19:15 - 2025/02/11

یک انتخاب: روح یا نفس خود را بشکنید؟

[ad_1] در مواقع آشفتگی ، هرج و مرج و از دست دادن ، ما اغلب با یک انتخاب تعیین کننده روبرو می شویم – خواه آن را تحقق بخشیم یا نه: آیا ما اجازه می دهیم روح ما شکسته شود و به ناامیدی بپردازیم؟ یا آیا ما نفس خود را می شکنیم و به روشی گس...

یک انتخاب: روح یا نفس خود را بشکنید؟

[ad_1]

در مواقع آشفتگی ، هرج و مرج و از دست دادن ، ما اغلب با یک انتخاب تعیین کننده روبرو می شویم – خواه آن را تحقق بخشیم یا نه:

  • آیا ما اجازه می دهیم روح ما شکسته شود و به ناامیدی بپردازیم؟
  • یا آیا ما نفس خود را می شکنیم و به روشی گسترده تر برای دیدن خود و جهان باز می شویم؟

برای بسیاری از ما ، این انتخاب آگاه نیست ؛ در زیر سطح اتفاق می افتد و در الگوهای آشنا بازی می کند.

چرخه مبارزه

وقتی با یک چالش بزرگ روبرو می شوم ، غریزه اولیه من اغلب دو برابر این است که به آنچه فکر می کنم می دانم ، آنچه در گذشته کار کرده است یا چه چیزی احساس امنیت می کند ، می پردازم.

وقتی این کار نمی کند ، من تحقیق می کنم ، به دنبال مشاوره و اصلاح رویکرد خود هستم ، به این امید که تلاش بیشتر یا استراتژی بهتر مشکل را برطرف کند.

اگر این مبارزه ادامه یابد ، ناامیدی وارد می شود. من خودم یا دیگران را سرزنش می کنم ، منتظر کسی یا چیزی برای رفع اوضاع هستم.

هنگامی که همه چیز دیگر شکست خورد ، آسان است که ناامید شوید ، انتخاب های مخرب را انتخاب کنید یا خودم را به قربانی یا خودپردازی استعفا دهم.

یافتن آرد سوخاری ها

آنچه من آموخته ام این است که تکرار همان استراتژی ها در مواجهه با چالش های عمیق در نهایت شکست می خورد. اما در پایین ترین لحظات من ، وقتی در لبه شکستن روح خود قرار گرفتم ، توانستم مکث کنم – فقط به اندازه کافی طولانی برای دیدن راهی متفاوت.

آرد سوخاری های منتهی به گودال اغلب به یک حقیقت ساده و ساده می رسند: در این لحظه برای من چه چیزی مهمترین است؟

  • آزادی من
  • روابط من
  • صداقت من
  • ظرفیت من برای مهربانی و دلسوزی
  • تنظیم یک مرز
  • رها کردن قضاوت های سخت در ذهنم

این لحظات وضوح راهی پیش رو نشان می دهد. غالباً ، عواقب من بیشتر از همه ترسیده ام ، مواردی بودند که مرا آزاد کردند – نه به این دلیل که آنها آسان بودند ، بلکه به این دلیل که لازم بودند.

با نگاهی به عقب ، گاهی اوقات این سؤال را مطرح می کردم که آیا انتخاب درستی را انجام داده ام یا خیر. اما زمان بارها به من نشان داده است که وقتی من به جای روح خود ، نفس خود را باز کردم ، درها باز شد. چیزهایی که به شکلی که نمی توانستم پیش بینی کنم ، تراز شده است.

دعوت این لحظه

ما در زمان عدم اطمینان عمیق زندگی می کنیم – برخی آن را پلیسریس می نامند. اما اگر این چالش ها یک دعوت باشد ، چه می شود؟ فرصتی برای باز کردن ، نه تجزیه؟

وقتی اعتقادات و عادتهایی را که ما را کوچک نگه می دارد آزاد می کنیم ، فضایی ایجاد می کنیم تا به تمام نسخه های خودمان تبدیل شویم. و این زمان ها خواستار بزرگترین خود ما هستند.

قسمتهای عمیق تر و عاقل تر ما می خواهند برخیزیم. اکنون زمان آن است که به آنها اجازه دهیم به جلو بروند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان