به هنر دارد و اتاقش در خانه سالمندان پر از عکسهای رسا است که در طول زندگی خود نقاشی کرده بود. اما به دلیل وخامت در بینایی خود ، او اکنون با از دست دادن “دنیای رنگارنگ” که خیلی دوستش داشت ، غم و اندوه عمیقی احساس کرد.
خستگی از زندگی غالباً به این حس متصل می شود که دیگر زنده بودن “خودتان” نیستید و مرگ را به گزینه ای مطلوب تر تبدیل می کند. با توجه به تظاهرات متفاوت این شرط ، تخمین اینکه تعداد افراد مسن به این حالت ذهنیت برسد ، سخت است و در واقع بحث مداوم در مورد اینکه آیا باید اصلاً در جامعه پزشکی شناخته شود.
خستگی از زندگی و کمک به مرگ
تعدادی از کشورها (به عنوان مثال ، هلند ، بلژیک ، سوئیس و کانادا) قبلاً اشکال از مرگ کمک کرده اند ، که به موجب آن بیماران داروی پایان زندگی خود را تحت عمل جراحی و اتانازی قرار می دهند ، جایی که پزشک مستقیماً آن را اداره می کند.
در هلند ، افزایش قابل توجهی در موارد اتانازی که برای رنج روانی اعطا شده است ، وجود داشته است و نشان می دهد که چگونه شرایط غیرقانونی – از جمله پریشانی عمیق وجودی ، مانند خستگی از زندگی – به طور فزاینده ای در آنجا مورد توجه قرار می گیرد.
خستگی از زندگی یک لایه پیچیده به کمک به مرگ اضافه می کند. در بعضی جاها (مانند هلند) ، افرادی که خستگی از زندگی را تجربه می کنند ، معیارهای مرگ کمک کرده را برآورده می کنند ، در حالی که در برخی دیگر (مانند کانادا) ، این کار را نمی کنند. به طور کلی ، شخصی که درخواست می کند در حال مرگ کمک باشد ، باید یک بیماری غیرقابل تحمل یا ترمینال با امید به زندگی محدود داشته باشد ، بدون چشم انداز معنادار برای بهبود ، تحمل غیرقابل تحمل داشته باشد و از ذهن سالم باشد – بدون فشار از سوی افراد اطراف خود. استدلال شده است كه افرادی كه از زندگی خسته شده اند ، دو شرط دوم را برآورده می كنند ، حتی اگر بیماری غیرقابل تحمل یا ترمینال نداشته باشند.
در هلند ، جایی که واجد شرایط بودن برای مرگ کمک شده برای افرادی که لزوماً بیمار نیستند یا در حال مرگ نیستند در نظر گرفته شده است ، تصور می شود حدود 3 درصد از درخواست های اتانازی افرادی را که از زندگی خسته شده اند ، درگیر کند.
با این حال ، درصد بسیار کمی از پزشکان احساس راحتی می کنند که چنین درخواستهایی را انجام دهند – هر دو با عدم قطعیت های قانونی و ناراحتی اخلاقی. برای بسیاری از پزشکان که مسئول ارزیابی درخواست برای مرگ کمک شده اند ، می تواند عدم تمایل حرفه ای ، اخلاقی و عاطفی برای اعطای درخواست باشد.
پزشکان همچنین باید هنگام ارزیابی درخواست در حال مرگ ، واکنش خانواده یک شخص را در نظر بگیرند. خانواده ها اغلب در پذیرش انتخاب یک دوست عزیز مشکل دارند ، به ویژه اگر علت رنج آنها قابل مشاهده یا آشکار نباشد.
آرزوی مرگ نیز می تواند قابل تغییر باشد و تحت تأثیر تغییر در شرایط جسمی ، رابطه ای و اجتماعی باشد.
تأثیر بر خانواده ، دوستان و کارگران مراقبت های بهداشتی
احساس گناه ، ترس از سنگین کردن عزیزان و عدم آمادگی عاطفی که اغلب مکالمات مربوط به خستگی از زندگی را شکل می دهد.
در ایالات متحده ، تحقیقات توسط انسان شناس اجتماعی میریام ماس ، مکالمات بین ساکنان خانه های سالمندان را که آرزوی مرگ و اعضای خانواده آنها را ابراز کرده بودند ، مورد بررسی قرار داد. مصاحبه با دختر بزرگسال یک مرد 81 ساله درگذشته به ویژه آشکار بود:
مصاحبه کننده: آیا تا به حال در مورد مرگ و درگذشت با پدرتان صحبت کرده اید؟
دختر: من نمی خواستم در مورد آن بحث کنم. هر وقت او آن را مطرح کرد ، من نمی خواستم آن را بشنوم (بنابراین) ما هرگز واقعاً در مورد آن بحث نکردیم.
مصاحبه کننده: در مورد آن چه احساسی دارید؟
دختر: من آن را مطرح نمی کنم ، فقط به این دلیل که ویران می شوم.
مصاحبه کننده: آیا برای او سخت خواهد بود؟
دختر: من نمی دانم … من هیچ دلیلی نمی خواهم که در مورد آن بحث کنم ، صادقانه با شما باشم.
این گفتگو به سفر عاطفی گسترده تری که اعضای خانواده هنگام مواجهه با یک دوست عزیز انجام می دهند ، اشاره دارد که ادعا می کند از زندگی خسته شده است.
متخصص سالمندان Liesbeth Van Humbeeck همچنین بار عاطفی را که پرستاران هنگام حمایت از افراد مسن که ابراز خستگی از زندگی در خانه های سالمندان جامعه در فلاندر ، بلژیک دارند ، نشان داد. احساس ناتوانی و عدم اطمینان در بین این پرستاران رایج بود ، که گفتند آنها مطمئن نیستند که چگونه بهتر می توانند مراقبت کنند یا با فرد مسن ارتباط برقرار کنند.
پرستاران غالباً خود را در هنگام تلاش برای ارائه پشتیبانی معنی دار ، در هر دو ناامیدی حرفه ای و پریشانی اخلاقی می دیدند:
وقتی وارد اتاق چنین شخصی می شوید ، می تواند از نظر روحی سخت باشد. زیرا در واقع ، ما در آنجا هستیم تا به ساکن کمک کنیم – اما ما این احساس را داریم که ناتوان هستیم ، که نمی توانیم به او کمک کنیم.
یک پرستار دیگر این مشکل را در شناسایی خستگی از زندگی برجسته کرد و گفت: “من گاهی اوقات نمی دانم که این خستگی از زندگی است یا افسردگی.
از آنجا که ما به تحقیق در مورد خستگی از زندگی ادامه می دهیم ، مشخص می شود که این پدیده در حال رشد پیچیده و عمیقاً شخصی است اما سزاوار توجه متخصصان مراقبت های بهداشتی و سیاست گذاران است. چگونگی انتخاب جامعه برای پاسخگویی نه تنها آینده مراقبت از پایان زندگی را شکل می دهد بلکه چگونه خود را پیر می کنیم.
NB: این مقاله از مقاله ای از نویسنده در گفتگو تحت مجوز Creative Commons ، مطالب را منتشر می کند.