21:52 - 2025/04/10

آیا در معرض خطر ایجاد احساسات برای چت بابات خود هستید؟

[ad_1] تصور کنید ذهن انسان ، هزارتوی تعصبات و اکتشافی ها ، اکنون با یک اطلاعاتی که برای تقلید از فرآیندهای خود طراحی شده است ، روبرو می شوید. هنگامی که یک دستیار مجازی با استحکام غیرقانونی پاسخ می دهد ، آیا تلاش ذاتی ما برای شناخت اجتماعی...

آیا در معرض خطر ایجاد احساسات برای چت بابات خود هستید؟

[ad_1]

تصور کنید ذهن انسان ، هزارتوی تعصبات و اکتشافی ها ، اکنون با یک اطلاعاتی که برای تقلید از فرآیندهای خود طراحی شده است ، روبرو می شوید. هنگامی که یک دستیار مجازی با استحکام غیرقانونی پاسخ می دهد ، آیا تلاش ذاتی ما برای شناخت اجتماعی ما را وادار می کند تا آگاهی را ببینیم که در آن وجود ندارد؟ عمل انسان شناسی هوش مصنوعی یک لنز جذاب را ارائه می دهد که از طریق آن می توان نیاز اساسی ما به ارتباط و گرایش ناشایست ما به هدف گیری پروژه را بررسی کرد. این تعامل یک مرز جدید برای درک مرزهای درک اجتماعی انسان و پیامدهای بالقوه شناختی در تار شدن آن خطوط را نشان می دهد.

این اکتشاف با توجه به پیامدهای آن برای تعامل انسان و رایانه ، توسعه اعتماد و درک در حال تحول ما از هوش مصنوعی و طبیعی ، به زیربنای روانشناختی انسان شناسی در زمینه هوش مصنوعی پیشرفته فرو می رود.

درک انسان شناسی AI

انسان شناسی چیز جدیدی نیست-این یک پدیده روانشناختی است که در آن انسان خصوصیات انسانی مانند را به موجودات غیر انسانی اختصاص می دهد. از نامگذاری خودروها گرفته تا تصور حیوانات خانگی احساسات انسانی ، این یک میانبر شناختی برای ایجاد حس جهان است. در حال حاضر در سال 1976 ، هنگامی که الیزا ، یکی از اولین Chatbots ، آزاد شد ، خالق انسانی آن ، Josef Weizenbaum ، تمایل خود را برای ارتباط عاطفی با ربات به اشتراک گذاشت. در سال 2017 ، هنگامی که Alphazero ، یک برنامه هوش مصنوعی ، موتورهای شطرنج جهانی را شکست داد ، سبک بازی آن به صورت انسانی به عنوان “شهودی” و “عاشقانه” توصیف می شد ، و این بدان معنی بود که این سیستم دارای اهداف و احساسات مشابه بازیکنان انسانی است.

هوش مصنوعی تولید کننده این گرایش را تحریک و تشدید می کند زیرا سیستمهایی مانند چتپپ یا دستیاران مجازی مانند سیری پاسخ هایی را تولید می کنند که به طرز فریبنده ای در تقلید از زبان انسانی و صدای بلند اجرا می شوند. یک بخش از مشکل این است که چنین قاب بندی ظرفیت های هوش مصنوعی را اغراق می کند و باعث می شود هوش و درک آن را بیش از حد ارزیابی کنیم ، که باعث اعتماد به اعتماد می شود.

خطرات انسان شناسی AI

  • انتظارات کاذب: انسان شناسی AI می تواند مردم را به این نتیجه برساند که سیستم های AI دارای خصوصیاتی هستند که از آنها برخوردار نیستند ، مانند همدلی ، قضاوت اخلاقی یا خلاقیت. به طور فزاینده ، افراد پاسخ از چتپپ را نسبت به افراد انسان ، به عنوان مثال ، در درمان با هوش مصنوعی ، همدلی می کنند. به یاد داشته باشید که همدلی نیاز به درک عاطفی و شناختی دارد – چیزی که مجموعه ای از الگوریتم ها ، هر چقدر هم که پیچیده باشند ، نمی توانند به دست آورند.
  • وابستگی عاطفی: هنگامی که ما AI را انسان شناسی می کنیم ، شیب لغزنده دلبستگی عاطفی به سیستمهایی را که با آنها تعامل داریم قدم می زنیم. این می تواند احساس اعتماد به نفس ایجاد کند و به تدریج ما را به سمت تعامل چالش برانگیز تر انسان سوق دهد. در برخی موارد شدید ، همانطور که در مورد چت بابات مشاهده می شود ، کاربران با سیستم های هوش مصنوعی مکالمه های عمیقاً عاطفی انجام داده اند و منجر به نتیجه گیری های گمراه کننده می شوند ، گاهی اوقات با نتایج غم انگیز ، مانند مورد مردی که به دلیل مشاوره عاطفی به یک چت بابات اعتماد کرده است و بعداً بر اساس پیشنهاداتی از هوش مصنوعی که وی سؤال نمی کند ، گرفت.
  • درک تحریف شده از هوش مصنوعی: AI anthropomorphizing خطوط بین آنچه AI در واقع انجام می دهد – با رعایت الگوریتم های رمزگذاری شده – و آنچه که درک می شود انجام می شود – فکر می کند ، احساس و درک می کند. این یک شیب لغزنده از استفاده از هوش مصنوعی به اتکا به آن است. هرچه دستیاران هوش مصنوعی ما بهتر عمل کنند و شلوغ تر باشند ، خطر سقوط طعمه در اینرسی شناختی نیز بیشتر خواهد بود. آگاهی از آن تله اولین قدم به سوی محافظت فعال از عبور از آستانه اعتماد کور است ، جایی که ما از ارزیابی انتقادی محدودیت های دستیاران مصنوعی خود خودداری می کنیم.
  • زبانی که انسان شناسی را تشویق می کند: اگرچه ممکن است از نظر فکری بدانیم که ابزار هوش مصنوعی یک موجود مصنوعی است ، هرچه بیشتر از این موضوع به عنوان یک موضوع یاد می کنیم ، به عنوان او به عنوان/او ، این ادراک بیشتر در ذهن ناخودآگاه ما ریشه می گیرد. با توصیف هوش مصنوعی به عنوان “تفکر” یا “درک” ، ما نمی توانیم از عدم آگاهی واقعی و خطرات مرتبط با استقرار آن در مناطق حساس مانند آموزش ، مراقبت های بهداشتی یا قانون قدردانی کنیم.

