چند رئیس جمهور پیش ، من از دخالت ایالات متحده در جنگ کاملاً ناراحت شدم. من در مقاله محلی خواندم که رئیس جمهور به گواتمالا رفته است و وی را برای بازدید از یک سایت باستان شناسی باستان مایا گرفته شده است. طبق مقاله ، طبق این مقاله ، مایا شمن پاکسازی پرانرژی یا تصفیه سایت را انجام داده بود.
من فکر کردم این یک روش قابل توجه برای ابراز نارضایتی و مخالفت و احترام به زندگی اجداد مایا است. این کار از نظر معنوی ، بی سر و صدا ، بدون فن و بدون هیچ گونه تجاوز انجام شد.
به طور تصادفی ، من و همسرم – هر دو روزنامه نگار بین المللی مسافرتی ایالات متحده – در حال سفر به گواتمالا بودیم. برنامه اصلی برنامه ریزی شده بود و برخی از شگفتی های باستان شناسی مایا از گذشته و همچنین فرصت هایی برای دیدار و خرید از بافندگان ، هنرمندان و صنعتگران مایا در بازارها ، رویدادها و روستاهای آنها بود. ما برای شرکت کنندگان در تور روشن کردیم که در صورت تحقق فرصت های جدید ، در برنامه سفر وجود خواهد داشت.
من تصمیم گرفتم که ممکن است رفتن به سایت باستان شناسی ذکر شده در مقاله روزنامه بسیار جالب باشد ، و سعی می کنم شمن محلی را پیدا کنم تا به او بگوییم که چگونه حرکت مراسم تصفیه خود به نظر می رسد و چقدر الهام گرفته است به عنوان راهی برای ابراز نارضایتی و نیاز به محافظت از آنچه مقدس یا مهم برای ما است.
هنگامی که ما برای اولین بار با مردمی در تور در گواتمالا آشنا شدیم ، به نظر می رسید که آنها با ذهنیت آزاد ، صمیمانه و هیجان زده از بازدید از کشور هیجان زده می شوند. وقتی از من پرسیدم که آنها در مورد پیدا کردن شمن چه احساسی خواهند داشت ، همه آنها موافقت کردند. یکی از این زنان گفت: “سفر راهی برای گسترش آگاهی ما ، یادگیری چیزهای جدید ، اضافه کردن شادی و تعادل به زندگی ما است.” وی افزود: “مرا بشمارید ، و دیگران موافقت کردند.
دو روز بعد ، به سایت باستان شناسی رسیدیم. ما فقط دو یا سه گردشگر را دیدیم ، اما در انتهای سایت ، یک شمن در Regalia سنتی وجود داشت که یک آیین را انجام می داد. ما بی سر و صدا ایستادیم و او را تماشا کردیم ، مجذوب تمرکز و تمرکز شدید او بر آنچه او انجام می داد. دود از یک مشعل بخور که او روشن کرده بود ، در حالی که او در اطراف یک منطقه تشریفاتی حرکت می کرد ، آواز می خواند یا به زبان مایا می خواند و دود را مسخره می کرد.
هیچکدام از ما حتی در یک زمزمه صحبت نکردیم ، اما بعداً فهمیدم که همه منتقل شده اند ، و برخی گفتند که آنها احساس اشتیاق به داشتن آیین های معنی دار در زندگی خودمان می کنند.
مراسم شمنینگ مدتی ادامه یافت – مطمئناً بیش از یک ساعت – و هنگامی که او تمام شد ، شمن آمد تا با ما صحبت کند. او توضیح داد که او “پیشخوان زمان” است و هر روز چند ساعت را صرف انجام کارهایی می کرد که ما تازه شاهد آن بودیم. تقویم مایا کاملاً پیچیده است و هر روز خواص و ویژگی های خاص خاص خود را دارد که بیشمار است. و هر روز ، او آنها را برای آن روز خاص تلاوت می کند و شمارش می کند یا شمارش می کند.
ما از او تشکر کردیم که کار مهم خود را برای ما توضیح داد ، و من گفتم که ما به او گفتیم که پس از بازدید رئیس جمهور آمریكا كه ما را درگیر جنگ غم انگیز و غیر ضروری می كرد ، از مراسم تصفیه وی تحت تأثیر قرار گرفتیم.
او گفت: “من آن شمن نیستم ، و من آنچه را که شمن انجام داد تأیید نمی کنم.”
ما مطمئناً انتظار نداشتیم و منتظر توضیح او بودیم.
وی به ما گفت: “هر یک از ما سرنوشت داریم.” “و این سرنوشت رئیس جمهور شما بود که وارد آن جنگ شود.
از زمان برخورد ، سخنان شمن هرگز از زندگی روزمره من دور نبود. من همیشه اعتقاد داشته ام که خودمان هستیم و بر اساس احساسات ، اخلاق ، اخلاق و هنجارهای فرهنگی تصمیم گیری می کنیم. اما اگر تفکر من در فرهنگ من چیزی نسبتاً عادی باشد ، اما افراد دیگر و فرهنگ های دیگر به همین صورت احساس نمی کردند؟
چه می شود اگر ، همانطور که شمن پیشنهاد کرد ، ما فقط همه سرنوشت خود را تحقق می بخشیم ، حتی اگر رفتارهای ما قابل درک ، شرم آور یا خطرناک باشد؟
همانطور که زن گروه ما گفت ، “سفر راهی برای گسترش آگاهی ما ، یادگیری چیزهای جدید ، اضافه کردن شادی و تعادل به زندگی ما است.”