نیل پری از DEAD POETS' SOCIETY به دستورات پدرش در مورد اینکه به چه باشگاه هایی خواهد پیوست و چگونه بر آینده او تأثیر خواهند گذاشت گوش می دهد.
منبع: تاچ استون پیکچرز
موضع انتقادی/خشن والدین برای کودکان خوب نیست. این نوع والدین بیش از صد سال است که شخصیت های زخمی را برای هالیوود فراهم کرده اند. چه کسی می خواهد مرد آهنی بدون پیشینه پدر طلبکارش باشد؟ لیزل چه کسی خواهد بود اگر مجبور نبود دزدکی پشت سر کاپیتان فون تراپ بچرخد تا اولین عشقش را تجربه کند؟ چه اتفاقی برای شخصیت نیل پری می افتاد؟ انجمن شاعر مرده اگر پدرش یک بار گوش کرده بود؟ متأسفانه، در زندگی واقعی، شما نمی توانید عواقب این نوع فرزندپروری را در سالن سینما رها کنید.
موضع انتقادی/خشن والدین معمولاً با انضباط سخت و قاعده مند والدین همراه با نگاه انتقادی به کودک مشخص می شود. نقاط ضعف کودک به عنوان نقص و نقاط قوت او به عنوان یک تحقق ساده از آنچه انتظار می رود تلقی می شود. وضعیت والدین سرد است، فاقد درک و قدردانی است و نیاز به اطاعت دارد. به عنوان مثال، در مرد آهنیاحساسات تونی استارک جوان معمولاً بهعنوان معنادار یا شایسته توجه شناخته نمیشد. در انجمن شاعر مرده، پدر نیل پری اطاعت و عملکرد می خواهد. در صدای موسیقی، هر کودکی که انتظارات را برآورده نمی کند جرم است و عواقب شدید و عدم درک عمومی و نادیده گرفتن را در پی دارد.
پیامدهای روانشناختی فرزندپروری انتقادی
قرار دادن جوانان در معرض تندخویی، انتقاد و سردی عواقب روانی جدی دارد. محبت عامل کلیدی در اکثر عملیات روانی است. کودکان به محبت والدین نیاز دارند تا به خودپسندی دامن بزنند، ریسک پذیری را در مورد وظایف مناسب رشد تسهیل کنند و اعتماد به نفس کودک را در مواجهه با ناامیدی و شکست اجتناب ناپذیر بازگردانند. نگاه مثبت والدین نوعی زره عاطفی است که کودک را در برابر آسیب و توهین، چه در خانه و چه در دنیای بزرگتر محافظت می کند. بدون محبت، کودک مبارزه خواهد کرد، زیرا او فاقد مهارت ها و توانایی های بالغ برای تامین نیازهای خود است.
تأثیر منفی فرزندپروری انتقادی/خشن
کودکان به شیوه های مختلف به والدین انتقادی/خشن پاسخ می دهند.
به رشد خودپنداره منفی و عدم اعتماد به نفس کمک می کند.
کودکانی که با آنها به عنوان افراد نالایق رفتار می شود اغلب در نهایت احساس بی لیاقتی می کنند. این خودپنداره منفی می تواند در طول زمان باقی بماند و حتی در مواجهه با بازخورد مثبت دیگران در برابر تغییر مقاوم باشد.
کشیش مور سر دخترش فریاد می زند که اقتدار او را زیر سوال می برد.
منبع: تصاویر پارامونت
توسعه رفتار دستکاری را تشویق می کند.
بسیاری از کودکان در این محیط بر یافتن راه هایی برای برآوردن نیازهای خود تمرکز می کنند، مانند آریل مور، سرکش کشیش مور. دختر به یک معنا، کودک میگوید: «اگر والدینم چیزی را که نیاز دارم به من نمیدهند، پس باید آن را برای خودم تهیه کنم.» دستکاری شدن، یا صرفاً مهارت داشتن در به دست آوردن آنچه کودک نیاز دارد، می تواند سازگاری با یک زندگی خانه بی ثمر باشد.
برای ادامه مثالهای هالیوودی، مورز بزرگ جهان (رد پا) معمولاً فرزندان خود را نالایق یا ناقص می دانند. به عنوان یک والدین، اگر به این باور دارید، معمولاً خود را موظف میدانید که خیلی بیشتر از آنچه باید مداخله کنید و آموزش دهید. ترکیب این دیدگاه ناکارآمد و برخورد با کودک می تواند منجر به بروز رفتارهای دستکاری شود در کودک (در مورد رد پا، دختری که تظاهر به بی نقصی می کند و یواشکی می چرخد تا کاری را که می خواهد انجام دهد).
به توسعه رفتار متوسط و کنترل کننده کمک می کند.
بچه های دیگر می شوند متوسط و کنترل کنندهمانند اندرو کلارک در باشگاه صبحانه، قلدری که زیر رادار پرواز می کند. آنها می توانند سرکش، مخالف، و مشغول اعمال قدرت بر دیگران باشند.
این بی نظمی عاطفی و حتی رفتار پرخاشگرانه را تشویق می کند.
در باشگاه صبحانه، ورزشکار اندرو کلارک، که پدرش او را برای بردن به هر قیمتی تحت فشار قرار میدهد، به دلیل قلدری فیزیکی یک دانشآموز ضعیفتر در رختکن، در بازداشت به سر میبرد.
منبع: یونیورسال پیکچرز
نوع دیگری از کودک به شیوه ای کمتر اجتماعی پاسخ می دهد، مستعد طغیان های عاطفی و/یا پرخاشگر و حتی غیرقانونی می شود، بدون نگرانی زیاد برای پیامدهای منفی.
در همه موارد، کودک کمبود محبت در خانه را با کمبود عاطفی مدیریت کرده است که توسعه راهبردهای مقابله ای نه چندان سالم را تشویق می کند. این استراتژیها در ایجاد روابط سالم اختلال ایجاد میکنند. برخورد انتقادی و تند با خودپسندی تداخل می کند و در نهایت نزدیکی عاطفی به دیگران را دشوار می کند.
میراث والدین سختگیرانه انتقادی بر کودکان بزرگسال
کودکان و بزرگسالانی که محصول یک والدین انتقادی/خشن هستند بسیار متفاوت هستند.
خطر توسعه روابط رضایت بخش.
کودکان بزرگسالی که با انتقاد و تند تربیت می شوند، تمایلی به صمیمیت و محبت ندارند و می توانند مردم را وسیله ای برای رسیدن به هدف ببینند. فقدان بالقوه آنها از همدلی در روابط بین فردی در ایجاد ارتباطات معنادار اختلال ایجاد می کند و ارتباطی را که همیشه به آن نیاز داشته اند از بین می برد.
خطر رفتار دستکاری که در طول زمان ادامه دارد.
برخی از کودکان بزرگتر میشوند که مهارتهای دستکاری پیشرفته خود را برای موفقیت در تجارت و سایر فعالیتهای حرفهای به کار میگیرند و ثروت یا قدرت بزرگی را جمعآوری میکنند. علیرغم اینکه کارمندان و دوستان آنها را دوست ندارند، این افراد به دلیل نفوذ، متقاعد کننده بودن و رهبری پرخاشگرانه معمولاً تحمل می شوند. کارمندان و زیردستان با این ظالمان با دقت رفتار می کنند، زیرا عبور از آنها اغلب منجر به رویارویی های ناخوشایند و نتایج منفی می شود.
پتانسیل ریسک پذیری و رفتار فرار یا تهاجمی.
همه فرزندان والدین خشن و انتقادی به بزرگسالی تبدیل نمیشوند که موقعیت قدرتمندی به دست میآورند و زیردستان را قلدری میکنند، اما با این وجود میتوانند تمایلی به ریسک کردن نشان دهند و آنها را مستعد رفتارهای خطرناک، حتی جنایت یقه سفیدها کند. آنها را می توان به دلیل برقراری روابط ناپایدار و حتی تهاجمی با دیگران شناخته شد.
گوردون گکو از وال استریت به خاطر سخاوت روحی اش معروف نبود.
منبع: فاکس قرن بیستم
احتمال عزت نفس پایین و احساس نالایق بودن.
زیرمجموعه دیگری از کودکان بزرگسال والدین خشن/ انتقادی به نوعی سازگاری منفعلانهتر متوسل میشوند، در حالی که قربانی افسردگی و فقدان بهرهوری میشوند، به موقعیت ثابت بیلیاقتی و عدم احترام عمومی میروند.
لغو والدین سختگیرانه انتقادی
خوشبختانه، با درک، تغییر می آید. در صفحه نقره ای، پدر خشن یاد می گیرد که گوش کند، مادر سخت گیر راهش را تغییر می دهد و آن خانواده از هم پاشیده ترمیم می شود. این که این نوع والدین در داستان سرایی آمریکایی چنین عنصر اصلی هستند، نشان دهنده نیاز همه ما است: بهتر از آنچه هستیم، درس گرفتن از اشتباهاتمان، رشد سالم تر و رضایتمندی بیشتر.
غلبه بر تأثیر والدین دشوار آسان نیست اما ممکن است. همه ما می توانیم برای بهتر شدن تغییر کنیم. ما می توانیم چیزی را بدهیم که به ما داده نشده است. ما می توانیم به گونه ای عشق بورزیم که دوستش نداشته ایم.
نسخه ای از این پست نیز در drmaryannlittle.com ظاهر می شود