دوازده هزار سال پیش، در این سیاره بهار بود. در پایان آخرین عصر یخبندان، اجداد ما در غرب آسیا ابتدا از جوامع کوچک، کوچ نشین، شکارچی-گردآورنده و چوپانی خود رشد کردند. در همان سپیده دم زندگی روستایی، سکونتگاهی در مکانی در بین النهرین علیا، در جنوب شرقی ترکیه کنونی شروع به رشد کرد. این مرکز یک تمدن کامل را در بر می گرفت، قدیمی ترین تمدنی که تاکنون پیدا شده است. ممکن بود گم شده و دفن شده باشد. اما در سال 1995، یک چوپان کرد به طور تصادفی به سنگ تمامشدهای برخورد کرد که از زمین خشک بیرون زده بود.
طی سه دهه بعد، حفاری در گوبکلی تپه یک مکان جشن نوسنگی را کشف کرد. در قرنهای اول، مردم عصر حجر احتمالاً فقط به صورت فصلی این نقطه را اشغال میکردند و بقیه سال را دنبال میکردند یا حیوانات چرا را گله میکردند. اما نسلهای بعدی که ساکن شدند، سازههای یادبود قابل توجه و استادانهای ساختند. اینها شامل مناطقی برای جمع آوری و نشان دادن آنچه که ممکن است یک مجموعه “معبد” بوده باشد، بود.
حکاکی های سنگی مرموز از آن دوران باقی مانده است. این آثار به حدس و گمان می پردازند. چه نوع تشریفاتی رخ داد؟ آنها چه تأثیری بر این پیشگامان گذاشتند؟ با این حال، بدون سوابق مکتوب، کار زیادی برای ادامه دادن نداریم.
جشن یا عیاشی
بنابراین. ذهن سفر می کند. به طور انعکاسی، تصور میکنیم که گذشتهی تاریک نیز ناگوار به نظر میرسد. ما تمایل داریم مردمی را در گذشته باستان به تصویر بکشیم که زیر نور مشعل در برابر تهدیدهای فانی جمع شده اند – جانوران وحشی و مهاجمان بی رحم. اما یک کشف در Göbekli Tepe با تمایلات ما مقابله می کند. حفاری ها حفره های سنگی را کشف کردند که در آن بقایای شیمیایی دانه های تخمیر شده یافت شد.
برای مردم نیمه مستقر که برای اولین بار از بیابان تنها آمده بودند، “تمدن” به معنای “شهرسازی” بود، حتی اگر “شهرها” فقط چند خانه را شامل می شد. مردم ابتدا به منظور تجارت و آسیاب کردن گونه های تازه جهش یافته غلات مغذی چاق که کاشته بودند جمع می شدند. و این ما را به آبجو می آورد.
به دنبال اتصال و مستی
هر جا که مردم غلات را پردازش می کنند، نسخه ای از آبجو را پیدا می کنید. اگر مردم عصر نوسنگی برای جشن مقدس جمع میشدند، میتوانیم بدانیم که آیا نوشیدن یک دم کرده کف آلود نقشی داشته است یا خیر. اگر آیین های قبر را در گذشته های دور و تاریک به تصویر می کشیم، آیا نباید صحنه های درخشان جشن و شادی را نیز تصور کنیم؟ آیا گرانش جای خود را به سبکی داد؟
از آنجایی که اتانول به طور قابل پیش بینی بر سیستم عصبی تأثیر می گذارد، همانطور که مایکل پولن، روزنامه نگار علمی بیان می کند، «دنیای اطراف ما، این سیاره سرد و بی تفاوت، را با درخشش گرم معنا پر می کند»، تعجب آور نیست که این موهبت های روان گردان جذب باید در مکانهایی که مردم ابتدا در گروههای بزرگتر جمع میشدند تعقیب میشد. آبجو مهمانی ها را روغن کاری می کند. و مهمانی ها ما را دور هم جمع می کنند.
آبجو در گهواره تمدن
5000 سال به جلو بپرید. به سمت جنوب به دره ای سرسبز بین رودهای فرات و دجله حرکت کنید. در آنجا «گهواره تمدن» را خواهید دید که در آن زمان، آبجو به یک غذای اصلی تبدیل شده بود.
شاعران و مصححان سومری آبجو را به عنوان روان کننده اجتماعی ستودند. آنها الهه نینکاسی را به عنوان حامی آبجوسازی مورد احترام قرار می دادند. یک سرود تقریباً 4000 ساله به افتخار او حاوی دستور العملی برای دم کردن آبجو از نان جو است و دم کردن را برای ایجاد “حال و هوای شاد” تمجید می کند. (و از قضا، اکنون یک «کبد شاد» است.) نوشیدنی مالت احتمالاً قوام گازپاچو داشت.
