14:16 - 2024/11/25

بازاندیشی در مورد تعهد بشریت به فناوری

[ad_1] فناوری به طور فزاینده ای نقش هایی را ایفا کرده است که در طول تاریخ توسط دین انجام می شود و به اضطراب های وجودی معنا، هدف و پاسخ می دهد. این تغییر از یک الگوی تاریخی گسترده‌تر پیروی می‌کند که در آن چارچوب‌های فرهنگی غالب از الهیات د...

بازاندیشی در مورد تعهد بشریت به فناوری

[ad_1]

فناوری به طور فزاینده ای نقش هایی را ایفا کرده است که در طول تاریخ توسط دین انجام می شود و به اضطراب های وجودی معنا، هدف و پاسخ می دهد. این تغییر از یک الگوی تاریخی گسترده‌تر پیروی می‌کند که در آن چارچوب‌های فرهنگی غالب از الهیات در قرون وسطی به سیاست در دوران روشنگری و بعداً در طول انقلاب صنعتی به اقتصاد منتقل شدند. فناوری آخرین چارچوب برای رسیدگی به خواسته های بشر برای کنترل و تعالی است.

گرگ اپستاین، کشیش انسان گرا در هاروارد و MIT، این ایده را در کتاب خود تکرار می کند. Tech Agnostiج، تشریح چگونگی همسویی فعالیت‌های فرهنگی سیلیکون ولی با ساختارهای سازمانی و تأثیر تاکتیک‌های نظام‌های مذهبی. این تشابهات شامل اقتدار سلسله مراتبی، عبادت غیرانتقادی و مناسک جمعی است. او در این کتاب می‌پرسد: چه کسی از این آینده‌های مبتنی بر فناوری سود می‌برد و چگونه می‌توانیم بشریت را در قلب مهندسی قرار دهیم؟ او اکنون بر این تمرکز دارد که چگونه فناوری به بخشی از هر تعامل ما با جهان تبدیل شده است و چگونه برخی از رهبران فناوری از کتاب بازی فرقه برای بستن بیشتر جیب خود استفاده می کنند.

اتصال تکنولوژیکی

فناوری می‌تواند ما را به روش‌هایی شبیه به آموزه‌های دینی «پیوند» کند. پلتفرم‌های اجتماعی رفتار را دیکته می‌کنند و استقلال را محدود می‌کنند در حالی که سیستم‌های کنترل ایجاد می‌کنند. فناوری همیشه ارزشی خنثی نیست: می‌تواند زندگی انسان‌ها را از طریق قوانین جامع و باطنی اداره کند که از ما خواسته می‌شود برخی از آنها را با ایمان کورکورانه بپذیریم. به عنوان مثال می توان به الگوریتم های داده فیس بوک و فناوری های حصار جغرافیایی اشاره کرد که رفتار ما را به طور نامحسوس مدیریت می کنند.

الگوریتم‌ها می‌توانند مانند آموزه‌های باطنی امروزی عمل کنند، نیروهایی که به آنها احترام می‌گذاریم و از آنها اطاعت می‌کنیم، عملکرد درونی آن‌ها غیرشفاف و در عین حال عمیقاً تأثیرگذار است. ما با ترکیبی از هیبت و بدگمانی به آنها نزدیک می شویم و در تلاشیم تا منطق رمزآلود آنها را درک کنیم و در عین حال زندگی خود را بر اساس قضاوت های آنها شکل دهیم. اکنون، دوره‌های آموزشی کامل و استراتژی‌های بازاریابی وجود دارد که می‌خواهند اسطوره‌های خود را به ما بیاموزند تا بتوانیم پیشرفت کنیم.

اپستاین با اشاره به این که برخی از رهبران فناوری حتی روایت‌های آخرالزمانی شبیه به عقاید مذهبی را اتخاذ می‌کنند، بر این امر تأکید می‌کند و حفظ هوش مصنوعی را بر چالش‌های جهانی مانند تغییرات آب و هوایی اولویت می‌دهد. این “تکنو-بت پرستی” زندگی انسان ها را به مشارکت کنندگان صرف در اکوسیستم های داده تقلیل می دهد و فردیت و بازتاب اخلاقی را از بین می برد.

او توضیح می دهد که چگونه پیوستار نفوذ و مدل BITE کنترل اقتدارگرا به او در طراحی و روشن کردن بیشتر نظریه هایش کمک کردند. از نظر اپستین، برخی از سازمان های فناوری آیینه فرقه های مخرب، با دستکاری های دقیق ساخته شده در هسته هستند.

برخی از رهبران فناوری مستقیماً نمای کلیشه‌ای رهبر فرقه خودشیفتگی بدخیم را منعکس می‌کنند. با این حال، اپستین همچنین خاطرنشان می کند که علاوه بر مدل فرقه تلقین، جوامع فناورانه دارای برخی از قدرتمندترین ابزارها برای دستیابی به اصلاح فکر و دستکاری عاطفی هستند که تمدن ها تاکنون شاهد آن بوده اند.

فرا انسان گرایی و اسطوره شناسی پیشرفت

ظهور فراانسان گرایی – افزایش توانایی های انسان از طریق هوش مصنوعی، ژنتیک و فناوری نانو – بیشتر نشان می دهد که چگونه فناوری می تواند به عنوان یک الهیات عمل کند. طرفداران اغلب پیشرفت را به عنوان رستگاری می دانند، تصوری که عمیقاً در آرزوهای مذهبی سنتی برای تعالی ریشه دارد. با این حال، این جهان‌بینی تکنومحور خطر بازتعریف «زندگی خوب» را صرفاً به‌عنوان تقویت فیزیکی و شناختی، کنار گذاشتن فضایل مانند همدلی و اجتماع به خطر می‌اندازد.

منتقدانی مانند جوئل دینرستین «تکنو بنیادگرایی» نهفته در فرهنگ آمریکایی را برجسته کرده‌اند که در آن فناوری یک الهیات سکولار است که آینده‌ای اتوپیایی را نوید می‌دهد. این بنیادگرایی جدید به موازات روایت مذهبی رستگاری نهایی است، اما اغلب از هزینه‌های اخلاقی و اجتماعی چنین وعده‌هایی غفلت می‌کند.

چارچوب‌بندی فراانسانی‌گرایی از پیشرفت به‌عنوان رستگاری، اسطوره‌شناسی را نیز تداوم می‌بخشد که هر پیشرفت تکنولوژیک را ذاتاً فضیلت‌مند می‌سازد. این طرز فکر با ارج نهادن به پیشرفت بر اخلاق و تقلیل انسانیت به نقاط داده در یک اکوسیستم دیجیتال، خطر غیرانسانی کردن افراد را به دنبال دارد.

بازیابی فناوری به عنوان یک ابزار

برخی از تغییر پارادایم حمایت می کنند. فناوری باید نه به عنوان یک هدف، بلکه به عنوان یک ابزار – ابزاری برای کمک به بشریت و تسهیل رشد اخلاقی، مجدداً در نظر گرفته شود. الاهیدانان امروزی اکنون پیشنهاد می کنند که به مفاهیم اصلی فناوری برگردیم: روشی برای تعامل با جهان و نه به عنوان چیزی که از طریق آن وجود خود را مجدداً چارچوب بندی می کنیم.

اپستین به طور مشابه برای «اگنوستیک فناوری»، تشویق شک و درگیری انتقادی با پیشرفت‌های فناوری، استدلال می‌کند. او آینده‌ای را متصور است که در آن بشریت کنترل را بازپس می‌گیرد و اطمینان می‌دهد که نوآوری به جای به بردگی درآوردن مردم در خدمت مردم است.

فناوری، در عین حال که دگرگون کننده است، نباید جایگزین ارزش های انسانی شود. جوامع با شناخت زیربنای الهیات آن، می توانند نوآوری را با مسئولیت اخلاقی متعادل کنند. اصلاح رابطه ما با فناوری برای حفاظت از آینده بشریت ممکن و ضروری است. هدف نهایی فناوری باید غنی سازی زندگی انسان ها باشد، نه اینکه بر آنها حکومت کند و ما را مجبور به پیروی از دکترین آن نکند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان