19:47 - 2025/05/11

هوش مصنوعی جایگزین مشاغل ما می شود – اما اگر این نیز جایگزین ما شود چه می شود؟

[ad_1] دخترم دیگر از دوستانش مشاوره نمی خواهد. او از Chatgpt می پرسد. هنگامی که درام در مدرسه یا سردرگمی در یک دوستی وجود دارد ، او تایپ می کند: “اگر دوستم از من سوءاستفاده کند ، چگونه دوستی را برطرف کنم؟” و دستگاه پاسخ می دهد...

هوش مصنوعی جایگزین مشاغل ما می شود – اما اگر این نیز جایگزین ما شود چه می شود؟

[ad_1]

دخترم دیگر از دوستانش مشاوره نمی خواهد. او از Chatgpt می پرسد.

هنگامی که درام در مدرسه یا سردرگمی در یک دوستی وجود دارد ، او تایپ می کند: “اگر دوستم از من سوءاستفاده کند ، چگونه دوستی را برطرف کنم؟” و دستگاه پاسخ می دهد – کاملاً بدون سکوت یا قضاوت بی دست و پا.

این کار می کند – گاهی اوقات بهتر از من می توانم. اما باعث مکث من می شود. ما برای آن نوع کارایی عاطفی چه معامله می کنیم؟ اگر رشد ناشی از مبارزه باشد ، و اگر روابط جایی است که ما آینه می کنیم و تکامل می یابیم ، چه اتفاقی می افتد وقتی که ما آن لحظات انسانی را به ماشین ها برون سپاری می کنیم؟

هوش مصنوعی راحتی عاطفی را به ما ارائه می دهد. بدون وقفه گوش می دهد. اما رشد عاطفی؟ راحت نیست این کثیف است و از اصطکاک متولد شده است.

مطابق نظریه دلبستگی (بولبی ، 1982) ، ما از طریق ارتباط کامل توسعه نمی یابیم – اما از طریق پارگی و تعمیربشر این بدان معناست که دعواها ، سوء تفاهم ها ، ناامیدی ها – آنها نشانه شکست نیستند. آنها جعلی هستند که در آن مقاومت ، اعتماد و ارزش خود ساخته شده است.

وقتی دوست شما مرز را تعیین می کند و احساس رها می کنید ، این درد چیزی نیست که از آن جلوگیری شود. این آغاز شفابخشی است.

هوش مصنوعی مکانیسم های دفاعی شما را به چالش نمی کشد. این باعث ایجاد زخم های اصلی شما نمی شود. صاف ، مودبانه و قابل پیش بینی خواهد بود.

اما آیا ما واقعاً زندگی می خواهیم که بدون اصطکاک باشد؟ یا آیا ما می خواهیم به افرادی تبدیل شویم که به دلیل آن احساس می کنند و عمیق تر می شوند؟

فرانکل (1992) استدلال کرد که انسان ها نه به راحتی ، بلکه به معنای آن رانده می شوند: “وقتی شخصی نمی تواند حس عمیقی پیدا کند ، خود را با لذت منحرف می کند.”

چه اتفاقی می افتد اگر AI به ما دنیایی بدهد خیلی بهینه شدهبا بنابراین بدون اصطکاک، این که ما دیگر مجبور نیستیم با سؤالات سخت زندگی کشتی بگیریم؟ دنیایی که مشاغل اختیاری هستند و سرگرمی بی نهایت است. ایده آل به نظر می رسد اما اگر همه اصطکاک را حذف کنیم ، آیا ما همچنین فرصتی برای یافتن معنی را حذف می کنیم؟

صنایع کامل در حال تغییر شکل هستند. وظایفی که زمانی افراد را به دست آورد – سرویس Customer ، نوشتن کپی ، ورود به داده ها ، حتی بخش هایی از درمان – اکنون توسط دستگاه ها انجام می شود. و این فقط آغاز است.

بنابراین ، اگر کار کنیم همانطور که می دانیم ناپدید می شود … چگونه زندگی می کنیم؟

این جایی است که درآمد عمومی جهانی (UBI) وارد می شود ، این ایده که همه از دولت پول تضمین شده دریافت می کنند (Wijngaarde et al. ، 2021). و این فقط تئوری نیست (به عنوان مثال ، فنلاند به 2،000 نفر از افراد بیکار 560 یورو در ماه).

اوبی فقط فقر را کاهش نمی دهد – شمول را بازسازی می کندبشر این به مردم می دهد تا نفس بکشد ، از دیگران مراقبت کنند ، یاد بگیرند و به آنچه از زندگی می خواهند تجدید نظر کنند – نه فقط کاری که باید انجام دهند زنده ماندن (Wijngaarde و همکاران ، 2021)بشر

وقتی مردم نقش خود را در جامعه از دست می دهند ، می توانند به نوعی سقوط عاطفی آزاد شوند بی نظمی– احساس قطع ارتباط ، سردرگمی و از دست دادن هدف (دورکیم ، 1897). او با این ایده روبرو شد و مطالعه كرد كه چگونه تغییرات بزرگی – مانند تغییر اقتصادی یا صنعتی شدن – مردم چپ احساس می كنند كه زمین از زیر آنها كاهش یافته است. بدون قانون جایی برای تعلق نیست.

و اکنون ، با در نظر گرفتن هوش مصنوعی بیشتر آنچه را که به ما ساختار می داد – مشاغل ، اهداف ، حتی بخش هایی از هویت ما – می توانستیم با چیزی مشابه روبرو شویم.

اگر در محل کار نیازی نداریم ، اگر روزهای ما با کارها یا اهداف شکل نگیرد ، باید پیدا کنیم راه های جدید برای احساس پایه و معناداربشر در غیر این صورت ، ما خطرناک بودن را خطرناک می کنیم ، اما شاید ، اما قطع شویم.

کار رویایی: دروغ زیبایی؟

سرمایه داری به ما قول داد “کار رویایی” – نقشی که باعث ترکیبی از اشتیاق و چک می شود. اما حتی رویا یک طرف تاریک دارد.

ما به مردم می گوییم ، “آنچه را دوست دارید انجام دهید ، و هرگز روزی در زندگی خود کار نخواهید کرد.” اما در واقعیت ، آنها در نهایت کار می کنند هر روز از زندگی آنها– فقط با انتظارات بالاتر و محافظت کمتر.

جامعه شناسان نشان داده اند که رمانتیک کار – به ویژه کار خلاق یا عاطفی – از ماسک های ماسک اغلب. شما “سعادت خود را دنبال نمی کنید.” شما فقط مایل به کار ساعات طولانی برای کمتر هستید ، زیرا احساس می کنید هویت شما در خط است.

و به هر حال ، چرا باید اصلاً رویای کار را داشته باشیم؟

شاید رویای واقعی پیدا کردن شغل بهتری نباشد. شاید باشد فرار از نیاز به یک نفر کاملاًبشر

همانطور که AI مدل کار قدیمی را از بین می برد ، مرز جدیدی را باز می کند: جدا کردن هویت از بهره وریبشر این وحشتناک است – اما همچنین آزاد کننده است.

بیایید در مورد آموزش فکر کنیم. در حال حاضر ، آن را در حدود یک هدف بزرگ ساخته شده است: گرفتن کاربشر

اما اگر هوش مصنوعی بیشترین کار ماهر را به دست بگیرد ، این منطق از بین می رود. چرا سالها در تعقیب مدارک می گذرد وقتی که یک چت بابات می تواند کار آینده شما را سریعتر و ارزان تر انجام دهد؟

بنابراین ، چه اتفاقی برای مدرسه می افتد؟

ممکن است دو آینده احتمالی را ببینیم:

  1. فروپاشی: جوانان بررسی می کنند. مدارس ارتباط خود را از دست می دهند. آموزش بی معنی می شود.
  2. رنسانس: ما به یاد می آوریم که واقعاً یادگیری برای چیست.

