20:45 - 2023/11/14

۵ نکته طلایی برای افراد مضطرب در ملاقات هایشان / ۷ راه برای غلبه بر اضطراب افراد مبتلا به OCD

به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی اندیشه قرن ؛۵ نکته که باید قبل از افشای OCD خود در هنگام قرار ملاقات در نظر بگیرید.  دانستن اینکه چه زمانی، چگونه و چه چیزی را به اشتراک بگذاریدو به مردم بگویید، مهم است.  قرار ملاقات، به خصوص در اوایل، برای ...

۵ نکته طلایی برای افراد مضطرب در ملاقات هایشان / ۷ راه برای غلبه بر اضطراب افراد مبتلا به OCD

به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی اندیشه قرن ؛۵ نکته که باید قبل از افشای OCD خود در هنگام قرار ملاقات در نظر بگیرید.  دانستن اینکه چه زمانی، چگونه و چه چیزی را به اشتراک بگذاریدو به مردم بگویید، مهم است.  قرار ملاقات، به خصوص در اوایل، برای افرادی که OCD یا اختلال اضطراب دارند، می تواند چالش برانگیزتر باشد.
اگر در مورد قرار ملاقات بسیار مضطرب هستید، ممکن است احساس فوریت برای فاش کردن همه چیز وجود داشته باشد. در مورد اینکه چگونه شریکتان می تواند از شما حمایت کند، مشخص باشید. ما در ادامه توصیه های روشن در مورد چگونگی غلبه بر افکار مزاحم در مورد آسیب رساندن به مردم را به شما همراهان عزیز و همیشگی می گوییم

با این حال، من می‌خواهم روی این سؤال تمرکز کنم که «چه زمانی و چگونه اسرار افراد مضطرب افشا می شود؟

برای مشتریان من، این سؤال که چه زمانی باید تشخیص OCD خود را فاش کنند، در هنگام قرار ملاقات بسیار سنگین است. خودافشایی می تواند برای مردم یک «وهم» باشد. هم می‌تواند چیزی باشد که مردم می‌دانند برای ایجاد صمیمیت مهم است و هم چیزی باشد که به دلایل بی‌شماری از به اشتراک گذاشتن آن بیم دارند (مانند طرد احتمالی).

برای افراد مبتلا به OCD یا اختلال اضطراب، افشای اطلاعات می تواند یک مسئله چالش برانگیز باشد زیرا:
هیچ پاسخ درستی در مورد زمان افشای آن وجود ندارد (به جز نه در اولین تاریخ).

ممکن است فوری یا غیرمسئولانه به نظر برسد که همه چیز را فوراً فاش نکنید.

روابط معمولاً نامطمئن هستند، به خصوص در اوایل.

با در نظر گرفتن این موضوع، در اینجا مواردی وجود دارد که باید قبل از افشای OCD خود در نظر بگیرید:
بین حفظ اسرار و خصوصی نگه داشتن کسب و کار شما تفاوت وجود دارد.
یک راز به معنای پنهان کردن عمدی اطلاعات است، در حالی که حریم خصوصی، تشخیص اطلاعاتی است که به اشتراک می گذارید. من معتقدم که باید در مقابل اعتماد به طور خودکار (تضاد نحوه قرار ملاقات در تلویزیون واقعیت) کسب شود. مجبور شدم به خودم، فرزندانم و مشتریانم یادآوری کنم که افرادی که کمتر از یک سال با آنها رابطه داشته اید هنوز نسبتاً غریبه هستند، بنابراین مراقب آنچه که افشا می کنید باشید. فقط به این دلیل که احساس فوری می کند به این معنی نیست که اینطور است.

یکی از ترفندهای اضطراب این است که چیزها را فوری جلوه دهید، بنابراین ما همین الان اقدام می کنیم. اگر به طور مشروع در خطر باشید، این به خوبی کار می کند، اما در بیشتر مواقع، «خطر» فقط در ذهن ما وجود دارد. فوریتی که ممکن است در مورد افشای بیماری روانی خود احساس کنیم تا شرکای بالقوه ما بتوانند “خود واقعی” ما را بشناسند، یک وضعیت اضطراری مرگ یا زندگی نیست. به احتمال زیاد، این اضطراب است.

