منبع: Porapak Apichodilok/Pexels
در حالی که بسیاری از انسانها تمام تلاش خود را برای غلبه بر تاریکی و عذاب حاکم بر وضعیت فعلی و آینده زمین انجام دادهاند، ما همچنین در بحرانی هستیم که در آن دوره آنتروپوسین، که اغلب به آن «عصر بشریت» میگویند، به دورانی تبدیل شده است. به درستی برچسب “خشم غیرانسانی” داده شده است. همه ما به چیز مثبت تری نیاز داریم تا خوش بینی جمعی را حفظ کنیم که برای جبران انبوهی از آسیب های گسترده ضروری است، و مجموعه مقالات جدید جو گری و آیلین کریست در کتابشان. زندگی مشترک زمین: به دنبال آینده ای روشن برای همه زندگی تنها چیزی است که ما در حال حاضر برای تغییر مسیر روندهای حال و آینده نیاز داریم که به وضوح عواقب ناگواری برای نسل فعلی و آینده خواهد داشت. بازگرداندن جهانی، بازگرداندن قلبهایمان، و ارتباط با انسانهای دیگر و انواع طبیعت دیگر ضروری است و به این معنی است که ما باید بر خودمان غلبه کنیم.
این چیزی است که جو و آیلین درباره کتاب جدید بسیار مهم، آیندهنگر و عمیقاً الهامبخش خود میگویند.
مارک بکوف: چرا با هم ویرایش کردید؟ زندگی مشترک زمین؟
جو گری و آیلین کریست: ابتدا، مایلیم از شما تشکر کنیم، مارک، که ما را دعوت کردید تا اطلاعات کتاب جدیدمان را با شبکه خود به اشتراک بگذاریم. ما به طور مشترک این گلچین را ویرایش کردیم زیرا احساس کردیم نیاز به یک جلد بوممرکزی وجود دارد که به شدت از کل جامعه زنده زمین، از جمله انسانها حمایت میکند. از زوایای مختلف، دست اندرکاران کتاب موافقند که وضعیت اسفناک ما ورشکستگی مطلق سلطه بر طبیعت توسط انسان های مدرن را آشکار می کند. مصیبت ما همچنین درهم تنیدگی عمیق سرنوشت زمین و بشریت را آشکار می کند: تنها گزینه ها رفاه متقابل یا کاهش در هم تنیده و ویرانگر است. برای خروج از مارپیچ مرگ برانگیخته شده توسط تمدن انسان محور، بشریت باید به یک حضور سیاره ای دوست داشتنی تبدیل شود. این تغییر ذهن مستلزم انقلابی در نحوه سکونت و رفتار ما بر روی زمین است.1
MB: کتاب شما چه تفاوتی با کتابهای دیگری دارد که به برخی از موضوعات کلی مشابه میپردازند؟
JG/EC: ایده آنتروپوسین، و چگونگی پایدار کردن سیاره تحت سلطه انسان، موضوع مکرر نوشته های محیطی این روزها است. رویکرد اصلاحطلبانه این طرز تفکر از دور قابل اجرا نیست، زیرا از رویارویی با ریشه مخمصه ما خودداری میکند: اینکه بشریت و تکنوسفر بر سیاره غلبه کردهاند و تنوع، فراوانی و پیچیدگی شکلهای حیات و سیستمهای زنده را از بین میبرند. ما باید صادقانه تمامیت خواهی انسان سازی زمین را بپذیریم – ظلم و ستمی که بر غیرانسان ها اعمال می کند، ویرانی بی رویه ای که برای اکولوژی ها منادی است، و نابرابری ها و رنج های انسانی اجتناب ناپذیری که در اثر نورانی زمین به وجود می آید. بودن به “منابع” (به طور فزاینده کمیاب) تنزل داده شده است.
منبع: SUNY Press، با اجازه استفاده می شود
ما از بیداری در واقعیت تلخ وضعیت خود دفاع می کنیم، که در این تصور انسان برتری گرا خلاصه می شود که زمین حیاط خلوت بشریت است تا هر طور که می خواهد انجام دهد. ما دعوت می کنیم که راه دیگری از زندگی – روش زیبایی – را در زمین مقدس خویشتن داری، احترام و احترام کشف کنیم. انتخاب روش زیبایی به این معنی است که همه سیستم ها و نهادهای انسانی داوطلبانه در معرض انقباضات و دگرگونی های عمیق قرار می گیرند.
MB: برخی از موضوعات اصلی که در نظر می گیرید چیست؟
JG/EC: ما این کتاب را بهعنوان مجموعهای تدوینشده دقیقاً تصور میکردیم تا بتوانیم تحلیلهای عمیق، توسط نویسندگان متخصص، در مورد مسائل اصلی مرتبط با چند بحران را شامل شود. موضوع ما شامل تحلیلهایی از توسعهطلبی فاجعهبار اقتصادی، پروناتالیسم ناعادلانه که باعث رشد جمعیت میشود، و فاجعه زیستمحیطی و بهداشت عمومی معروف به غذای صنعتی است. ما همچنین شامل فصولی در مورد چگونگی تجسم مجدد فناوری و مصرف در ساختن آینده ای روشن برای همه زندگی هستیم. نویسندگان دیگر بر روی رویکردهای قوی برای حفاظت از طبیعت و بازگرداندن طبیعت، احیای زیبایی های سرشار اقیانوس جهانی، و ایجاد پیمانی برای همزیستی با گوشتخواران بزرگ زمین تمرکز می کنند. علاوه بر این، ما شامل درمان های فلسفی قانون اخلاقی، افسون، زیبایی شناسی، و قدردانی به عنوان لنزهایی برای یک رابطه جدید با این سیاره هستیم. همچنین بازنگری در مورد آفت اختلال کمبود طبیعت و توصیه های اکولوژیکی عمیق در مورد چگونگی بازسازی ذهنی در طبیعت ارائه شده است.
به طور خلاصه بیان شد، ما تلاش کردیم بسیاری از فوری ترین مسائل را پوشش دهیم: از چگونگی اصلاح سیستم های مقیاس بزرگ که سیاره را به باد می دهند تا پرورش ایده های الهام بخش که می تواند ذهن انسان را از شیارهای پست سلطه رها کند تا دیدگاه کیهانی عدالت فراگیر.
MB: امیدوارید در کتاب جالب و مهم خود به چه کسانی برسید؟
JG/EC: ما امیدواریم که زندگی مشترک زمین مخاطبان گستردهای از جمله شهروندان، فعالان، رهبران سازمانهای غیردولتی، سیاستگذاران و روزنامهنگاران، و همچنین محققان و دانشجویان در مطالعات محیطزیست، علوم انسانی زیستمحیطی و مطالعات جهانی را فرا خواهد گرفت. ما به طور هدفمند سبک نگارش گلچین را تشویق کردیم که قابل دسترس باشد، اما بدون قربانی کردن استحکام دانش و استدلال معتبر. ما تلاش کردهایم کتابی بسازیم که در استدلالهای حیاتی که ارائه میکند قانعکننده باشد و برای خوانندگان مختلف در سراسر جهان جذاب باشد.
MB: آیا امیدوار هستید که وقتی مردم در مورد اهمیت همزیستی مسالمت آمیز برای رفاه انسان ها، غیرانسان ها و زمین بیشتر می آموزند، برای تحقق این امر سخت تر تلاش کنند؟
JG/EC: بسیاری از چیزهایی که این روزها در اخبار می خوانیم می تواند باعث ایجاد یک چشم انداز ناامید شود. کتاب ما به هیچ وجه موقعیت خطرناکی را که زندگی در آن قرار دارد انکار نمیکند و ما خوشبینی ساختگی را ترویج نمیکنیم. ما احساس می کنیم که لحظه ی ما نه به امید و نه ناامیدی می طلبد، بلکه روحیه ای قهرمانانه را می طلبد که بر پایه تخیل جدیدی است که ما در انسانیت خود هستیم و چگونه باید در زمین زندگی کنیم. زمانی که ما در آن زندگی میکنیم، نیازمند مسیری رو به جلو برای بشریت است که بسیار متفاوت از «فناوریهای سبز»، پروژههای مهندسی بزرگ و سیاستهای کنترل آسیب است. علاوه بر این، هیچ سودی از تصورات فریبنده سکونت در فرازمینی ها و استخراج هولناک عظیم مانند رویاهای کاذب حاصل نخواهد شد.
آنچه مورد نیاز است این است که مسیر تاریخ را با از بین بردن ایده بنیانگذار تمدن برگردانیم: اینکه زمین سیاره مانگدوست برای مالکیت، استعمار و استفاده از آن. آیا بشریت می تواند چنین تحول عمیقی را انتخاب کند؟ خوب، به هر طریقی این دگرگونی آشکار خواهد شد. زیرا ما نمیتوانیم همه سیستمهای زمین را زیر نور خورشید بیثبات کنیم و جنگهای بیپایان و ساختن زرادخانهها را برای جنگها ادامه دهیم، بدون اینکه ببینیم روند تاریخ در ازای آن یک گرند اسلم جمعآوری میکند.
ما باید از موقعیت سلطه جویانه خود کناره گیری کنیم، مصرف بیش از حد را قربانی کنیم، داوطلبانه تعداد و گسترش سیاره خود را کاهش دهیم، نظامی گری را کنار بگذاریم و هویت زمینی مشترک خود را بپذیریم. تنها از طریق الهام برای یک زندگی انسانی عمیقاً معنی دار و با فضیلت، در سیاره ای که در جهان بی نظیر است، می توانیم از انبوه انسان محوری از استحقاق، استخراج گرایی، درگیری، و تعصب بگذریم. اگر اکنون بشریت نتواند آن انتخاب را تشخیص دهد (به هر دلیلی)، برداشت تلخ درک آن را در آینده بدیهی خواهد کرد. به هر شکلی، تنها انتخابی که داریم این است واقعی روی آوردن به زندگی با خویشتنداری، احترام و احترام نسبت به تمام زندگی است.