مازلو (1943) پنج سطح انگیزه انسانی را تشریح می کند ، با شروع بقا (غذا ، سرپناه ، ایمنی) و به سمت بالا حرکت می کند خودآزمایی– رانندگی برای رشد ، ایجاد و تبدیل شدن به کامل ترین خود.

در حال حاضر ، مدرسه اغلب در سطح پایین می ماند: آماده سازی دانش آموزان برای کسب درآمد و ثبات امن.

اما اگر AI آن نیازهای اساسی را پوشش دهد؟ آموزش و پرورش می تواند به فضایی تبدیل شود معنا ساختنبشر ما می توانیم یادگیری نه برای درآمد بلکه برای بینش و ارتباط را شروع کنیم.

مازلو حتی از مرحله ششم بعداً در زندگی خود صحبت کرد: متعالی– با استفاده از رشد خود برای بالا بردن دیگران. این ممکن است فرصت واقعی پیش رو باشد: نه فقط دانش آموزان باهوش تر بلکه انسانهای آگاه تر ، خلاق و دلسوزانه تر.

چه می شود اگر ما مطالعه کردیم که شغل نگیریم … بلکه خودمان را درک کنیم؟ برای کشف فلسفه ، روانشناسی ، بوم شناسی و اخلاق – نه به این دلیل باید، اما چون ما قوطیبشر

AI ممکن است چیزی باشد که نیروها ما باید به داخل برویم. هنگامی که ما دیگر مشغول زنده ماندن نیستیم – سر و صدا یا شلوغ کردن – بالاخره ممکن است بپرسیم:

  • چه چیزی زندگی من را معنی می دهد؟
  • من واقعاً چه چیزی را دوست دارم؟
  • نقش من در این زندگی چیست؟

و آیا می توانید به این سوال پاسخ دهید: من چه کسی هستم بدون شغل ، وضعیت ، پول ، درجه ، تعلق اجتماعی ، اعتقادات؟

اگر ما از هوش مصنوعی آگاهانه استفاده کنیم – نه فقط برای اتوماسیون ، بلکه برای بیدار شدن – ما در نهایت ممکن است چیزی را که ما خیلی شلوغ کرده ایم دوباره کشف کنیم: حضور

این علمی تخیلی نیست – اکنون است. بنابراین چگونه می توانیم آینده را با فیض ملاقات کنیم ، نه ترس؟

1. مقاومت عاطفی ایجاد کنید
تمرین ناراحت کننده بودن در آغوش درمانی ، گفتگو ، کار سایه. هوش مصنوعی می تواند از شما پشتیبانی کند – اما شما باید بهبودی را انجام دهید.

2. هویت را از بهره وری جدا کنید
شما رزومه یا شلوغی نیستید. ارزش را از درون کشت کنید.

3. یادگیری مادام العمر را در آغوش بگیرید (برای شادی ، نه بقا)
نحوه یادگیری مطالعه هنر ، طبیعت ، فلسفه ، آگاهی. چیزهایی را بیاموزید که هیچ یک از هوش مصنوعی به آن احتیاج ندارند. قبل از اینکه دنیا به شما گفت چه کسی باید باشد؟

هوش مصنوعی می تواند همدلی را شبیه سازی کند – اما نمی تواند احساس کردن آن این وظیفه یک روح انسان است. آینده در مورد انسان در مقابل ماشین آلات نیست. این مربوط به آنچه ما به صورت خودکار انجام می دهیم – و آنچه را که از دادن آن امتناع می ورزیم: احساسات ، معنی و یکدیگر.

سؤالاتی که باید با آنها بنشینید:

  • اگر کار از بین برود ، چه چیزی از هویت شما باقی مانده است؟
  • اگر این به پول گره خورده باشد ، آموزش به نظر می رسد؟
  • آیا می توانیم فراتر از مشاغل رویای خود را داشته باشیم؟

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان