اختلال احتکار (HD)، که در DSM-5 در زیر دسته اختلالات وسواسی-اجباری و مرتبط (OCRDs) طبقه بندی شده است، به دلیل ارتباط آن با افزایش خودکشی توجه قابل توجهی را به خود جلب کرده است. در اینجا، ما رابطه بین HD و رفتارهای خودکشی را با استفاده از متاآنالیز اخیر توسط Pellegrini و همکاران بررسی می کنیم. (2021). یک متاآنالیز می تواند نتایج قوی تری نسبت به یک مطالعه منفرد ایجاد کند، زیرا شامل موضوعات بیشتر و نتایج انباشته شده است. پلگرینی و همکاران بینشهای مهمی را در مورد شیوع و عوامل خطر مرتبط با خودکشی در بیماران مبتلا به HD نشان داد، و بر نیاز به ارزیابی ریسک خودکشی و استراتژیهای مداخلهای متناسب با این جمعیت تأکید کرد.
شیوع خودکشی در اختلال احتکار
یک احتکار کننده متفاوت که به خودکشی فکر می کند
منبع: CHATGPT / OpenAI
متاآنالیز پلگرینی و همکاران (2021) به طور سیستماتیک شیوع تلاش ها و افکار خودکشی را در OCRD های مختلف از جمله HD بررسی کرد. یافتهها نشان میدهد که افراد مبتلا به HD شیوع قابلتوجهی در طول عمر خود از خودکشی نشان میدهند (24.1%)، نرخی که بهطور قابلتوجهی بیشتر از افراد بدون این اختلال و نرخ تقریبی دیدهشده در برخی دیگر از OCRDs است. بعلاوه، شیوع افکار خودکشی فعلی و مادام العمر در افراد مبتلا به HD به ترتیب 18.4% و 38.3% برآورد شد. این ارقام نشان می دهد که تقریباً یک نفر از هر چهار فرد مبتلا به HD ممکن است در مقطعی از زندگی خود اقدام به خودکشی کند، که نشان دهنده بار روانی شدید مرتبط با این اختلال است.
عوامل موثر در افزایش خطر خودکشی در اختلال احتکار
عوامل متعددی ممکن است در افزایش خودکشی مشاهده شده در افراد مبتلا به HD نقش داشته باشند. به گفته پلگرینی و همکاران. (2021)، پیشرفت تحصیلی ضعیف به عنوان یک عامل مهم مرتبط با افزایش نرخ اقدام به خودکشی در بیماران مبتلا به HD ظاهر شد. این یافته با تحقیقات گستردهتری همخوانی دارد که نشان میدهد پیشرفت تحصیلی پایین اغلب با پیامدهای نامطلوب سلامتی، از جمله مسائل مربوط به سلامت روان و خودکشی مرتبط است. نویسندگان همچنین تاکید کردند که HD غالباً با سایر شرایط روانپزشکی، مانند اختلال افسردگی اساسی و اختلالات اضطرابی، که عوامل خطر ثابت شده برای خودکشی هستند، همراه است.
علاوه بر این، ماهیت مزمن و تدریجی اختلال HD ممکن است به افکار و رفتارهای خودکشی کمک کند. HD اغلب منجر به اختلال عملکردی قابل توجه، انزوای اجتماعی و وخامت کیفیت زندگی می شود که می تواند احساس ناامیدی و ناامیدی را تشدید کند، پیش سازهای رایج افکار و تلاش های خودکشی. پریشانی ناشی از بهم ریختگی و ناتوانی در دور انداختن اقلام، همراه با از دست دادن کنترل بر محیط، ممکن است این بار روانی را تشدید کند و خطر خودکشی را افزایش دهد.
مقایسه با سایر OCRD ها
در حالی که شیوع اقدام به خودکشی در HD نگران کننده است، اما کمتر از آنچه در اختلال بدشکلی بدن (BDD) مشاهده می شود، اختلال دیگری در دسته OCRD باقی می ماند. پلگرینی و همکاران (2021) نرخ اقدام به خودکشی مادام العمر را در افراد مبتلا به BDD 35.2 درصد گزارش کرد که به طور قابل توجهی بالاتر از نرخ یافت شده در HD بود. این اختلاف را می توان تا حدی به مکانیسم های آسیب شناختی روانی مختلف زیربنایی این اختلالات نسبت داد. BDD با مشغله شدید با نقص های فیزیکی درک شده مشخص می شود که اغلب منجر به پریشانی شدید، کناره گیری اجتماعی و رفتارهای تکانشی مانند سوء مصرف مواد می شود که می تواند خطر خودکشی را افزایش دهد. در مقابل، اکتساب اجباری و دشواری در دور انداختن اموال که در HD دیده میشود ممکن است کمتر مستقیماً با تکانشگری مرتبط باشد، اما بیشتر با پریشانی روانشناختی مزمن و شرایط روانپزشکی همراه است.
نرخ پایینتر خودکشی در HD در مقایسه با BDD و سایر OCRDs مانند OCD (اختلال وسواس فکری-اجباری) و اختلالات نظافت نیز ممکن است منعکسکننده ویژگیهای منحصربهفرد شناختی و رفتاری HD باشد. برخلاف OCD، که در آن وسواسهای مزاحم و آزاردهنده اغلب باعث اجبار میشوند، رفتارهای HD ممکن است بهرغم تأثیر طولانیمدت آنها بر رفاه، توسط فرد بهعنوان تهدیدکننده کمتری در نظر گرفته شود. این تفاوت ممکن است شیوع نسبتاً کمتر – اما همچنان قابل توجه – رفتارهای خودکشی در HD را توضیح دهد.
مفاهیم و توصیه های بالینی
یافته های متاآنالیز پلگرینی و همکاران (2021) نیاز به آگاهی بیشتر و مداخلات هدفمند برای خودکشی را در میان بیماران مبتلا به HD برجسته می کند. با توجه به شیوع نسبتاً بالای رفتارهای خودکشی در این جمعیت، پزشکان باید ارزیابیهای معمول خطر خودکشی را در مراقبتهای استاندارد از افراد مبتلا به HD بگنجانند. این ارزیابیها باید نه تنها علائم مستقیم HD، بلکه شرایط روانپزشکی همراه، مانند افسردگی و اضطراب را نیز در نظر بگیرند که میتوانند خطر خودکشی را تشدید کنند.
علاوه بر این، این مطالعه نشان میدهد که پرداختن به عوامل اجتماعی-دموگرافیک مانند پیشرفت تحصیلی ضعیف و انزوای اجتماعی ممکن است اجزای حیاتی یک رویکرد جامع برای مدیریت خودکشی در HD باشد. مداخلات با هدف بهبود شبکههای حمایت اجتماعی و دسترسی به فرصتهای آموزشی یا حرفهای میتواند برخی از عوامل خطر مرتبط با خودکشی را در این زمینه کاهش دهد.
علاوه بر مداخلات روانی اجتماعی، درمان دارویی افسردگی یا اختلالات اضطرابی همراه نیز ممکن است برای کاهش خطر خودکشی ضروری باشد. درمان شناختی-رفتاری (CBT)، به ویژه CBT مخصوص احتکار، در کاهش علائم احتکار و پریشانی مرتبط با آن نویدبخش بوده است. ترکیب ماژول هایی که به طور مستقیم به خودکشی می پردازند، مانند برنامه ریزی ایمنی و استراتژی های مقابله، می تواند اثربخشی این درمان ها را بیشتر کند.
نتیجه گیری
متاآنالیز توسط پلگرینی و همکاران. (2021) شواهد قانع کننده ای ارائه می دهد که خودکشی یک نگرانی مهم در بیماران مبتلا به اختلال احتکار است. میزان شیوع تلاشها و افکار خودکشی در طول زندگی بار روانی شدید مرتبط با HD و نیاز به ارزیابی و استراتژیهای مداخله مناسب را برجسته میکند. پزشکان باید در شناسایی و رسیدگی به عوامل خطر خودکشی در این جمعیت، از جمله شرایط روانپزشکی همراه، پیشرفت تحصیلی ضعیف و انزوای اجتماعی، هوشیار باشند. با اتخاذ یک رویکرد چند وجهی برای درمان که شامل راهبردهای روانی اجتماعی و دارویی است، ممکن است بتوان خطر خودکشی را کاهش داد و کیفیت کلی زندگی افراد مبتلا به HD را بهبود بخشید.
اگر شما یا کسی که دوستش دارید به خودکشی فکر میکنید، فوراً به دنبال کمک باشید. برای کمک 24/7 برای خط ملی پیشگیری از خودکشی، 988 را شماره گیری کنید، یا با ارسال پیامک به TALK به 741741 با خط متن بحران تماس بگیرید. برای یافتن یک درمانگر در نزدیکی خود، به دایرکتوری درمان روانشناسی امروز مراجعه کنید.