01:07 - 2025/06/08

کلمه 4 حرفی که روابط بی شماری را از بین می برد

[ad_1] اگر به آن فکر می کنید ، به نظر می رسد که شما کار درستی را انجام می دهید. شاید حتی بتوانید آن را نجیب فکر کنید. منظور من این است که چه چیزی می تواند منطقی تر از این باشد که همه چیز منصفانه باشد؟ اما بعد از 34 سال و تقریباً 42000 ساع...

کلمه 4 حرفی که روابط بی شماری را از بین می برد

[ad_1]

اگر به آن فکر می کنید ، به نظر می رسد که شما کار درستی را انجام می دهید. شاید حتی بتوانید آن را نجیب فکر کنید. منظور من این است که چه چیزی می تواند منطقی تر از این باشد که همه چیز منصفانه باشد؟

اما بعد از 34 سال و تقریباً 42000 ساعت بالینی گوش دادن به مشتری های مشاوره ، می توانم ادعا کنم “عادلانه” کلمه چهار حرفی است که بی سر و صدا روابط را خراب می کند.

لطفا من را بشنوید این به این دلیل نیست که خود انصاف اشتباه است ، بلکه به این دلیل است که احساس عمیقاً ما از آن اغلب ناقص ، سفت و سخت و کاملاً مبتنی بر آنچه ما به عنوان “درست” می دانیم است. ما به خودمان می گوییم ، من می خواهم آنچه عادلانه است ، اما آنچه ما می گوییم این است ، من آنچه را که فکر می کنم شایسته آن هستم را دوست دارم. این تله انصاف است.

انصاف یکی از قدرتمندترین اکتشافی شناختی است – میانبرهای مأموریت ما برای قضاوت درست از اشتباه ، و چه کسی سهم خود را انجام می دهد. این سریع ، شهودی و عاطفی است. با این حال ، مانند بسیاری از اکتشافات ، اغلب ما را گمراه می کند.

مشکل رفلکس انصاف ما

تحقیقات نشان می دهد که قضاوت های انصاف ، مدارهای عاطفی و انگیزشی قوی را فعال می کنند ، به ویژه هنگامی که افراد نابرابری را درک می کنند. علاوه بر این ، برداشت از ناعادلانه به طور قابل اعتماد مناطق عصبی مرتبط با پریشانی ، عصبانیت و پاسخ به مجازات را فعال می کند.

با این حال با توجه به اینکه برداشت های ما توسط چگونگی تجربه منحصر به فرد جهان شکل گرفته است ، انصاف عینی نیست. این مبتنی بر درک شخصی است – چقدر تلاش می کنیم احساس کردن ما در حال قرار دادن هستیم و چقدر فکر می کنیم دیگران پس می دهند.

به من اعتماد کنید ، من این نمایشنامه را در والدین ، ​​زوج ها ، شرایط کاری و مشاغل خانوادگی مشاهده می کنم. جالب اینجاست که “این عادلانه نیست” همچنین یکی از عبارات متداول توسط کودکان واکنشی عاطفی است ، که من در ادامه در آن توضیح می دهم “10 روز به یک کودک کم نظیر“ما به ندرت اقدامات نامرئی مهربانی ، مانند افکار پشت صحنه ، یا تلاش ، انتظارات ناگفته یا ظرفیت های مختلف را به خود اختصاص می دهیم.

نمونه هایی از چگونگی آتش سوزی انصاف در زندگی واقعی

در روابط عاشقانه

به عنوان مثال ، زوجی را که در تمرین خود دیدم ، لیزا و اردن (نام ها برای محافظت از حریم خصوصی خود تغییر دادند). لیزا احساس می کند که انجام می دهد همه چیز– کار عاطفی ، تمیز کردن ، برنامه ریزی اجتماعی. از طرف دیگر ، اردن احساس می کند که روزهای طولانی کار خود و پشتیبانی مالی باید بیشتر باشد. هر دو فکر می کنند که به طور ناعادلانه رفتار می شوند. هر دو احساس کمبود می کنند. و هر دو حفر می شوند.

در محل کار

شخص دیگری تبلیغ می کند. شما فکر می کنید من به همان اندازه سخت کار کردم! اما بدون بینش در کل روند تصمیم گیری ، نقض انصاف به داستانی تبدیل می شود که به خودتان می گویید-و یکی که بی سر و صدا دیدگاه شما را نسبت به تیم ، رئیس و آینده شما مسموم می کند.

در میان دوستان

شما همیشه به آنها دسترسی پیدا می کنید. شما روزهای تولد را به یاد دارید. شما بیشتر می دهید بنابراین ، هنگامی که دوست شما به همان روش تلافی نمی کند ، احساس می کنید که از آن استفاده می شود.

شاید پهنای باند آنها متفاوت باشد. شاید آنها فقط در بحران ها ظاهر شوند ، نه در زندگی روزمره. با این حال ، انصاف به قاب تبدیل می شود و دوستی شروع به شکستن می کند.

یک سوال بهتر از “آیا این عادلانه است؟”

نگه داشتن نمره آسان است. این سخت تر اما سالم تر است که به کنجکاو بودن لاغر شوید. به جای پیش فرض به انصاف ، بپرسید:

  • آیا این برای هر دوی ما کار می کند؟
  • آیا آنچه را که هر شخص به میز می آورد درک و قدردانی می کنیم؟
  • آیا انتظارات من روشن است ، یا فقط سکوت بلند شده است؟

افکار نهایی

انصاف مشکلی نیست – دلبستگی به انصاف که یکی می شود. هنگامی که “آنچه عادلانه است” از ارتباط ، ارتباط یا دلسوزی مهمتر می شود ، در مبدل به یک قاتل رابطه تبدیل می شود.

نکته آخر این است که هرچه محکم تر به انصاف بچسبیم ، در پیمایش پیچیدگی های زندگی واقعی انعطاف پذیر تر می شویم. قدرت روابط واقعی نه در حفظ نمره کامل نهفته است ، بلکه در نشان دادن سخاوتمندانه ، حتی وقتی “ریاضی رابطه” همیشه اضافه نمی شود.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان