به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن؛برنامه عادل فردوسیپور با حضور علی دایی و کریم باقری، این بار به جای تحلیل فوتبال، به نقطه آغاز یک ماجرای رسانهای تبدیل شد. دایی در این برنامه به سادگی گفت که کسب سه تساوی در آسانترین گروه جام جهانی، دستاوردی محسوب نمیشود و با کنایهای به مدرک دکترای بیرانوند، پاسخ طنز کریم باقری را تکمیل کرد . اما چند ساعت بعد، فضای مجازی با موجی از حملات علیه دایی پر شد که نه از سوی هواداران عادی، بلکه از سوی حسابهای سازمانیافته و رسانههای نزدیک به قلعهنویی هدایت میشد. نقطه اوج این ماجرا، استوریهای توهینآمیز بیرانوند علیه علی دایی بود که با ادبیاتی ناهماهنگ با شخصیت او، بسیاری را به این نتیجه رساند که او در این میان «بازیچه» دست اتاق رسانهای قلعهنویی بوده است.
نقطه آغاز؛ نقدی که بهانهای برای حمله شد
علی دایی در برنامه عادل فردوسیپور، مانند هر کارشناس دیگری، نظر خود را درباره عملکرد تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ بیان کرد. نقد او ساده و صریح بود: «ما موفقیتی به دست نیاوردیم و کسب سه تساوی در آسانترین گروه جام جهانی دستاورد نیست.»
وقتی عادل فردوسیپور به اظهارات بیرانوند درباره ساخت مجسمه قلعهنویی اشاره کرد، کریم باقری با شوخی گفت «علی یک مجسمه قلعهنویی را در خانه برای خودش بسازد» و دایی نیز در ادامه با کنایهای طنزآمیز گفت: «نگو علی، بگو دکتر بیرانوند.»
چیزی بیش از یک شوخی معمولی در یک برنامه تلویزیونی نبود؛ اما همین جمله کافی بود تا اتاق رسانهای نزدیک به قلعهنویی، آن را بهانهای برای آغاز یک عملیات گسترده علیه دایی قرار دهد.
اتاق رسانهای قلعهنویی؛ از «قلعهفن» تا رسانههای اصولگرا
ساعاتی پس از پخش برنامه، موج اولیه حملات از سوی فعالان رسانهای که در فضای مجازی به «قلعهفن» (دوستداران امیر قلعهنویی) معروف هستند، شکل گرفت. آنها با کلیدواژههای تکراری و از پیش تعیینشده شروع به تولید محتوا کردند؛ گزارههایی مانند «حمایت از روحانی در انتخابات»، «منصوب شدن به عنوان سرمربی تیم ملی با دستور احمدینژاد»، «بازی کردن تا سن ۳۷ سالگی» و «اختلاف با برخی ستارههای وقت تیم ملی» .
سپس برخی رسانههای اصولگرا که به دنبال هر فرصتی برای حمله به علی دایی هستند، به جمع پیوستند؛ رسانههایی که سالهاست دایی را به دلیل استقلالنظر و عدم همراهی با جریانهای قدرت، فردی «ناسازگار» میدانند. آنها نوشتند که دایی با «فلان سابقه و بهمان کارنامه در مربیگری» بهتر است درباره قلعهنویی و بازیکنان حرف نزند .
پرده بعدی با ابتکار یکی از رسانههای به شدت طرفدار قلعهنویی رقم خورد. آنها با دعوت از علی کفاشیان، بحث را به سمتی بردند که جمله «احمدینژاد دایی را سرمربی تیم ملی کرد» بارها تکرار شود. جملات تکراری کفاشیان که سالهاست در مصاحبههای مختلف نقل شده، این بار با تیتر «افشاگری کفاشیان از ماجرای انتصاب و برکناری علی دایی برای اولین بار» در صفحات مجازی بازنشر داده شد . اما رصد فضای مجازی نشان داد که مخاطبان این پروژه را تشخیص داده و توجهی به آن نشان ندادند.
نقش بیرانوند؛ از درخواست مجسمه تا استوری جنجالی
نکته جالب اینجاست که ماجرا از ماهها پیش شروع شده بود. بیرانوند در گفتوگویی تلویزیونی با دفاع همهجانبه از قلعهنویی گفته بود: «اگر مربی خارجی نتایج قلعهنویی را گرفته بود، مجسمهاش را میساختند!» . کریم باقری نیز در برنامه با عادل فردوسیپور به این جمله واکنش نشان داد و با لحنی کنایهآمیز به بیرانوند گفت: «مسئولان سرشان شلوغ است، شما مجسمه قلعهنویی را بساز و بگذار خانهات، حالش را ببر!» . دایی نیز با اشاره به مدرک دکترای بیرانوند، پاسخ طنزی به این موضوع داد .
اما نقطه اوج ماجرا شب گذشته رخ داد، زمانی که بیرانوند دو استوری طولانی و سراسر توهین علیه علی دایی منتشر کرد. او دایی را به رانتخواری و همسفره شدن با کسانی که آرزوی بمباران ایران را دارند متهم کرد .
چرا بیرانوند نقش «بلندگو» را بازی کرد؟
اولین چیزی که در استوریهای بیرانوند به چشم میخورد، ناهماهنگی آشکار ادبیات آن با شخصیت و سبک نگارش همیشگی این دروازهبان است. افکار عمومی هنوز عبارت معروف «تن من مباد و پرسپولیس باد» را در یکی از استوریهای پیشین بیرانوند به خاطر دارند. ادبیات استوری جدید، با جملات بلند و ساختارمند، نشان از نگارش توسط تیمی حرفهای داشت. بسیاری از کاربران در واکنش به این استوریها نوشتند: «اگر فقط بتوانی از روی متن استوریات بخوانی، حرفهایت را قبول میکنیم» .
این واکنشها نشان داد که مردم به خوبی تشخیص دادهاند که بیرانوند در این ماجرا «بلندگو» بوده است. کسانی که آن متن را نوشتند، همان افرادی بودند که پروژه تخریب دایی را پیش میبردند. آنها از همان ادبیات و کلیدواژههای تکراری استفاده کردند و بیرانوند را که به تازگی از بابت اظهارات عجیبش درباره مجسمه قلعهنویی سوژه شده بود، برای انتقال پیام خود انتخاب کردند .
ضعف بیرانوند؛ سرمایهای برای اتاق رسانهای
انتخاب بیرانوند به عنوان بلندگوی این پروژه، اتفاقی نبود. اتاق رسانهای قلعهنویی به خوبی از ضعف شخصیتی و روانی این دروازهبان برای تحریکپذیری آگاه بود. بیرانوند که از شهرستانی دورافتاده با ساک ورزشی به فوتبال ایران آمده و به سطح اول رسیده بود، اما در مواجهه با حجم توجهات، ظرفیت مدیریت آن را نداشت. این همان نقطهضعفی بود که گروههای پشت پرده از آن استفاده کردند و حالا او را مقابل کسی قرار دادند که نه تنها پشتوانهای از جنس المپیک و دانشگاه شریف دارد، بلکه پیشینهای از درخشش و افتخارات جهانی به همراه دارد که حتی رونالدو و مسی برای عبور از رکورد او تلاش کردند .
دایی، محبوبتر از قبل
اما تلاش برای تخریب علی دایی، نتیجه معکوس داد. دایی که آقای گل پیشین فوتبال ملی جهان است و تنها کریستیانو رونالدو و لیونل مسی توانستند رکورد او را جابهجا کنند، نه تنها در فوتبال بلکه در عرصه اجتماعی نیز محبوبیتی غیرقابل انکار دارد . تجربه نشان داده که هر بار تلاش شده با موضوعاتی مانند شکست مقابل عربستان یا حاشیههای عینک دودی، او را تخریب کنند، نه تنها موفق نبوده، بلکه به افزایش محبوبیتش انجامیده است.
جمعبندی کاربردی
ماجرای حمله به علی دایی به دست اتاق رسانهای قلعهنویی و نقش بیرانوند در آن، یک نمونه کلاسیک از تلاش برای تغییر روایت ناکامی با عملیات روانی است. نقد فنی یک کارشناس به عملکرد تیم ملی، در فضای رسانهای تبدیل به بهانهای برای حمله به محبوبترین چهره فوتبال ایران شد. بیرانوند در این میان، با غفلت از عواقب رفتارش، تبدیل به بازیچه گروهی شد که از ضعفهای شخصیتی او برای نیل به اهداف خود استفاده کردند. اما نکته مهم این است که این عملیات نه تنها به هدف خود نرسید، بلکه عملاً استحکام جایگاه علی دایی را در اذهان عمومی بیش از پیش تثبیت کرد و بیرانوند را در موضعی قرار داد که از آن بازگشت سختی خواهد داشت.
سوالات متداول
۱. اصل ماجرای اختلاف علی دایی و علیرضا بیرانوند چه بود؟
علی دایی در برنامه عادل فردوسیپور به عملکرد تیم ملی در جام جهانی انتقاد کرد و با کنایهای طنزآمیز به مدرک دکترای بیرانوند اشاره کرد. این واکنش، بهانهای شد تا اتاق رسانهای قلعهنویی، بیرانوند را برای انتشار استوریهای توهینآمیز علیه دایی به جلو بکشد .
۲. اتاق رسانهای قلعهنویی چگونه عمل کرد؟
این تیم رسانهای از سه لایه استفاده کرد: ابتدا حسابهای به اصطلاح «قلعهفن» با کلیدواژههای تکراری، سپس رسانههای اصولگرای منتقد دایی، و در نهایت با دعوت از علی کفاشیان برای تکرار جملات تکراری علیه دایی .
۳. چرا بیرانوند نقش بلندگو را بازی کرد؟
بیرانوند به دلیل ضعف شخصیتی و تحریکپذیری بالا، هدف مناسبی برای این گروه بود. ادبیات استوریهای او نیز به وضوح نشان میدهد که متن توسط تیمی حرفهای نوشته شده و او صرفاً نقش انتقالدهنده را داشته است .
۴. آیا این حملات موفق شد؟
خیر، مخاطبان پروژه بودن این حملات را تشخیص دادند و توجهی به آن نشان ندادند. تجربه نشان داده که هر تلاشی برای تخریب علی دایی، به دلیل محبوبیت گسترده او، نتیجه معکوس داشته است .
پایان/*
اندیشه قرن را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.