مشکلات سلامت روان در دوران بارداری
عوامل متعددی میتوانند بر سلامت روان زنان باردار تأثیر بگذارند، از جمله تغییرات جسمی و عاطفی که در این دوران تجربه میکنند و همچنین تغییرات هورمونی.
سطح هورمون کورتیزول در بدن زنان باردار افزایش مییابد و در چند هفته آخر سهماهه سوم بارداری به اوج خود میرسد. این تغییر هورمونی برای رشد جنین ضروری است و به رشد سالم مغز و ریهها کمک میکند.
با این حال، افزایش سطح کورتیزول میتواند بر احساسات زنان باردار تأثیر منفی بگذارد، زیرا افزایش این هورمون با شرایطی مانند اضطراب و افسردگی مرتبط است و ممکن است بر نوسانات خلق و خوی آنها تأثیر بگذارد.
اضطراب و افسردگی از جمله مشکلات عمده سلامت روانی هستند که زنان باردار با آنها روبرو میشوند. علائم این مشکلات شامل تحریکپذیری، بیخوابی یا تغییر در الگوهای خواب، تهوع صبحگاهی، تغییرات در اشتها و نوسانات خلق و خوی است. همچنین، زنان مبتلا به افسردگی ممکن است در انجام کارهای روزمره دچار مشکل شوند و احساس لذت و اشتیاق را از دست بدهند و نسبت به انتقادات دیگران حساستر شوند.
اگرچه این علائم ممکن است در دوران زایمان شایع باشند، اما در صورتی که این علائم ادامهدار باشند یا با علائم جدیتری مانند حملات پانیک یا افکار نگرانکننده (مانند تمایل به آسیب زدن به خود یا دیگران) همراه باشند، مراجعه به متخصص روانشناسی ضروری است.
کی باید به متخصص مراجعه کرد؟
معمولاً مشکلات سلامت روان در دوران بارداری و پس از زایمان نادیده گرفته میشوند و بدون درمان باقی میمانند، چه به دلیل عدم جدی گرفتن این مشکلات و چه به دلیل ترس از انگ اجتماعی مرتبط با درخواست کمک از متخصصان روانشناسی. اما نادیده گرفتن این مشکلات میتواند تأثیرات عمیق و بلندمدتی بر روی زن، خانوادهاش و همچنین بر رشد عاطفی، اجتماعی و شناختی کودکان داشته باشد.
مشاوره با متخصص روانشناسی به شما کمک میکند تا شرایطی را که ممکن است نیاز به مداخله پزشکی داشته باشند یا به عواقب بلندمدت بر سلامت روان شما منجر شوند، شناسایی کنید. برخی از اختلالات شایع که نیاز به درمان فوری دارند، شامل موارد زیر است:
-
افسردگی پس از زایمان: افسردگی پس از زایمان یکی از اختلالات بسیار رایج است و تحقیقات نشان میدهد که یک نفر از هر پنج زن ممکن است از این وضعیت رنج ببرد. علائم آن شامل:
- احساس خشم و تحریکپذیری
- عدم علاقه به کودک
- اختلالات خواب و اشتها
- گریه و احساس غم
- احساس گناه یا ناامیدی
- از دست دادن علاقه یا لذت از فعالیتهایی که قبلاً از آنها لذت میبردید
- افکار احتمالی درباره آسیب زدن به کودک یا خودتان
-
اضطراب در دوران بارداری یا پس از زایمان: تحقیقات نشان میدهد که یک نفر از هر پنج زن ممکن است در دوران بارداری یا پس از زایمان دچار اضطراب یا اضطراب همراه با افسردگی شود. علائم شامل:
- اضطراب مداوم
- احساس اینکه چیزی بد خواهد شد
- تفکر بیش از حد
- اختلالات خواب و اشتها
- نیاز مداوم به حرکت و عدم توانایی در آرامش
- علائم جسمی مانند سرگیجه، گرگرفتگی، اسهال و تهوع
- احساس خشم و تحریکپذیری

افسردگی بارداری و پس از زایمان: علل، علائم و زمان مراجعه به متخصص
برخی زنان همچنین ممکن است دچار حملات پانیک مکرر شوند که علائم آن شامل تنگی نفس، درد قفسه سینه، ترس از مکانهای بسته، سرگیجه، تپش قلب و بیحسی یا سوزن سوزن شدن در اندامها است. این حملات معمولاً پس از 5-7 دقیقه آرام میشوند.
- اختلال وسواس فکری-عملی (OCD): این اختلال در دوران بارداری یا پس از زایمان با افکار مداوم و ناخواسته یا هواجس ترسناک همراه است و فرد تمایل شدید و غیرمنطقی به انجام کارهای خاص (عملکردهای اجباری) دارد. این هواجس و عملکردهای اجباری معمولاً حول سلامت و ایمنی بارداری و/یا کودک متمرکز است.
علائم OCD در دوران بارداری ممکن است شامل:
- هواجس یا افکار مزاحم که معمولاً با کودک مرتبط هستند
- انجام کارهای خاص به طور مکرر برای کاهش ترسها و هواجس، مانند نیاز به تمیز کردن مداوم یا بررسی چندباره یک چیز
- احساس ترس از این افکار
- ترس از تنها ماندن با نوزاد
- محافظت بیش از حد از نوزاد
- اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در دوران زایمان: این اختلال ناشی از تجربهای دردناک یا ناامیدکننده در دوران بارداری، زایمان یا پس از زایمان است. این آسیبها میتوانند شامل عوارض بارداری، افت بند ناف، زایمان سزارینی که برنامهریزی نشده، یا انتقال نوزاد به واحد مراقبت ویژه نوزادان باشد.
