من نمی توانم به شما بگویم که چه تعداد از مشتریانی که در تمرین درمانی خود می بینم احساس استرس، غرق شدن، خستگی، اضطراب، فرسودگی و فرسودگی می کنند. به نظر می رسد این وضعیت بسیاری از آمریکایی ها باشد.
ما در فرهنگی زندگی می کنیم که زندگی می کند تا کار کند، نه برای زندگی کردن کار می کند. ما «مشغله» را به عنوان نشان افتخار میپوشیم و در ساعات «خاموش» خود برای تعیین حد و مرزهای کاری تلاش میکنیم. ما همچنین بهعنوان والدین از خود خواستههای زیادی میکنیم – به طوری که جراح ژنرال Vivek Murthy اخیراً اعلام کرد که استرس والدین یک اورژانس بهداشت عمومی است. بر اساس تحقیقات انجمن روانشناسی آمریکا، 48 درصد از والدین در مقایسه با 26 درصد سایر بزرگسالان، استرس شدید روزانه را تجربه می کنند.
زندگی فرزندان ما خیلی بهتر به نظر نمی رسد. زمان بدون ساختار به یک امر نادر تبدیل شده است و جای خود را به مدرسه، تکالیف، ورزش و فعالیت های فوق برنامه داده است که نیازمند مدیریت زمان و برنامه پیچیده است. به طور همزمان و به دلایلی علاوه بر استرس برنامه ها و خواسته های خود، جوانان ما در سطوح بی سابقه ای دچار اضطراب و افسردگی می شوند.
شاید هیچ چیز بهتر از تحقیق اخیر من در اینترنت در مورد چگونگی آموزش دادن به مردم کمتر کار را نشان دهد. هر مقالهای که میخوانم، مزایای یادگیری کار کمتر را بهعنوان توانمندسازی شما برای بهرهوری بیشتر نشان میدهد. این شبیه به کار بردن مشکل و ادعای راه حل است.
اغلب، خط بین غرق شده و مضطرب تار می شود من تمایز را اینگونه تعریف می کنم: مظاهر اضطراب ناشی از نیاز به مشغول بودن مداوم و ناتوانی در استراحت و استراحت است. این از چندین منبع مختلف سرچشمه می گیرد: بیش از حد مشغول بودن برای اجتناب از احساس. ترس از این که اگر در سطح فعلی خود عمل نکنید، اتفاق بدی رخ خواهد داد یا دیگر موفق نخواهید بود. یا این باور که ارزش شما در کاری است که انجام می دهید و تولید می کنید، نه در آنچه که هستید.
فرد می تواند بدون احساس اضطراب احساس غرق شدن کند. اما اگر احساس غرق شدن ناشی از ناتوانی در استراحت و انجام کارهای کمتر به یکی از دلایل ذکر شده در بالا باشد، احتمالاً تظاهری از اضطراب است.
یک راه حل کلیدی برای این دلایل اصلی اضطراب، یادگیری انجام کارهای کمتر و راحت شدن با آن است. با انجام کمتر، فضا و انرژی ایجاد می کنید تا احساسات خود را به طور کامل تجربه کنید. وقتی بتوانید احساسات خود را به جای ترس از آنها تحمل کنید، نیاز به فشار دادن خود به فرسودگی برای جلوگیری از آنها از بین می رود. شما شروع به به چالش کشیدن این باور می کنید که موفقیت شما به فکر زیاد و کار بیش از حد مداوم بستگی دارد.
با انجام عمدی کمتر – چه آماده سازی، تحقیق، تفکر یا برنامه ریزی – و صرفاً مشاهده نتایج، متوجه خواهید شد که موفقیت شما ناشی از مهارت ها، ویژگی ها و توانایی های طبیعی شماست، نه از اضطراب. این تغییر به شما این امکان را می دهد که احساس ارزشمندی خود را از بهره وری بیرونی به ارزش ذاتی خود منتقل کنید – که ریشه در شخصیت شما دارد نه در کاری که انجام می دهید.
انجام کمتر به شما نیاز دارد که رها کنید و مرزها را تعیین کنید – و این احتمالاً اگر غیرممکن نباشد احساس ناراحتی می کند. ممکن است متوجه شوید که برای همه دلایلی که نمیتوانید رها کنید و کمتر انجام دهید، در حال دعوا هستید. شما احتمالاً به چیزهایی فکر می کنید که انجام نمی شوند یا به اندازه کافی خوب انجام نمی شوند و همه نتایج بدی که در پی خواهند داشت.
اگر چنین است، به این توجه کنید، اجازه دهید، و به روی احتمال دیگری باز باشید – که انجام کمتر میتواند مسیر شما برای رهایی از اضطراب و زندگی با سهولت و رضایت بیشتر باشد.
در اینجا چند مرحله وجود دارد که می توانید برای کمک به انجام کارهای کمتر انجام دهید.
- کارهایی را که انجام می دهید و به خصوص خسته کننده هستند، می خواهید به آنها نه بگویید یا به دلیل احساس تعهد یا گناه انجام می دهید، مشخص کنید. اینها فرصت هایی برای نه گفتن یا کمتر کردن است.
- زمانی را برای استراحت، استراحت یا تفریح در نظر بگیرید. اغلب سخت است که به خود اجازه استراحت یا تفریح بدهید. زمانبندی برای این کار میتواند پلهای به سوی توانایی خودانگیختهتر برای اولویت دادن به انجام کارهای کمتر باشد.
- در صورت لزوم به دنبال حمایت و همکاری باشید تا از برخی وظایف یا مسئولیت ها رها شوید. برای انجام کارهای کمتر، ممکن است به حمایت شخص دیگری نیاز داشته باشید که آنچه را که شما تنظیم می کنید، انتخاب کند. اگر چنین است، روی نتیجه دلخواه تمرکز کنید، نه روی روند انجام کار. اگر احساس میکنید مجبور هستید که نحوه و زمان انجام کاری را مدیریت کنید، نه اگر آن را انجام دهید، پس رها نمیکنید – فقط توهم انجام آن را ایجاد میکنید.
- به احساس ناراحتی خود توجه کنید و آن را شناسایی کنید و از طریق خودگویی دلسوزانه به آنها توجه کنید نه اینکه با پرش به عمل، حواس خود را از این احساس منحرف کنید.
- نه گفتن را تمرین کنید. اگر از شما خواسته شد کاری را انجام دهید که نمیخواهید یا نمیتوانید انجام دهید، نه گفتن را تمرین کنید و زمانی که این مرز را حفظ کردید به نتیجه توجه کنید.
- از کارهای کوچک شروع کنید و روی کارهای کم ریسک تمرکز کنید تا ابتدا از آنها رها شوید. اینها ممکن است وظایفی باشند که اهمیت کمی دارند، یا اینکه شما انجام می دهید، حتی اگر مسئولیت آنها بر عهده شما نباشد. با شروع کارهای سادهتر، میتوانید کارهای کمتری را با نتایج کم یا بدون نتیجه آزمایش کنید.
- آنچه را که با انجام کارهای کمتر به دست خواهید آورد را شناسایی کرده و روی آن تمرکز کنید. به جای نتیجه منفی که می ترسید، انگیزه خود را از پیامد مثبت ایجاد کنید.
درک کنید که رها کردن و انجام کمتر فرآیندی است که اغلب احساس ناراحتی می کند. با خودت صبور باش بر فواید کمتر انجام دادن تمرکز کنید. این طوری نیست که بتوانید بهره وری بیشتری داشته باشید. این به این دلیل است که بتوانید راحتی، آرامش، سرگرمی و تعادل بیشتری را تجربه کنید – و به یاد داشته باشید که شما یک انسان هستید، نه یک انسان.