آن را به طور کلی، مختصر و دقیق بیان کنید.
شما نیازی به افشای جزئیات دقیق اختلال خود ندارید، به خصوص اگر شامل آنها باشد. شنیدن افکار مزاحم شما مبنی بر اینکه «آنها واقعاً یکی نیستند» به کسی کمک نمی کند. آنچه شهودی است ممکن است این باشد که اطلاعات بیشتری از آنچه لازم است به آنها بدهیم. گاهی اعتراف و توضیح بیش از حد می تواند رفتارهای کاهش دهنده اضطراب و اطمینان جویی باشد. اما می‌توانید به سادگی بگویید: «می‌خواستم به اشتراک بگذارم که تحت درمان OCD هستم و یاد می‌گیرم که چگونه به علائمم واکنش متفاوتی بدهم. می‌خواستم اگر متوجه شدید که باید بیرون بروم، سرتان را بالا ببرم.»

در مورد اینکه آنها چگونه می توانند از شما حمایت کنند، در صورتی که اصلاً حمایت می کنند، مشخص باشید.
این خیلی مهم است! از شریک زندگی تان انتظار نداشته باشید که ذهن خوان یا درمانگر باشد، حتی اگر او یکی باشد. این مسئولیت شماست که در مواقعی که در حال مبارزه هستید، نحوه حمایت از شما را به اشتراک بگذارید. من شرکای زیادی داشته‌ام که برای یک جلسه برای ارائه برنامه‌ای برای موقعیت‌های مختلف (مثلاً طرح وحشت، طرح «قطع الگو»، «شکستن طرح اطمینان‌جویی») آمده‌اند.

وعده ها و قول های غیرواقعی ندهید
(مثلاً، مثل اینکه نمی گذارید مانع ایجاد رابطه شما شود یا یاد می گیرید که چگونه وقتی با هم هستید تحریک نشوید). مهم نیست که چقدر می خواهید آنها درست باشند، و من معتقدم که این کار را می کنید، آنها غیر واقعی هستند.

من در وعده ها بزرگ نیستم من تعهدات را ترجیح می دهم. شما می توانید متعهد شوید که یاد بگیرید وقتی تحریک شدید چگونه پاسخ دهید. این باعث می شود تمرکز بر روی فرآیند در مقابل نتیجه، جایی که ما نمایندگی داریم، حفظ شود. ما نمی توانیم نتیجه را کنترل کنیم. وقتی روی آن تمرکز می کنیم، فشار بی مورد بر خود و دیگران وارد می کنیم و برای رسیدن به آن به راه حل های سریع متوسل می شویم.

به پاسخ آنها توجه کنید.
شماره ۲ را به خاطر بسپارید. آن را مختصر و دقیق نگه دارید. هنگامی که این کار را انجام دادید، وظیفه شما این است که بنشینید و مشاهده کنید که آنها چگونه آن اطلاعات را دریافت می کنند و به آنها پاسخ می دهند. مطمئن شوید که با نحوه رفتار شما (نه OCD) مطابقت دارد.

قرار ملاقات مشکل است چه مبتلا به OCD باشید و چه بخواهید آن را در تلویزیون انجام دهید. کند کردن این روند می تواند برای سلامت روان و رابطه شما مفید باشد.

۷ نکته برای غلبه بر آسیب OCD
توصیه های روشن در مورد چگونگی غلبه بر افکار مزاحم در مورد آسیب رساندن به مردم.

در آخرین پستم توضیح دادم که “مضرات OCD” چیست. در این پست، بر اساس تجربیاتم به عنوان متخصص OCD و تحقیقاتی که در مورد درمان OCD انجام داده‌ام، توصیه‌های روشنی را برای انجام این کار شرح خواهم داد. استاندارد طلایی درمان OCD، پیشگیری از مواجهه و پاسخ (ERP) است، بنابراین تمام این توصیه ها بر اساس فلسفه و تکنیک های ERP است.

۱. تشخیص دهید که قطب نمای اخلاقی شما “بیش از حد کالیبره شده” است.
اگر مبتلا به OCD مضر هستید، احتمالاً می توانید تشخیص دهید که آستانه کمتری نسبت به اکثر افراد برای زیر سوال بردن اخلاقی بودن اعمال خود دارید. اگرچه بخش عاطفی مغز شما این احساس را ایجاد می‌کند که هر سوال اخلاقی که مطرح می‌شود واقعاً مهم است و واقعاً مشکوک است، بخش منطقی مغز شما احتمالاً می‌تواند ببیند که شما کمی زیاده‌روی می‌کنید.

بیایید از یک مثال بسیار رایج استفاده کنیم که می بینیم OCD مضرات زیادی دارد: ترس از استفاده از چاقو، به ویژه در اطراف افراد دیگر. بسیاری از افراد مبتلا به OCD آسیب دیده از استفاده از چاقو می ترسند زیرا فکر می کنند ممکن است یکی از نزدیکان خود را با چاقو بزنند. کسی که این ترس را دارد ممکن است از خرد کردن سبزیجات اجتناب کند زیرا فکر می کند از نظر اخلاقی اشتباه است که افراد اطراف خود را در معرض خطر چاقو قرار دادن.

واضح است که از نظر اخلاقی اشتباه یا حتی خطرناک نیست که شخصی سبزیجات را خرد کند (حتی در حالی که فکر آسیب رساندن به مردم دارد). اما اگر مبتلا به OCD آسیبی هستید، قطب‌نمای اخلاقی شما به گونه‌ای تنظیم شده است که یک پرچم قرمز برای این موضوع به‌عنوان مشکوک بودن اخلاقی درج کنید. یکی از اولین گام‌ها در غلبه بر آسیب OCD این است که بدانید اگر مغز شما چیزی را از نظر اخلاقی مشکوک نشان می‌دهد، به این معنی نیست که واقعاً از نظر اخلاقی مشکوک است.

۲. اگر مطمئن نیستید که چیزی از نظر اخلاقی درست است یا نادرست، آن را تجزیه و تحلیل نکنید… آن را انجام دهید!
در واقع، من تا آنجا پیش می روم که بگویم اگر شما به OCD آسیب وارد کرده اید و مطمئن نیستید که آیا عملی از نظر اخلاقی قابل قبول است یا خیر، به این معنی است که قطعاً از نظر اخلاقی قابل قبول است. اگر مغز شما آن را زیر سوال می برد، به این معنی است که ما باید آنقدر زیر آستانه چیزی باشیم که اکثر مردم از نظر اخلاقی مشکوک می دانند که بتوانیم مطمئن باشیم که این عمل از نظر اخلاقی قابل قبول است. این استدلال منجر به نصیحت دوم می شود.

ترس های OCD با رویارویی با آنها بهتر می شوند. این اصل کلیدی ERP است. اگر مبتلا به OCD آسیبی هستید، چیزی که باید با آن مقابله کنید، خطر انجام یک کار اشتباه اخلاقی با به خطر انداختن آسیب رساندن به مردم است.

شما باید به مغز خود بیاموزید که چیزهایی که فکر می کند از نظر اخلاقی مشکوک هستند در واقع بی خطر هستند و مغز شما این را فقط از طریق تجربه خواهد آموخت. بسیاری از افراد مبتلا به OCD آسیب دیده مطمئن نیستند که از کجا خط بکشند، و بنابراین زمان زیادی را صرف تجزیه و تحلیل سوالات اخلاقی خود می کنند. اما مجدداً، اگر آسیب مغزی OCD شما این سوال را مطرح می کند که آیا یک عمل از خط گذشته است یا نه، به این معنی است که اینطور نیست و شما باید آن را انجام دهید. چیزی نیست که نیاز به تجزیه و تحلیل داشته باشد. شما در نهایت به پذیرش این خطرات عادت خواهید کرد و مغز شما دیگر با آنها به عنوان خطرناک برخورد نمی کند و اینگونه است که OCD بهتر می شود.

۳. کارهایی را انجام دهید که باعث می شود احساس کنید در خطر آسیب رساندن به دیگران هستید.
از هر چیزی که مغز OCD به شما می گوید از آن اجتناب کنید زیرا ممکن است به دیگران آسیب برسانید، این همان کاری است که برای غلبه بر OCD خود باید انجام دهید. اگر از چاقو می ترسید، یک چاقو در خانه همراه خود داشته باشید. اگر در حین رانندگی از ضربه زدن به مردم می ترسید، رانندگی در اطراف پارکینگ هایی با تعداد زیادی عابران پیاده را تمرین کنید. انجام چنین کارهایی به مغز شما می آموزد که این کارها خطرناک نیستند و ترس در واقع خطرناک نیست.

۴. تصمیمات اخلاقی سریع بگیرید.
اجتناب از چیزهایی که در کوتاه مدت شما را مضطرب می کند، اضطراب را در دراز مدت حفظ می کند. یکی از رفتارهای اجتنابی در OCD می‌تواند اجتناب از عدم اطمینان در مورد سؤالات اخلاقی با صرف زمان طولانی برای تصمیم‌گیری در مورد خوب بودن یا نبودن برخی اقدامات باشد (به عنوان مثال، “آیا برای من خوب است که سبزیجات را امشب خرد کنم؟”). تا حد امکان زمان کمتری را در حالت تصمیم گیری در مورد این موارد صرف کنید. فقط به خود بگویید، “من می خواهم دیگر از OCD آسیب نبینم، و این واقعیت که من به OCD آسیب می رسانم به این معنی است که مغز من احتمالاً در این مورد اشتباه می کند، پس آن را خراب کنید، من فقط می خواهم این کار را انجام دهم.” تصمیم بگیرید که انجام کاری که نگران انجام آن هستید اشکالی ندارد و سریع تصمیم بگیرید.

۵. به یاد داشته باشید که افکار فقط افکار هستند.
داشتن افکار در مورد صدمه زدن به کسی با صدمه زدن واقعی به او متفاوت است. در خود افکار هیچ مشکلی وجود ندارد. ذهن و افکارتان را اینقدر جدی نگیرید.

اگر به OCD آسیبی دارید، به شما اطمینان می دهم: افکار شما هیچ معنایی ندارند و اصلاً ارزش آن را ندارند که به آنها اهمیت داده شود. به ذهن و افکارتان بی احترامی که شایسته آن است بدهید. همه اینها فقط نورون های تصادفی هستند که در مغز شما شلیک می کنند. این فکر توست افکار کاملاً بی معنی هستند. با آنها به عنوان چنین رفتار کنید.

۶. هدفمند به آسیب رساندن به مردم فکر کنید.
اکثر افراد مبتلا به OCD آسیب دیده از افکاری که در مورد آسیب رساندن به دیگران دارند وحشت می کنند. بنابراین، آنها تلاش زیادی می کنند تا از فکر کردن به این افکار خودداری کنند، اما البته، این فقط باعث می شود بیشتر در مورد آنها فکر کنید. درعوض، سعی کنید بیشتر به افکار و عمد فکر کنید. و در این مورد گرافیکی داشته باشید، چیزی را تابو نکنید و از هیچ چیز دوری نکنید.

به این فکر کنید که واقعاً چاقو زدن به کسی چگونه است. گور را تصور کنید، تمام خون را تصور کنید، وحشت را در چهره شخص تصور کنید. می دانم که این وحشتناک به نظر می رسد، اما دوباره: افکار فقط افکار هستند. شما با فکر کردن به این چیزها به کسی صدمه نمی زنید، اما با آموزش مغزتان که این افکار خطرناک نیستند به خودتان کمک می کنید.

۷. درمان را از یک متخصص OCD دریافت کنید.
اگر آسیب OCD واقعاً بر زندگی و عملکرد شما تأثیر می گذارد، توصیه ای بهتر از این نیست که از یک درمانگر کمک بگیرید که واقعاً می داند که آنها با OCD چه می کنند. درمانگری را انتخاب کنید که پیشگیری از مواجهه و پاسخ را انجام دهد، و آنها می توانند به شما کمک کنند در زمان سختی در مسیر خود بمانید و جزئیات مواجهه ها را به درستی دریافت کنید تا مطمئن شوید که کار می کنند.

پایان/*

منبع:اندیشه معاصر

مطالب مرتبط

برنجستان