07:03 - 2025/02/04

یک بازی اولتیماتوم شخص ثالث | روانشناسی امروز

[ad_1] در انجام هیچ کاری قدرت بزرگی وجود ندارد. –Lao tzu ، paraphrased قوس روایت معمول این نوع مقاله با یک داستان واقعی برای نشان دادن یک مسئله روانی مورد علاقه آغاز می شود و سپس در تلاش برای ضبط خصوصیات اساسی و قابل تعمیم پرونده ، ...

یک بازی اولتیماتوم شخص ثالث | روانشناسی امروز

[ad_1]

در انجام هیچ کاری قدرت بزرگی وجود ندارد. –Lao tzu ، paraphrased

قوس روایت معمول این نوع مقاله با یک داستان واقعی برای نشان دادن یک مسئله روانی مورد علاقه آغاز می شود و سپس در تلاش برای ضبط خصوصیات اساسی و قابل تعمیم پرونده ، توصیف رسمی را ارائه می دهد. امروز ، من می خواهم این دستور را معکوس کنم.

بازی

در بازی Ultimatum شناخته شده است (گث و همکاران ، 1982 ؛ کروگر ، 2022). دو بازیکن وجود دارد. به پیشنهاد دهنده ، P ، مبلغ کمی پول داده شده است ، که اکنون می توانند برای تقسیم با گیرنده ، R. ارائه دهند. اگر R پیشنهاد را بپذیرد ، معامله انجام می شود و پول منتقل می شود. اگر R پیشنهاد P را رد کند ، هیچ کس پول نمی گیرد. از نظر تجربی ، بسیاری از پیشنهاد دهندگان تقسیم 50-50 را با میانگین پیشنهاد که تا حدودی زیر 50 ٪ قرار دارد ، ارائه می دهند. پیشنهاد دهندگان به حدی که پیشنهادات سخاوتمندانه ارائه می دهند به عنوان اخلاقی دیده می شوند. گیرنده ها به حدی که پیشنهادات کم را رد می کنند ، اخلاقی دیده می شوند. درک عقلانیت به روش مخالف شیب می یابد (Krueger et al. ، 2020).

حال شخص ثالث را تصور کنید که به دادرسی علاقه مند شوید. فرض کنید t هر کسی است که بودجه بازی را فراهم کرده است. وضعیتی را در نظر بگیرید که در آن P یک تقسیم 60-40 ارائه می دهد و R می پذیرد. قبل از انتقال P 40 ٪ از پول به R ، با این حال ، T تصمیم می گیرد نیمی از انتقال را حفظ کند. به عبارت دیگر ، وضعیت پایان واقعی بازی برای P ، 20 ٪ برای R و 20 ٪ برای T. R. R. R برای T. R. R نمی داند که آیا P از مداخله T آگاه است ، و R هنوز گزینه ای دارد وتوی معامله. R چه کاری انجام می شود؟

اگر R اکنون این معامله اصلاح شده و بدتر را رد کند ، ممکن است امتیاز اخلاقی کسب کند. این تنها با توجه به T ، با این حال ، مداخله آن شکست خورد و چه کسی اکنون دست خالی است. در مورد P چطور؟ P فکر می کرد که پیشنهاد معقول آنها پذیرفته شده است و اکنون از تغییر قلب R شگفت زده شده است. بستگی به این دارد که P از مداخله T مطلع شود ، که ممکن است به درک استدلال R کمک کند. با این وجود ، R ممکن است عاری از گناه اخلاقی نباشد. R می تواند T را برای P خالی کند ، اما هنوز هم گزینه R برای حفظ مزایای P. R به قول P بود ، به دلایلی خوب به نظر می رسد ، اما هنوز هم این یک بازپرداخت بود.

داستان

داستانهای واقعی زندگی حاوی عناصر اضافی هستند که ممکن است مرتبط باشند ، و بنابراین در این مورد است. من خواننده را ترغیب می کنم تا به این فکر کند که آیا بازی توضیح داده شده در بالا داستان زیر را ضبط می کند. در اینجا ، پروفسور هافیز دعوت نامه استاد Ekmek را برای خدمت در یک هیئت برای ارزیابی دکتری رافیک دریافت می کند. پایان نامه هافیز موافق است ، از افتخاری که بسیاری از دانشگاه ها در چنین مواردی ارائه می دهند چشم پوشی می کند ، و صرفاً انتظار وی را نشان می دهد که سفر متوسط ​​، اسکان و هزینه های غذایی پوشش داده می شود. اكمك موافق است.

هفته ها بعد ، دفتر امتحانات در دانشگاه Ekmek و Rafik نامه ای را به حافظ ارسال می کند و خاطرنشان می کند که وی قرار است به عنوان یک ارزیاب پایان نامه خدمت کند و به وی توصیه می کند که دفتر بودجه ای برای تأمین هزینه ها ندارد. هیچ اطلاعات CC وجود ندارد که نشان می دهد دفتر EKMEK را در این مکاتبات کپی کرده است یا خیر. هافیز چه کاری انجام می دهد؟

یک غریزه اول نشان می دهد که هافیز هیچ کاری انجام نمی دهد (Krueger ، 2013). این معامله به شکلی طعمه و سوئیچ رو به وخامت گذاشته است (Cialdini & Guadagno ، 2004) ، بنابراین هیچ اقدامی از Hafiz لازم نیست. با این حال ، شخص وجدان خوب بودن ، هافیز تعجب می کند که اکمک می داند. محتمل ترین استنباط این است که Ekmek بی خبر است. با این حال ، مسلماً ، او باید از سیاست دانشگاه آگاه بود و باید به هافیز آن را آگاه می کرد. رافیک به احتمال زیاد بی خبر است و او کسی است که بیشترین هزینه را تحمل می کند (به عنوان مثال ، دفاع پایان نامه به تعویق افتاده ، که ممکن است برنامه های شغلی را به خطر بیاندازد). اگر هافیز ، یا اكمك یا دفتر قدم بردارند ، وضعیت رافيك نجات خواهد یافت. با این حال ، این دفتر قبلاً تعهد کرده است که هیچ کاری انجام ندهد ، و این کار را به صورت کتبی انجام داده است. هافیز می تواند از سطح بالایی اخلاقی صعود کند و هزینه های سفر خود را بپردازد. Ekmek می تواند ببیند که آیا ممکن است بودجه متفاوتی برای تأمین هزینه پیدا کند.

غریزه دوم نشان می دهد که هافیز به اكمك بگوید كه او از دفتر آموخته است و می بیند كه اكمك چه كاری می كند. این Ekmek را وارد می کند Zugzwang (مجبور کردن او برای حرکت). به نظر می رسد این گزینه از نظر اخلاقی برتر از آنچه غریزه اول است ، برتر است ، اما بدون زیربنای استنباطی خود نیست. هنگامی که Ekmek از Hafiz از وضعیت ایجاد شده توسط دفتر یاد می گیرد ، باید تعجب کند که آیا او تعهد خود را برای اطلاع رسانی از دست داده و به سایر احزاب درگیر اطلاع داده است. این یک بار است که هافیز نمی تواند از Ekmek دور شود. از این رو اولین غریزه جذابیت را حفظ می کند (Krueger ، 2024).

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان