وقتی زندگی به راه شما پیش نمی رود ، ممکن است از خود جدا شوید. شما ممکن است بخش هایی از کسانی که باید در آن قرار بگیرید یا تأیید کنید ، پنهان کنید. با گذشت زمان ، این ایجاد می کند خود دروغین ، نسخه ای از شما توسط آنچه دیگران انتظار دارند شکل می گیرد ، نه با آنچه واقعاً احساس می کنید یا نیاز دارید. قطع ارتباط اغلب از زمانی شروع می شود که فکر می کنید باید متفاوت از آنچه واقعاً هستید ظاهر شوید.
وقتی با احساسات خود در ارتباط نیستید ، آسان است که از خواسته ها ، مرزها و غرایز خود چشم پوشی کنید. ممکن است خود را در زندگی زندگی کنید که از بیرون خوب به نظر می رسد اما احساس خالی یا سوء استفاده می کند. به این ترتیب ، قطع ارتباط فقط داخلی نیست – بی سر و صدا انتخاب ها ، روابط و جهت شما را هدایت می کند و شما را از زندگی دور می کند که مانند خود شما است.
خود دروغین اغلب به عنوان یک مکانیسم بقا ظاهر می شود. از سنین جوانی ، یاد می گیرید که با انتظارات اطرافیان – والدین ، معلمان ، همسالان و جامعه سازگار شوید. به عنوان مثال ، اگر ابراز احساسات مانند عصبانیت یا غم منجر به انتقاد یا طرد شود ، ممکن است شما این احساسات را سرکوب کرده باشید تا پذیرفته شوند. با گذشت زمان ، این سرکوب لایه های محافظتی را ایجاد می کند که شما را ایمن نگه می دارد اما شما را از حقیقت عاطفی خود جدا می کند.
روانکاوی دونالد وینیکوت این اقتباس را به عنوان ” خود دروغین ، که در پاسخ به محیط هایی که از عبارات عاطفی معتبر شما استقبال نمی کنند ، شکل می گیرد. شما ممکن است به عنوان مفید ، دستاورد بالا یا دوست آسان – روسایی که زمانی به شما کمک کرده است متعلق باشید ، اما اکنون شما را از کجا تعجب می کنند شما رفت
دانستن اینکه چرا این خود دروغین توسعه یافته می تواند به شما کمک کند با دلسوزی به آن نزدیک شوید. شما ضعیف یا اشتباه نبودید – شما زنده مانده اید. و اکنون ، شما این فرصت را دارید که دوباره به هم وصل شوید.
یک روش قدرتمند برای شروع ، صرفاً توجه به آنچه احساس می کنید است. از خود بپرس ، “الان چه احساسی دارم؟” “من واقعاً چه می خواهم؟” اگر سالها در تنظیم صدای درونی خود صرف کرده اید ، ممکن است این سؤالات ناآشنا باشد. صبور باشید پاسخ ها ممکن است به آرامی سطح شود.
شما ممکن است پیدا کنید چرخ توسط دکتر گلوریا Willcox مفید است. – این به شما زبان می دهد تا احساساتی را که اغلب نام آنها سخت است ، زبان می دهد. به جای اینکه فقط “خوب” یا “بد” باشد ، ممکن است متوجه شوید که احساساتی مانند دلسرد ، امیدوار ، تنش ، سپاسگزار یا شرمنده است. نامگذاری احساسات شما می تواند به طرز حیرت انگیزی تسکین دهنده باشد. تأثیرگذاری بر برچسب زدن (قرار دادن احساسات در کلمات) به آرامش مراکز عاطفی مغز کمک می کند.
به عنوان مثال النا را بگیرید (نام تغییر کرده است). در خارج ، او آرام و موفق ظاهر شد. اما در داخل ، چیزی احساس خستگی کرد. او نتوانست انگشت خود را روی آن بگذارد ، اما زندگی به همان روشی که امیدوار بود پیش نمی رفت. او انتظارات دیگران را دنبال کرده بود – سخت کار ، دوست قابل اعتماد بودن و لبخند زدن به چهره او – اما احساس کرد که از نفس واقعی خود جدا شده است.
النا طی سالها با احساسات خود ارتباط خود را از دست داده بود. او آموخته بود که احساسات خود را سرکوب کند ، برای جلوگیری از درگیری و به دست آوردن تأیید. در دوران کودکی ، ابراز احساسات مانند عصبانیت یا غم و اندوه اغلب منجر به رد می شد. او لایه هایی از رفتاری را ایجاد کرد که برای ایمن نگه داشتن خود طراحی شده است ، حتی اگر این به معنای نادیده گرفتن نیازهای درونی او باشد. در نتیجه ، او با هماهنگی با خواسته های معتبر خود زندگی نمی کرد ، و زندگی او با وجود موفقیت های بیرونی احساس خالی می کرد.
هنگامی که او شروع به کاوش در احساسات خود کرد ، النا فهمید که قطع ارتباط وی در ریشه مبارزاتش است. خود دروغین که او ایجاد کرده بود – شخصیت مفید و قابل قبول – واقعاً کسی نبود. این یک مکانیسم بقا بوده است که با ترس از طرد شکل گرفته است. او دقیقاً نمی دانست که در ابتدا چه احساسی دارد – پاسخ های او مبهم بود: “من احساس خستگی می کنم.” “من نمی دانم.” اما همانطور که او شروع به استفاده از چرخ و به خود اجازه داد تا تأمل کند ، او احساسات عمیق تری را شناسایی کرد: تحریک ، اندوه ، تسکین و حتی میل.
از طریق این فرآیند ، النا مسیری را برای ارتباط مجدد با خودش پیدا کرد. او با نامگذاری و تصدیق احساسات خود ، توانست فاصله بین خود دروغین و خود واقعی خود را به وجود آورد. این سفر سریع نبود ، اما هر قدم او را به زندگی به روشی نزدیک کرد که احساس اصالت و تحقق داشته باشد.
برای شروع نیازی به یک عمل طولانی یا پیچیده ندارید. فقط یک بار در روز مکث کنید و بپرسید ، چه احساسی دارم؟ اگر دوست دارید از چرخ احساسات استفاده کنید. آن را با صدای بلند بگویید ، آن را بنویسید ، یا به سادگی متوجه آن شوید. بگذارید پاسخ های شما صادقانه باشد ، کامل نیست.
این عمل کوچک گوش دادن به خود می تواند شروع به ایجاد فاصله بین خود محافظ و واقعی شما کند. این می تواند شما را به زندگی برگرداند که احساس اصالت داشته باشد ، در حالی که زندگی مطابق انتظارات دیگران می تواند شما را از مسیر خارج کند و احساس خود را از دست بدهد.