علائم PTSD در دوران زایمان شامل:
- یادآوریهای دردناک از گذشته (که ممکن است در این مورد زایمان باشد)
- کابوسها
- اجتناب از یادآوری هر چیزی که به رویداد مربوط میشود، از جمله افکار، احساسات، افراد، مکانها و جزئیات رویداد
- افزایش تحریکپذیری (تحریک، مشکل در خواب، بیداری مفرط، پاسخهای شدید به هر نوع محرک)
- اضطراب و حملات پانیک
- احساس عدم واقعیت و جدایی
- اختلال دوقطبی: تحقیقات نشان میدهد که 50 درصد از زنان مبتلا به اختلال دوقطبی برای اولین بار در دوران پس از زایمان تشخیص داده میشوند. این اختلال شامل دو مرحله است: دورههای پایین و بالا. دوره پایین به طور بالینی افسردگی نامیده میشود و دوره بالا به عنوان شیدایی یا شیدایی خفیف شناخته میشود.
اختلال دوقطبی میتواند مشابه افسردگی شدید یا اضطراب به نظر برسد و شامل علائم زیر باشد:
- دورههای شدید افسردگی و تحریکپذیری
- بهبود خلق و افزایش انرژی بالاتر از حد طبیعی
- سرعت در صحبت کردن
- نیاز کم به خواب
- افراط در تفکر
- مشکل در تمرکز
- اعتماد به نفس بیش از حد و رفتارهای پرخطر
- از دست دادن توانایی قضاوت متوازن
- حواسپرتی آسان
- احساس بزرگنمایی از خود
- توهمات و/یا هذیانها در موارد شدیدتر
زایمان میتواند محرک خاصی برای بروز شیدایی باشد که ممکن است با ظهور افسردگی همراه شود.
- جنون پس از زایمان: جنون پس از زایمان (PPP) یک اختلال جدی است که معمولاً در دو هفته اول پس از زایمان آغاز میشود (اما میتواند تا یک سال پس از زایمان ادامه یابد). این نوع جنون نادر است و تقریباً یک زن از هر هزار زن را تحت تأثیر قرار میدهد.
علائم جنون پس از زایمان شامل:
- توهمات یا افکار عجیب
- هذیان (دیدن یا شنیدن چیزهای غیرموجود)
- احساس ناراحتی شدید
- فعالیت یا انرژی بیش از حد معمول
- افسردگی شدید یا عدم احساس
- کاهش نیاز به خواب یا عدم توانایی در خوابیدن
- پارانویا و شک
- نوسانات سریع خلق و خو
- مشکل در برقراری ارتباط در برخی مواقع
درمان فوری برای زنانی که از این اختلال رنج میبرند، بسیار ضروری است، به ویژه اینکه آنها بیشتر در معرض آسیب رساندن به خود یا دیگران هستند.
چگونه زنان باردار به سلامت روان خود اهمیت دهند؟
حتی در مواردی که نیاز به مداخله متخصص روانشناسی نیست، زنان تحت فشارهای زیادی قرار میگیرند که بر سلامت روان آنها تأثیر میگذارد و نیاز به مراقبت از خود دارند تا تعادل عاطفی و ذهنی خود را حفظ کنند. این شامل موارد زیر است:
-
تخصیص زمان برای استراحت و آرامش: بارهای بارداری و مادری نباید شما را از اهمیت مراقبت از خود غافل کند. سعی کنید زمانی را برای انجام فعالیتی که به شما کمک میکند آرامش پیدا کنید و انرژی خود را تجدید کنید، اختصاص دهید. این میتواند فعالیتی ساده مانند پیادهروی، شنا، صحبت با یک دوست یا انجام یک سرگرمی مورد علاقه باشد. به خواب و استراحت اهمیت دهید، زیرا برای شما و کودکتان ضروری است که خواب کافی در شب داشته باشید و در صورت نیاز در طول روز چرت بزنید.
-
پیروی از یک رژیم غذایی سالم: پیروی از یک رژیم غذایی سالم و متوازن در دوران بارداری بسیار مهم است. تغذیه مناسب نه تنها برای رشد سالم جنین ضروری است، بلکه همچنین پایهگذار سلامت روان خوب است.
-
به اشتراک گذاشتن تجربیات مادری: ممکن است پیوستن به گروهها یا فضاهایی که مادران جدید در آنها جمع میشوند و تجربیات و چالشهای خود را در مورد بارداری یا کودک پس از زایمان به اشتراک میگذارند، مفید باشد. این مشارکت به بهبود وضعیت روانی شما و دریافت حمایت کافی از زنان دیگر کمک میکند.
-
برقراری ارتباط با خانواده و جامعه: ضروری است که زمانی را برای ارتباط با خانواده و دوستان اختصاص دهید تا از حمایت روانی برخوردار شوید و تمام وقت خود را صرف برآورده کردن نیازهای کودک نکنید.
-
ورزش و فعالیت بدنی: مراقبت از خود ممکن است شامل تخصیص زمان برای ورزش منظم باشد، حتی اگر این فقط به معنای خروج از خانه برای یک پیادهروی سریع یا انجام برخی تمرینات در خانه باشد. فواید آن تنها به جنبه جسمی محدود نمیشود، بلکه به جنبه روانی نیز تسری مییابد.