آبجو برای سازندگان هرم
مصریان نوشیدنی مایع تری را که از الک صاف می کردند دم می کردند. این آبجو سفارشات پایین تری را حفظ کرد. هیروگلیفها و نقاشیهای دیواری نشان میدهند که کسانی که به صورت گروهی در زیر نور خورشید شمال آفریقا برای ساختن اهرام برای فراعنههایی که بهزودی بهسر میبرند، زحمت میکشیدند، روزانه حدود یک گالن و نیم آبجو صادر میکردند. جیره، هم به عنوان پرداخت و هم به عنوان انگیزه، رقابت را برانگیخت و رفاقتی را برانگیخت. غوغای ساعت خوش در تمام طول روز ادامه داشت. یکی از این باندهای کارگری خود را «مستهای منکائوره» نامید. امروز آنها باید تی شرت درست می کردند.
شراب برای یونانیان
نزدیکتر به زمان ما، اما هنوز خیلیها قبل، یونانیهای عصر کلاسیک اسطورهای پیچیده و ظریف در مورد نوشیدن الکل ایجاد کردند. دیونوسوس که به عنوان خدای شرابسازی و شرابسازی و حامی جشنها پرستش میشد، هم برکات و هم خطرات نوشیدن شراب را در بر داشت. مجسمه های باقی مانده بیان سرگیجه و خالی او را نشان می دهند.
پیروان دیونیزوس را به عنوان خدای لذت و جنون الهی مورد احترام قرار می دادند. ما مدرن ها با مجازات های اجتماعی و قانونی نوشیدن الکل دست و پنجه نرم می کنیم. اما این افراد هیچ مشکلی در آشتی دادن شادی و جنون به عنوان جنبه های یک مقیاس کشویی نداشتند.
باکوس، نسخه رومی خدای شراب یونانی، دیونیسوس، با نگاهی خالی و سرگیجه ظاهر می شود.
منبع: نقاشی دیواری ناپل، ج. 30 سال قبل از میلاد/تصویر حوزه عمومی توسط Wikimedia Commons
توسط 3rd قرن پیش از میلاد، دیونیسوس به عنوان باکوس به رم سفر کرده بود. در آنجا او حامی مهمانیهای وحشی، مخفی، درهم شکسته و با همدیگر شد – «باکانالیا». کمی شراب ما را متمدن تر می کند. یک مقدار ما را آشوب می کند. مجلس سنای روم، بیآزار، این خشمها را نشانهای برای اثبات اقتدار اخلاقی و مدنی خود قرار داد.
بار پریدن
دو هزار سال بعد، ارتباط بین تمدن و «شهروندی» پابرجاست. صحنههای پرجنبوجوش بار، افراد جشن را به غواصیهای محلهای در فیشتاون فیلادلفیا و فلتس در کلیولند، به خیابان راحت رودخانه ساوانا، به محلهی پرجنبوجوش فرانسوی در نیواورلئان، به منطقه جامع کاسترو در سانفرانسیسکو، و به آلنتاون بوفالو میکشاند، جایی که مهمانها میتوانند در آنجا گرم باشند. مهمان نوازی و بازی ایرلندی در یک شب برفی.
میخانهها اقتصاد را در این مناطق شاد به حرکت در میآورند، شغل ایجاد میکنند و توسعه مسکونی و خردهفروشی را در مناطقی که در غیر این صورت ممکن است از تهی شدن پسا صنعتی رنج ببرند، تشویق میکنند.
فروش سرگرمی و جذابیت جنسی
هر پاییز، آبجوسازان آمریکایی بیش از یک چهارم میلیارد دلار صرف تبلیغاتی می کنند که در جریان بازی های فوتبال تلویزیونی پخش می شود. حالات مثبت به نقاط 30 ثانیهای برانگیخته میشوند. نوشیدن آبجو سرگرمی، آرامش، هواداری مشترک، تعلق خاطر و شادی را ارائه می دهد. نوشیدنی های آبجو با طبیعت ارتباط برقرار می کنند. آبجو قدرت و موفقیت ورزشی را افزایش می دهد. آبجو شوخ طبعی و جذابیت جنسی را ارائه می دهد.
این ادعاها احمقانه است اما خالی نیست. همانطور که زندگی مدرن می تواند ما را منزوی کند، آبجو و فوتبال می توانند ما را به هم نزدیک کنند.
لذت در مقابل سلامت و ایمنی عمومی
الکل برای آمریکاییهایی که روی آستینهایشان کتیبههای روحانی میپوشند، بهویژه یک مشکل اخلاقی خاردار است. نزدیک به دو قرن پیش یک جنبش ملی مذهبی/اعتدال قوی در ایالات متحده شکل گرفت. برخلاف یونانیها، ما آمریکاییها در آشتی دادن لذت و هزینههای آن با مشکل خاصی مواجه هستیم.
و بنابراین، ما در مورد آبجو دو نظر داریم. از عصر صمیمانه استقبال می کنیم. ما از مهلت لذت می بریم. ما از احساس رهایی لذت می بریم. ما منافع اقتصادی را محاسبه می کنیم. اما عدم بازدارندگی منجر به مشت و درگیری با اسلحه می شود. ما از بی نظمی و شورش می ترسیم. بیشتر افراد مسئولانه می نوشند. اما فقط 7 درصد از مصرف کنندگان الکل از اختلال ویرانگر مصرف الکل رنج می برند. و دوشنبه بعد از یکشنبه سوپر بول، خوب، میلیونها نفر از خماری رنج میبرند.