[ad_1]
منبع: Rosy Bad Homburg Germany / Pixabay
خودشیفتهها معمولاً نسبت به خود بسیار عالی فکر میکنند و معتقدند که افراد خاصی هستند که شایسته تحسین دیگران هستند. این میتواند باعث شود که آنها انتظار واکنشهای حنایی از دیگران داشته باشند و به اشتباه تصور کنند که دیگران تحت تأثیر قرار گرفتهاند. تحقیقات جدیدی توسط ویکتوریا پرینگل و همکارانش که به تازگی در منتشر شده است روانشناسی اجتماعی و علم شخصیت آزمایش کرد که خودشیفتهها چقدر تأثیراتی را که بر دیگران میگذارند درک میکنند.
خودشیفته ها سخت تلاش می کنند تا با دستیابی به موفقیت در حوزه های اجتماعی، دیدگاه های مثبتی را که از خود دارند حفظ کنند. آنها تمایل دارند به دنبال موقعیت اجتماعی باشند، تلاش می کنند محبوب باشند و تلاش می کنند نقش های رهبری را به عهده بگیرند. این نشان می دهد که تأثیری که بر دیگران می گذارند برای آنها بسیار مهم است. اما احتمالاً همه تأثیرات به یک اندازه اهمیت ندارند. خودشیفته ها به ویژه خود را در حوزه های عاملی مثبت می بینند. یعنی تمایل دارند خود را دارای ویژگی هایی مانند هوش، موقعیت و برون گرایی بدانند. تمایل دارند نه خود را به خصوص در مورد ویژگی های مشترک، مانند خون گرم و دلسوز بودن، مثبت ببینند. بنابراین، آنها باید به طور خاص نگران ایجاد تأثیر خوب بر ویژگی های عامل باشند و کمتر نگران ویژگی های مشترک باشند.
خودشیفتگی بزرگ دارای جنبهها یا مؤلفههای متفاوتی است که میتواند بر احساس آنها از سوی دیگران تأثیر بگذارد. خودشیفتگی را می توان دارای دو جنبه در نظر گرفت: تحسین خودشیفتگی و رقابت خودشیفته تحسین خودشیفتگی شامل جستجوی موقعیت و تحسین و تلاش برای افسون کردن و تحت تاثیر قرار دادن دیگران است. رقابت خودشیفتگی بیشتر خصمانه و تدافعی است و شامل پایین کشیدن دیگران برای تقویت خود می شود. آنهایی که دارای خودشیفتگی بزرگ هستند تمایل دارند در میزانی که جنبه متضادتر خودشیفتگی را دارند متفاوت باشند. روش دیگر تفکر در مورد ماهیت چندوجهی خودشیفتگی، تقسیم آن به سه جزء مختلف است: رهبری/اقتدار، نمایشگاه گرایی بزرگ، و استحقاق / استثمار. رهبری/اقتدار شامل تمایل به گرفتن مسئولیت و فکر کردن یک رهبر خوب است. نمایشگاه گرایی بزرگ شامل این است که بخواهیم در مرکز توجه قرار بگیریم و خود را برتر از دیگران بدانیم. استحقاق/ استثمار شامل این باور است که فرد مستحق رفتار ویژه و تمایل به دستکاری دیگران به نفع خود است. به طور کلی، رهبری و بزرگواری با تحسین خودشیفتگی و استحقاق رقابت خودشیفتگی مرتبط است.
پرینگل و همکارانش در تحقیقات خود میخواستند هم نوع تأثیراتی را که خودشیفتهها بر دیگران میگذارند و هم افراد خودشیفته را مطالعه کنند. “فراادراکات” از این برداشت ها فراادراکی همان چیزی است که ما داریم فکر کن دیگران در مورد ما فکر می کنند، که ممکن است درست باشد یا نباشد.
پرینگل و همکارانش داده های چهار مطالعه مختلف را بررسی کردند که در آن شرکت کنندگان ادراکات و فراادراکی خود را گزارش کردند. در سه مطالعه، داده ها از تعامل شرکت کنندگان با آشنایان جدید به دست آمد و در مطالعه چهارم، داده ها بر اساس رتبه بندی افرادی بود که شرکت کنندگان را به خوبی می شناختند. شرکتکنندگان فراادراکی خود را بر اساس چندین ویژگی ارزیابی کردند (مثلاً ارزیابی کنند، بر اساس یک مقیاس، فکر میکنند طرف مقابل چقدر برونگرا است). برای اندازهگیری تأثیرات واقعی شرکتکنندگان بر دیگران، افرادی که با آنها تعامل داشتند، شرکتکننده را بر اساس همان ویژگیها رتبهبندی کردند. محققان همچنین از انواع پرسشنامه های مختلف برای ارزیابی خودشیفتگی استفاده کردند تا مشخص کنند که چگونه جنبه های مختلف این صفت با این فراادراک ها مرتبط است.
نتایج آنها نشان داد که افراد خودشیفته نکرد تمایل دارند تا میزان مثبتی را که مردم آنها را دیدند، دست بالا ارزیابی کنند. هیچ تمایلی برای فراادراک افراد خودشیفته وجود نداشت که به طور مداوم بهتر از برداشت هایی باشد که آنها ایجاد می کردند.. آنچه محققان دریافتند این بود که افرادی که از تحسین، رهبری و بزرگنمایی خودشیفتگی بالایی برخوردار بودند، تمایل داشتند فکر کنند که مورد توجه قرار میگیرند. مثبت. این امر به ویژه در مورد ویژگی های عاملی، مانند هوش و برون گرایی صادق بود. کسانی که در رقابت خودشیفتگی یا استحقاق بالایی داشتند، در واقع تمایل داشتند تصور کنند که دیگران آنها را در مورد ویژگی های جمعی منفی می بینند. خواه دیگران آنها را مثبت ببینند یا خیر، خودشیفتهها فکر میکردند که دیگران آنها را به روشی میبینند که با ارزشهای خودشیفتگی خودشان مطابقت دارد: عامل و از نظر اجتماعی موفق، اما نه به خصوص گرم یا دلسوز.
این تحقیق نشان میدهد که خودشیفتهها لزوماً برداشت دیگران از آنها را اشتباه نمیکنند. آنها ممکن است غالباً تأثیرات مثبتی بگذارند، زیرا سخت تلاش می کنند تا به عنوان افراد با موقعیت بالا و موفق شناخته شوند. در واقع، تحقیقات دیگر نشان میدهد که آنها در ایجاد اولین تاثیرات خوب عالی هستند، بنابراین این ممکن است توضیح دهد که چرا آنها چقدر مثبتتر از دیگران به آنها نگاه نمیکنند – آنها صرفاً سخت تلاش میکنند تا مورد تحسین قرار بگیرند، و گاهی اوقات موفق میشوند.
[ad_2]