به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، جواد آل حبیب- اختلالات روانی اغلب در خانوادهها به صورت ارثی منتقل میشوند. یک مطالعه جدید در دانمارک بررسی کرده است که داشتن اعضای خانواده مبتلا چگونه ریسک ابتلا به این اختلالات را افزایش میدهد.
افرادی که خویشاوندان مبتلا دارند، خطر بیشتری برای ابتلا به اختلالات روانی دارند. با این حال، بیشترین تعداد بیماران کسانی هستند که هیچ سابقه خانوادگی ندارند.
اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب از بیماریهای رایجی هستند که میلیونها نفر در ایالات متحده را تحت تأثیر قرار میدهند. نکته مهم این است که همه افراد ریسک یکسانی برای ابتلا به این اختلالات ندارند. یکی از عوامل شناختهشده خطر، داشتن یک یا چند عضو خانواده است که از اختلالات روانی رنج میبرند. برای مثال، وقتی هر دو والدین مبتلا به افسردگی باشند، احتمال تشخیص افسردگی در فرزند نیز افزایش مییابد.
یک مطالعه جدید درباره ریسک خانوادگی ابتلا به اختلالات روانی
یک مطالعه بزرگ مقیاس در دانمارک به این سوال پرداخته است که چگونه ریسک ابتلا به اختلال روانی در افرادی که اعضای خانوادهشان به همان اختلال مبتلا هستند، نسبت به کسانی که هیچ سابقهای در خانوادهشان ندارند، متفاوت است (پدرسن و همکاران، ۲۰۲۵). این مطالعه که در مجله The Lancet Psychiatry منتشر شده، به سرپرستی پروفسور کارستن بکر پدرسن از مرکز ملی تحقیقات ثبت دادهها در دانشگاه آرهوس دانمارک انجام شده است. تیم تحقیقاتی دادههای یک مطالعه کوهورت پیشرو (prospective cohort study) را مورد بررسی قرار داد. در این نوع مطالعه روانشناسی بالینی، پژوهشگران گروهی از افراد را برای مدت طولانی دنبال میکنند تا ببینند چه کسانی به بیماری مبتلا میشوند و چه عواملی بر شروع اختلال تأثیر دارند. دادههای این مطالعه طی ۵۰ سال، از ۱۹۷۰ تا ۲۰۲۱ جمعآوری شده است. دانشمندان از دادههای ثبت جمعیت دانمارک استفاده کردند تا اطلاعات مربوط به اختلالات روانی میان اعضای خانواده را پیوند دهند. اختلالات روانی مورد بررسی شامل افسردگی، انواع اعتیاد، اسکیزوفرنی، اختلال اسکیزوافکتیو، اختلالات خلقی، اختلال دوقطبی، اختلال شخصیت، اختلال شخصیت مرزی و اختلال شخصیت ضداجتماعی بودند. در مجموع، دادههای بیش از ۳ میلیون نفر تحلیل شد که باعث اعتبار و اطمینان بالای این آمار شده است.
نتایج مطالعه چه بود؟
به طور کلی، دانشمندان توانستند یافتههای مطالعات قبلی را تایید کنند: افرادی که خویشاوندانی مبتلا به اختلال روانی دارند، نسبت به کسانی که هیچ فرد مبتلایی در خانوادهشان نیست، شانس بیشتری برای ابتلا به همان اختلال دارند. همچنین، هرچه نسبت فامیلی نزدیکتر باشد، ریسک بیشتر است. برای مثال، ریسک ابتلا به افسردگی در افرادی که خویشاوند نزدیک مبتلا دارند حدود ۱۵٪ بود، در حالی که برای کسانی که خویشاوند دور مبتلا داشتند ۱۳.۵٪ و برای کسانی که هیچ خویشاوند مبتلا نداشتند تنها حدود ۵٪ بود.
محققان کشف مهم دیگری هم کردند: در حالی که ریسک ابتلا به اختلال در افراد دارای خویشاوند مبتلا بیشتر بود، اکثریت افرادی که به اختلال مبتلا شدند، هیچ خویشاوند مبتلایی نداشتند. نسبت موارد غیر خانوادگی بین ۵۳٪ برای اعتیاد (۴۷٪ موارد خانوادگی) تا ۹۶٪ برای اختلال اسکیزوافکتیو (تنها ۴٪ موارد خانوادگی) متغیر بود. برای افسردگی، میزان موارد غیر خانوادگی ۶۰٪ بود. دلیل این موضوع این است که نسبت به جمعیت عمومی، اکثر اختلالات نسبتاً نادر هستند. در حالی که افراد بدون خویشاوند مبتلا ریسک کمتری دارند، اما تعداد آنها بسیار بیشتر از افراد با خویشاوند مبتلا است. بنابراین، حتی با ریسک کمتر، اندازه بزرگتر این گروه باعث میشود درصد بالایی از موارد به صورت غیر خانوادگی رخ دهند.
بیشتر اختلالات روانی افراد بدون ریسک خانوادگی را تحت تأثیر قرار میدهند
بنابراین، پیام مهم این مطالعه این است که اگرچه افراد با خویشاوندان مبتلا ریسک بالاتری برای ابتلا دارند، اما درصد کلی بیماران بدون ریسک خانوادگی بیشتر است. این نکته باید توسط رواندرمانگران، پزشکان و دیگر متخصصان حوزه سلامت در نظر گرفته شود.
پایان/*
.