حفظ آژانس در دنیای آلوده به هوش مصنوعی

برای حرکت در حضور فزاینده هوش مصنوعی در زندگی ما بدون اینکه در دام انسان شناسی قرار بگیریم ، در اینجا چهار راه آماده سازی عملی برای تغییر تعامل شما با AI با A-Frame وجود دارد:

  1. آگاهی از قابلیت ها و محدودیت های هوش مصنوعی: درک کنید که سیستم های هوش مصنوعی ، مهم نیست که بر اساس الگوریتم های از پیش تعریف شده ، پیشرفت کنند و فاقد احساسات واقعی انسانی ، همدلی یا قضاوت اخلاقی باشند. تمایز بین آنچه به نظر می رسد AI انجام می دهد و آنچه در واقع انجام می دهد هوشیاری ما از محدودیت ها را تیز می کند ، از این رو زمینه را برای تصمیمات آگاهانه تعیین می کند.
  2. قدردانی از دلبستگی های انسانی: در حالی که سیستم های هوش مصنوعی ممکن است تعامل مانند انسان را ارائه دهند ، آنها جایگزین روابط انسانی نمی شوند. با هوش مصنوعی به عنوان ابزاری رفتار کنید ، نه یک همراه ، و دوستان ، خانواده و همکاران خود را که جادو و مهربانی را به زندگی شما می آورند ، ارزیابی کنید.
  3. پذیرش محدودیت ها قبل از اتکا به تصمیمات مهم – خواه به حوزه های حرفه ای یا خصوصی شما مربوط شود – دقت آن را ارزیابی کنید. ما در تعامل خود با مردم محتاط هستیم. به همین ترتیب ، ما باید به طور انتقادی از هر نوع موجودی که یک موجود در AI ارائه می دهد ، زیر سوال ببریم. در واقع ، به ما توصیه می شود که از احتیاط مضاعف استفاده کنیم زیرا اگرچه ممکن است فرض کنیم که هوش مصنوعی تفاوت های ظریف زندگی و روابط انسان را درک می کند ، اما به سادگی داده ها را پردازش می کند.
  4. مسئولیت پذیری برای نتایج هرچه از تعامل ما با هوش مصنوعی ناشی شود ، در نهایت مسئولیت ماست. بنابراین ، پرورش سواد مضاعف مهم است. ما باید به دنبال ایجاد دانش ترکیبی خود باشیم ، و درک عملکرد فنی هوش مصنوعی و تأثیر اجتماعی آن را با درک کاملی از هوش طبیعی خودمان ، از جمله مغز و بدن ترکیب کنیم. دستیابی به این نوع درک جامع ، امن ترین راه برای توانمندسازی در یک محیط اشباع شده با هوش مصنوعی است ، جایی که به طرز فریبنده ای آسان تر به تفویض بیشتر به همیشه در دسترس ، همیشه صبور و به ظاهر همیشه دوستانه و درک همراهان هوش مصنوعی است.

هوش مصنوعی مفید است. این همان است ، و ما باید آن را ترک کنیم بدون اینکه بخواهیم آن را به عنوان استراتژیک یا باهوش ، مهربان یا خردمندانه قاب کنیم.

حتی اصطلاح “هوش” مصنوعی یک سوء رفتار است که موازی با توانایی طبیعی ما برای استدلال است. هر یک از ما وظیفه داریم به طور سیستماتیک طرز فکر از فاصله عمدی را تغییر دهیم. ما هر روز صدها انتخاب انجام می دهیم و آنها را به عنوان حق انسانی خود می سازیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان